Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
plunger
پیستون شناور
plungers
پیستون شناور
plunger piston
پیستون شناور
Other Matches
floating base
ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
floats
شناور شدن شناور بودن
icebergs
کوه یخ شناور توده یخ شناور
floated
شناور شدن شناور بودن
iceberg
کوه یخ شناور توده یخ شناور
float
شناور شدن شناور بودن
gull
هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
gulls
هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
pistons
پیستون
piston
پیستون
piston cover
کف پیستون
plungers
پیستون
plunger
پیستون
piston head
کف پیستون
piston crown
تاج پیستون
piston ring
رینگ پیستون
piston clearnce
فاصله پیستون
pump piston
پیستون پمپ
piston pressure
فشار پیستون
piston packing
لائی پیستون
piston area
سطح پیستون
piston cover
پوشش پیستون
piston guide
راهنمای پیستون
plungers
پیستون غوطهای
piston rod
دسته پیستون
plunger
پیستون غوطهای
jacket
بوش پیستون
piston stroke
ضربه پیستون
jackets
بوش پیستون
connecting rod
دسته پیستون
piston speed
سرعت پیستون
piston travel
طول ضربه ی پیستون
rotary piston machanism
مکانیزم پیستون دوار
double piston engine
موتور پیستون مضاعف
piston pin
اشپیل پایین پیستون
connecting rod bolt
پیچ دسته پیستون
piston displacement
تغییر مکان پیستون
opposit stroke pistons
پیستون مقابل گرد
brake piston cup
رینگ پیستون ترمز
rotary piston compressor
کمپرسور پیستون دار
throttling rod
پیستون نافم روغن
back stroke
ضربه برگشت پیستون
forked connecting rod
دو شاخ دسته پیستون
actuator
سیلندر پیستون عمل کننده
opposed piston engine
موتور پیستون روبرو متقابل
balanced actuator
سیلندر پیستون محرک هیدرولیکی
rams
دژکوب پیستون منگنه ابی
rammed
دژکوب پیستون منگنه ابی
ram
دژکوب پیستون منگنه ابی
seize
گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
seizes
گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
oil scraper
رینگی در پایین یا حاشیه پایینی پیستون
seized
گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
wrist pin
پینی که در موتور رادیال دسته پیستون را به شاتون اصلی متصل میکند
clearance volume
کمترین حجم سیلندر هنگامیکه پیستون در نقطه مرگ بالاقرار دارد
before bottom center
تعداد درجات گردش میل لنگ قبل از رسیدن پیستون به نقطه مرگ پایین
after bottom center
تعداد درجات گردش میل لنگ بعد از گذشتن پیستون از نقطه مرگ پایین
after top center
تعداد درجات گردش میل لنگ بعد از گذشتن پیستون از نقطه مرگ بالا
before top center
تعداد درجات گردش میل لنگ قبل از رسیدن پیستون به نقطه مرگ بالا
actuating cylinder
سیلندر پیستون عمل کننده سیلندر محرک
counter recoil cylinder
استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
bouyant foundation
پی شناور
float bridge
پل شناور
floating bridge
پل شناور
flying bridge
پل شناور
pontoon
پل شناور
free swimming
شناور
buoyant
شناور
floaty
شناور
on the float
شناور
floating
شناور
drift ice
یخ شناور
pontoons
پل شناور
vessel
شناور
vessels
شناور
floating fundation
پی شناور
nectonic
شناور
above water
<adj.>
شناور
floated
شناور
ballcock
شناور
float
شناور
ballcocks
شناور
pack ice
یخ شناور
afloat
شناور
floats
شناور
dipped electrode
الکترود شناور
fluxed electrode
الکترود شناور
carburetor float
شناور کاربراتور
dipping enamel
لعاب شناور
dipping varnish
لاک شناور
buoy
رهنمای شناور
bouyant foundation
پایه شناور
floater
جسم شناور
antisurface
ضد ناوهای شناور
bouyancy pump
پمپ شناور
drifting mine
مین شناور
float well
چاه شناور
floating grid
شبکه شناور
floating gyro
ژایرو شناور
floating mine
مین شناور
floating point
با ممیز شناور
floating point
ممیز شناور
pontoon bridge
پل شناور قایقی
ice field
یخزار یخ شناور
immersion thermometer
دماسنج شناور
life bouy
رهنمای شناور
natatores
مرغان شناور
nekton
جانور شناور
plunge valve
سوپاپ شناور
submergible pump
پمپ شناور
floating dock
حوض شناور
float guage
اشل شناور
float into position
شناور شدن
float test
ازمون شناور
oil slicks
نفت شناور
float valve
دریچه شناور
levitative
شناور در هوا
oil slick
نفت شناور
floating aquatics
ابزیان شناور
zooplankton
جانوران شناور
floating audress
نشانی شناور
submersible pump
پمپ شناور
floating charactep
دخشه شناور
phytoplankton
گیاهان شناور
wafts
شناور ساختن
swim
شناور شدن
floats
شناور شدن
swims
شناور شدن
pontoon
طراده شناور
pontoons
طراده شناور
floated
شناور بودن
buoys
شناور ساختن
booming
دستگاه شناور
floated
شناور شدن
float
شناور بودن
vessel
یگان شناور
floats
شناور بودن
iceberg
توده یخ شناور
wafting
شناور ساختن
wafted
شناور ساختن
waft
شناور ساختن
booms
دستگاه شناور
icebergs
توده یخ شناور
boomed
دستگاه شناور
boom
دستگاه شناور
immersion heaters
اب گرم کن شناور
immersion heater
اب گرم کن شناور
lifebuoys
گوی شناور
lifebuoy
گوی شناور
floe
تخته یخ شناور
pontoon
اسکله شناور
float
شناور شدن
buoying
راهنمای شناور در اب
barge
تراده شناور
buoying
شناور ساختن
buoying
جسم شناور
buoying
رهنمای شناور
baying
پل رابط در پل شناور
buoyed
رهنمای شناور
barged
تراده شناور
barges
تراده شناور
bayed
پل رابط در پل شناور
buoyed
جسم شناور
buoyed
راهنمای شناور در اب
buoyed
شناور ساختن
bay
پل رابط در پل شناور
buoy
راهنمای شناور در اب
buoy
شناور ساختن
vessels
یگان شناور
buoys
راهنمای شناور در اب
buoys
جسم شناور
buoys
رهنمای شناور
adrift
شناور مهارشده
buoy
جسم شناور
pontoons
اسکله شناور
bays
پل رابط در پل شناور
connecting rod bearing
یاطاقان دسته پیستون یاطاقان شاطون
light buoy
راهنمای شناور چراغدار
natant
شناور یامتحرک دراب
floating point number
عدد با ممیز شناور
short scope buoy
بویه شناور قائم
submersible
غوطه ور شناور زیرابی
plungers
شناور کاربوراتور غوطه ور
bottom mine
مین شناور عمقی
snagline mine
مین با شاخک شناور
floated
روی اب نگهداشتن شناور
floating point
ممیز شناور
[ریاضی]
power driven vessel
یگان شناور موتوری
popping plug
طعمه ماهیگیری شناور
float
روی اب نگهداشتن شناور
plunge battery
باتری با الکترد شناور
floats
روی اب نگهداشتن شناور
raft
دسته الوار شناور بر اب
rafts
دسته الوار شناور بر اب
plunger
شناور کاربوراتور غوطه ور
watching mine
مین شناور در سطح اب
floating point representation
نمایش با ممیز شناور
floating point operation
عملیات ممیز شناور
floating point constant
ثابت ممیز شناور
floating point arithmetic
حساب ممیز شناور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com