English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (2 milliseconds)
English Persian
win پیروزی برد
wins پیروزی برد
Search result with all words
score پیروزی
scored پیروزی
scores پیروزی
pewter جام پیروزی جایزه
success پیروزی نتیجه
successes پیروزی نتیجه
trophies یادگاری پیروزی
trophies نشان پیروزی
trophy یادگاری پیروزی
trophy نشان پیروزی
conquest پیروزی
conquests پیروزی
victories پیروزی
victory پیروزی
beat پیروزی
beats پیروزی
die ماندن در پایگاه در پایان بازی بیس بال دو سرعت جنگ تا پیروزی
edge پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
edges پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
paean پیروزی نامه
paean پیروزی نامه نوشتن
paeans پیروزی نامه
paeans پیروزی نامه نوشتن
achievement پیروزی
achievements پیروزی کار بزرگ
steal پیروزی غیرمنتظره
steals پیروزی غیرمنتظره
conquer پیروزی یافتن بر
conquering پیروزی یافتن بر
conquers پیروزی یافتن بر
take پیروزی
takes پیروزی
triumph پیروزی
triumphed پیروزی
triumphing پیروزی
triumphs پیروزی
brush دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
brushes دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
palm نخل خرما نشانه پیروزی
palms نخل خرما نشانه پیروزی
triumphant فاتحانه فریاد پیروزی
triumphantly فاتحانه فریاد پیروزی
triumphal حاکی از پیروزی
win پیروزی
wins پیروزی
streak یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streaked یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streaking یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streaks یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
outrun منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrunning منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outruns منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
garrison finish پیروزی غیرمنتظره
head hunt بریدن سردشمن وبردن ان بعنوان غنیمت ونشانه پیروزی
jiujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jiujutsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
long shot شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
nike الهه پیروزی
occupation authority اقتدار ناشی از فتح و پیروزی
pull it out پیروزی در واپسین لحظات
pyrrhic victory پیروزی ای که بی اندازه گران تمام شد
secure of victory مطمئن به پیروزی
shut out مانع پیروزی حریف شدن
sudden victory پیروزی در وقت اضافی
to overcrow one's rival از پیروزی بر حریف شادی کردن
triumphal cloumn برج پیروزی
v day روز پیروزی
victoriously با پیروزی
victoriousness پیروزی
victory day روز پیروزی
victory stele لوح پیروزی
win by knockout پیروزی با ناک اوت
win by retirement پیروزی با کنار رفتن حریف
win on points پیروزی با امتیاز
winnable شایسته پیروزی
V-sign علامت پیروزی
V-signs علامت پیروزی
Vistory was dearly bought . پیروزی بقیمت گرانی بدست آمد ( تلفات جانی فراوان )
save the day <idiom> به پیروزی وموفقیت دست یافتن
turn the tide <idiom> چیزی که بنظر شکست خورده بود به پیروزی رساندن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com