Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
melanuria
پیشاب سیاه
Other Matches
basalt
نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
silhouette
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouettes
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
melanin
رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
crape
نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
lant
پیشاب
waters
پیشاب
watering
پیشاب
water
پیشاب
watered
پیشاب
urine
پیشاب
red water
پیشاب خونی
urinary
پیشاب دان
urinating
پیشاب کردن
urolith
سنگ پیشاب
urinals
فرف پیشاب
urinal
فرف پیشاب
oliguresis
پیشاب بسیار کم
oxaluria
یا نمک ان در پیشاب
pellicle of the urme
قوام پیشاب
urethra
مجرای پیشاب
urinary meatus
مجرای پیشاب
urea
ماده پیشاب
urinalysis
پیشاب سنجی
urinmeter
پیشاب سنج
urinary orangs
اندامهای پیشاب
urinary bladder
پیشاب دان
suppression of the urine
حبس پیشاب
urinate
پیشاب کردن
ischury
حبس پیشاب
lactosuria
پیشاب لاکتوزدار
emictory
پیشاب اور
ischuria
حبس پیشاب
lipuria
چربی در پیشاب
dysury
پیشاب فشاردار
haematuria
پیشاب خونی
urinated
پیشاب کردن
urinates
پیشاب کردن
sables
رنگ سیاه لباس سیاه
sable
رنگ سیاه لباس سیاه
black hole
حفره سیاه چاله سیاه
ethiops
سیاب سیاه جیوه سیاه
black holes
حفره سیاه چاله سیاه
smutted whcat
گندم سیاه یا زنگ سیاه
bold face
طرح سیاه حرف سیاه
urethral
وابسته به مجرای پیشاب
brights disease
تراوش پیشاب سفید
hydragogue
پیشاب اور مدر
hydragogue
داروی پیشاب اور یادافع اب
phosphaturia
وجود فوسفات زیاد در پیشاب
urinoscopy
پیشاب بینی امتحان ادرار فسر
urinology
گفتاردرپیشاب مبحث ادرار پیشاب شناسی
urethritis
اماس مجرای پیشاب ورم مجاری بول
mezereum
پوست ماذریون که در داروسازی برای اوردن خوی و پیشاب میدهند
black body radiation
تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
paper white monitor
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
strangury
پیشاب چکه چکه
bogs
سیاه اب
dogwood
سیاه ال
blackest
سیاه
sad coloured
سیاه
grimy
سیاه
ebon
سیاه
marsh
سیاه اب
marshes
سیاه اب
sooty
سیاه
bog
سیاه اب
pitchy
سیاه
blacks
سیاه
night black
سیاه
blacker
سیاه
jet-black
سیاه سیاه
swamps
سیاه اب
pitch dark
سیاه
glaucoma
اب سیاه
mossy
سیاه اب
Negroes
سیاه
Negro
سیاه
quagmires
سیاه اب
jetty
سیاه
quagmire
سیاه اب
jetties
سیاه
swamped
سیاه اب
blacked
سیاه
swamp
سیاه اب
swamping
سیاه اب
black
سیاه
biotite
میکای سیاه
achromatic
سیاه و سفید
liver
جگر سیاه
blach hulled
سیاه پوست
buck wheat
گندم سیاه
aniline black
سیاه انیلینی
bitumen macadam
ماکادام سیاه
french wheat
گندم سیاه
begrime
سیاه کردن
caraway
زیره سیاه
livers
جگر سیاه
colly
سیاه کردن
Congo
یکجورچای سیاه
chiaroscurist
سیاه قلمکار
charbon
سیاه زخم
crowberry
سنگروی سیاه
saracen corn
گندم سیاه
d.'s cow
سوسک سیاه
dark coloured
سیاه رنگ
darky
سیاه زنگی
black light
نور سیاه
black anneal
سیاه گداختن
black ash
خاکستر سیاه
black bile
صفرای سیاه
black propaganda
تبلیغات سیاه
black diamond
الماس سیاه
black eyed
سیاه چشم
black powder
باروت سیاه
black load
سرب سیاه
black finish
پوشش سیاه
black gang
غلام سیاه
black lead
سرب سیاه
I was put to shame. I was shame-stricken.
رو سیاه شدم
black list
فهرست سیاه
black letter
حرف سیاه
black list
لیست سیاه
black liqour
شربت سیاه
black cap
کلاه سیاه
black sheet
ورق سیاه
black body
جسم سیاه
bone black
عاج سیاه
black wash
رنگ سیاه
boldface
حروف سیاه
blackcock
باقرقره سیاه نر
blackcap
کاکل سیاه
hohlraum
جسم سیاه
blackbody
جسم سیاه
black book
کتاب سیاه
black brittleness
شکستگی سیاه
blackamoor
سیاه زنگی
black shortness
ترک سیاه
black brittleness
ترک سیاه
black short
شکستگی سیاه
black level
تراز سیاه
doit
پول سیاه
tamarack
سیاه کاج
the black race
نژاد سیاه
the black sea
دریای سیاه
to black out
سیاه کردن
to wear willow
سیاه پوشیدن
viper's grass
سفورجنه سیاه
wash drawing
ابرنگ سیاه
water proofed mortar
اهک سیاه
sycamine
توت سیاه
substantia nigra
جسم سیاه
red cent
پول سیاه
robed in bleck
سیاه پوش
robed in bleck
سیاه پوشیده
sabled
سیاه پوش
sadly dressed
سیاه پوش
schorl
کهربای سیاه
scoter
مرغابی سیاه
sealing coat
روکاری سیاه
black and white
سیاه و سفید
black eye
چشم سیاه
shame on you!
<idiom>
رویتان سیاه
black wool
پشم سیاه
bottle-dungeon
سیاه چال
donjon
سیاه چال
black eyes
چشم سیاه
jet-black
سیاه شبقی
pissed
سیاه مست
sozzled
سیاه مست
stoned
سیاه مست
zonked
سیاه مست
black coffee
قهوه سیاه
quercitron
بلوط سیاه
iron mould
سیاه کردن
kibitka
سیاه چادرنمدی
lampblack
سیاه یکدست
mammy
دده سیاه
melanic
سیاه پوست
melanite
لعل سیاه
melanotic
سیاه پوست
negress
زن سیاه پوست
in mourning
کثیف سیاه
in mourning
سیاه پوش
eriochrome black
سیاه اریوکروم
ethiope
سیاه پوست
ethiopian
سیاه پوست
ethiops
مهجون سیاه
fuel oil
نفت سیاه
heathbird
باقرقره سیاه
humus
سیاه خاک
negrillo
کوتوله سیاه
negro slave
غلام سیاه
nigritian
سیاه افریقایی
oubliette
سیاه چال
pertussis
سیاه سرفه
pertussus
سیاه سرفه
piper nigrum
فلفل سیاه
platinum black
پلاتین سیاه
plumbaginous
مانندسرب سیاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com