English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
gerontomorphosis پیر شدگی نژاد
Other Matches
epistasis اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
epistasy اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
gelation بسته شدگی سفت شدگی
imminution کم شدگی باریک شدگی
raced نژاد
origin نژاد
Lurs نژاد لر
blood نژاد
descents نژاد
descent نژاد
stirps نژاد
race نژاد
issues نژاد
issued نژاد
issue نژاد
origins نژاد
siblings هم نژاد
phylon نژاد
congenerous هم نژاد
sibling هم نژاد
strains نژاد
phylum نژاد
strain نژاد
races نژاد
purebred پاک نژاد
ethnocentrism نژاد پرستی
the black race نژاد سیاه
Normans از نژاد نرمان
Norman از نژاد نرمان
Slav از نژاد اسلاو
underbred از نژاد غیراصیل
full blood نژاد خالص
full blooded از نژاد اصیل
ethnography نژاد پرستی
pedigree ریشه نژاد
Slavs از نژاد اسلاو
racism نژاد پرستی
ethnology نژاد شناسی
outcrossing پیوند دو نژاد
pedigrees ریشه نژاد
master race نژاد برتر
genocide نژاد ستیزی
genocide نژاد زدایی
anglian مربوط به نژاد
biotype جانداران هم نژاد
ethnocentric نژاد پرست
Celt نژاد سلت
half breed از نژاد مختلف
eugenics اصلاح نژاد
full-blooded پاک نژاد
mutt سگ پست نژاد
mongrel پست نژاد
racists نژاد پرست
racist نژاد پرست
mutts سگ پست نژاد
Adegenerate ( decadent ) race . نژاد فاسد
highborn نیک نژاد
Celts نژاد سلت
mongrels پست نژاد
improvement in stock breading اصلاح نژاد چارپایان
interbreed اصلاح نژاد کردن
bon ton خوش نژاد اشرافی
African American نژاد آفریقایی آمریکایی
heaven born خدایی اسمانی نژاد
negrophobe بیمناک از نژاد سیاه
hamitic مربوط به نژاد حام
of alow parentage فرومایه پست نژاد
anglo saxon نژاد انگلیسی وساکنسونی
africander افریقایی فرنگی نژاد
paleface نژاد سفید پوست
inbreed از یک نژاد ایجاد کردن
Celtic وابسته به نژاد سلت
akkadian نژاد اکد یا اکاد
white civilization تمدن نژاد سفید
top dog نژاد یا شخص غالب
game fowl نژاد خروس جنگی
semitics نژاد شناسی سامی
euthenics اصلاح نژاد محیطی
schnauzer سگ " تری یر "المانی نژاد
skinheads رذل نژاد پرست
quadroon از نژاد سفید وسیاه
anti-Semitic مخالف نژاد سامی
creoles دارای نژاد مخلوط
skinhead رذل نژاد پرست
creole دارای نژاد مخلوط
humankind بشریت نژاد انسان
hamito semitic از نژاد حامی وسامی
dostortion کج شدگی
erections شق شدگی
erection شق شدگی
embeddeness حک شدگی
bottling نخ شدگی
the mast has raked کج شدگی
depressions کم شدگی
depression کم شدگی
neck نخ شدگی
necks نخ شدگی
geniculation خم شدگی
broodmare مادیان برای تولید نژاد
Eurasians از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
hamp shire نژاد خوک سیاه امریکایی
jersey giant نژاد ماکیان خانگی بزرگ
turanian مردمی از نژاد التایی اورال
purebred جانور یا گیاه خوش نژاد
Eurasian از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
a racist attack حمله ای با غرض نژاد پرستی
wiltshire نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
non-human غیر متعلق به نژاد انسان
non human غیر متعلق به نژاد انسان
gelidity بسته شدگی
translocation جابجا شدگی
encrustations دلمه شدگی
strobilation باریک شدگی
gasification تبخیر شدگی
homogenization هم جنس شدگی
tight coupling جفت شدگی
turn over واژگون شدگی
erasure پاک شدگی
encrustation دلمه شدگی
eviration هذیان زن شدگی
expunction پاک شدگی
expurgation پاک شدگی
fixedness تثبیت شدگی
flagginess ول شدگی اویختگی
flocculence قلنبه شدگی
scleriasis سفت شدگی
recvrvature دولا شدگی
intensification افزون شدگی
occlusion جفت شدگی
occlusion بسته شدگی
nigrescence سیاه شدگی
invagination غلاف شدگی
necking باریک شدگی
lateral yield له شدگی جانبی
incalescence گرم شدگی
pairing جفت شدگی
purler پرت شدگی از سر
pulverization خرد شدگی
puchery جمع شدگی
petrifaction سنگ شدگی
paralysation فلج شدگی
liquescence مایع شدگی
puckering جمع شدگی
scarlet سرخ شدگی
acceptability قبول شدگی
coupling جفت شدگی
shortening کوتاه شدگی
contractions جمع شدگی
contraction جمع شدگی
leakages فاش شدگی
expulsions بیرون شدگی
hardening سفت شدگی
expulsion بیرون شدگی
depressions گود شدگی
depression گود شدگی
locking قفل شدگی
shrinkage چروک شدگی
puckers جمع شدگی
pucker جمع شدگی
damnation لعنت شدگی
smelting ذوب شدگی
elongation دراز شدگی
blot پاک شدگی
blots پاک شدگی
blotted پاک شدگی
hybridization هیبرید شدگی
blotting پاک شدگی
petrification سنگ شدگی
fading محو شدگی
removal جدا شدگی
choking اب بند شدگی
dispersion پخش شدگی
acetification ترش شدگی
crookedness انحناء و کج شدگی
detruncation کوتاه شدگی
polarization قطبی شدگی
diffusion پخش شدگی
offsetting دوخم شدگی
offset دوخم شدگی
conglomerations گلوه شدگی
conglomeration گلوه شدگی
narrowing تنگ شدگی
desuetude موقوف شدگی
leakage فاش شدگی
diminution کم شدگی تحقیر
dilution رقیق شدگی
distotion factor ضریب کج شدگی
sclerosis سخت شدگی
puckered جمع شدگی
concretion سفت شدگی
comminution خرد شدگی
congestion جمع شدگی
sprains رگ برگ شدگی
spraining رگ برگ شدگی
sprained رگ برگ شدگی
sprain رگ برگ شدگی
bronchocele بزرگ شدگی
carburization پودر شدگی
coagulation دلمه شدگی
cross fertile اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com