English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (9 milliseconds)
English Persian
young and old پیر و جوان
Search result with all words
young جوان
younger جوان
chaperone شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperone نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperone همراه دختران جوان رفتن
chaperones شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperones نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperones همراه دختران جوان رفتن
chaperons شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperons نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperons همراه دختران جوان رفتن
youthful جوان باطراوت
probation کاراموزی به سر بردن محکومین جوان در مراکز اموزش مخصوص کانون اصلاح و تربیت
snot جوان گستاخ
narcissus جوان رعنایی که عاشق تصویرخودشد
hooligan جوان اوباش صفت
hooligans جوان اوباش صفت
adolescent جوان
adolescents جوان
playboy جوان عیاش
playboy جوان دخترباز
playboys جوان عیاش
playboys جوان دخترباز
punk جوان ولگرد
punks جوان ولگرد
finishing school اموزشگاهی که زنان جوان رابرای دخول درجامعه اماده ومهذب میسار
finishing schools اموزشگاهی که زنان جوان رابرای دخول درجامعه اماده ومهذب میسار
maid دوشیزه یا زن جوان پیشخدمت مونث
maids دوشیزه یا زن جوان پیشخدمت مونث
sow ماده خوک جوان
sowed ماده خوک جوان
sows ماده خوک جوان
gigolo جوان جلف
gigolos جوان جلف
governess زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
governesses زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
oaks مسابقه مادیانهای اصیل جوان در انگلستان
rejuvenation دوباره جوان سازی
rejuvenation جوان سازی
rejuvenate دوباره جوان کردن
rejuvenated دوباره جوان کردن
rejuvenates دوباره جوان کردن
rejuvenating دوباره جوان کردن
fuzz ریش تازه جوان کرکی شدن
fries جوان
fry جوان
frying جوان
nag اسب جوان
nagged اسب جوان
nags اسب جوان
youngish جوان وار
youngish نسبتا جوان
youth شباب شخص جوان
youth جوان
youths شباب شخص جوان
youths جوان
lass زن جوان
lasses زن جوان
dell زن جوان
dells زن جوان
moll زن جوان
molls زن جوان
fillies دختر شوخ و جوان
filly دختر شوخ و جوان
kitties دختر جوان زن سبک و جلف
kitty دختر جوان زن سبک و جلف
macaroni ماکارونی جوان خارج رفته
pullet جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
pullets جوجه مرغ یکساله و کمتر مرغ جوان
puss دخترک زن جوان
adonic جوان زیبایی که معشوق ونوس بود
adonis جوان زیبایی که مورد علاقه افرودیت بود
agerasia پیر جوان نما
an unlicked cub جوان زمخت- ادم نتراشیده ونخراشیده
beardless جوان
beau جوان شیک
boyo پسربچه جوان
callan جوان
callant جوان
chaperon شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperon نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperon همراه دختران جوان رفتن
cocotte زن جوان بد اخلاق وجلف هرزه
duenna زن سالمندی که مراقب دختران وزنان جوان است
ephebophilia جوان خواهی
floozy زن جوان بوالهوس
gill flirt زن جوان سبک وهرزه دخترول
greensick مبتلا به بیماری کم خونی زنان جوان
hidden momentum of population growth به دلیل این که یک جمعیت وسیع جوان
hope chest جعبهای که زن جوان جهیزیه والبسه خود را در ان میگذارد
immature soil خاک جوان
insenescible همیشه جوان
interplant کاشتن درختهای جوان بین درختان دیگر
johnny جوان ژیگولو و خوشگذران پاسبان
junker جوان نجیب زاده المانی
juvenescence حالت جوان شدن
juvenescent جوان شونده
juvenescent نو جوان
juvenescent تازه جوان
lionet شیر جوان
Other Matches
yonker نجیب زاده جوان جوان سلحشور
younker نجیب زاده جوان جوان سلحشور
princox جوان ژیگولو جوان جلف
princock جوان ژیگولو جوان جلف
young persons جوان
yoth جوان
young population جمعیت جوان
young smith اسمیت جوان
to die young جوان مردن
peachick جوان خودفروش
swain جوان روستایی
trull دختر جوان
yong lion شیر جوان
to wear one's years well خوب ماندن جوان
young turk افسر جوان افراطی
yoth شخص جوان جوانمرد
rejuveoize دوباره جوان کردن
rejuvenesce دوباره جوان شدن
rejuveoize دوباره جوان شدن
skipjack جوان ژیگولووخود نما
cora [سر ستونی در شکل زن جوان]
[be] no chicken دیگر جوان نبودن
spring chicken <idiom> شخص جوان (بصورت منفی)
sweetbread تیموس حیوانات جوان دنبلان
sylphid زن جوان وزیبا وباریک اندام
She doesnt like that young man. از آن جوان خوشش نمی آید
yuppies جوان تحصیل کرده و پر - درآمد
yuppie جوان تحصیل کرده و پر - درآمد
You are 5 years younger than me. شما ۵ سال جوان تر از من هستید.
He is not young anymore. او [مرد] دیگر جوان ن [یست] .
You cannot put old heads on young shoulders . <proverb> سر پیر نتوان بر شانه جوان بگذاشت .
have an old head on young shoulders <idiom> جوان ولی عقل بزرگترها را داشتن
YWCAs مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
YWCA مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
passanger شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
reformatory schools کانون اصلاح وتربیت مدارس تهذیب مجرمین جوان
jugend stil [ترجمه تحت الفظی سبک جوان در هنر نوی آلمان]
sugar daddy <idiom> پیرمردی که پولدار است به خانمهای جوان درقبال مصاحبت پول پرداخت میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com