Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (6 milliseconds)
English
Persian
pathfinder
پیشرو کاشف
pathfinders
پیشرو کاشف
Other Matches
discoverer
کاشف
indication
کاشف
discoverers
کاشف
search coil
پیچک کاشف
exploring coil
پیچک کاشف
spelunker
کاشف غار
spotter
کاشف جنایات
apocalyptist
کاشف مجهولات
indication of satisfaction
کاشف از رضای .....
mind readers
کاشف افکار دیگران
mind reader
کاشف افکار دیگران
columbus
کلمبوس کاشف امریکا
troubleshooters
کاشف عیب ونقص ورفع کننده ان
troubleshooter
کاشف عیب ونقص ورفع کننده ان
sonar
دستگاه کاشف زیر دریایی بوسیله امواج صوتی
outrunner
پیشرو
vans
پیشرو
advance guard
پیشرو
antecessor
پیشرو
forward-looking
پیشرو
avant courier
پیشرو
vanward
پیشرو
right wing toward
پیشرو
van
پیشرو
right wing to ward
پیشرو
file leader
پیشرو
foregoer
پیشرو
fugleman
پیشرو
postillion
پیشرو
postilion
پیشرو
chiefs
پیشرو
herald
پیشرو
fascias
پیشرو
forerunners
پیشرو
heralding
پیشرو
futuristic
پیشرو
front men
پیشرو
heralds
پیشرو
front man
پیشرو
forerunner
پیشرو
harbingers
پیشرو
harbinger
پیشرو
chief
پیشرو
precursors
پیشرو
precursor
پیشرو
fascia
پیشرو
heralded
پیشرو
outriders
پیشرو
outrider
پیشرو
progressive
پیشرو
rear takedown with single leg tackel
افلاک پیشرو
market leader
پیشرو بازار
progressive education
ازمون پیشرو
trails
پیشقدم پیشرو
trailing
پیشقدم پیشرو
trailed
پیشقدم پیشرو
trail
پیشقدم پیشرو
progenitors
اجداد پیشرو
progenitor
اجداد پیشرو
avant-garde
پیشرو و موجد
left wing for ward
پیشرو دست چپ
left for ward
در فوتبال پیشرو چپ
leading sectors
بخشهای پیشرو
advance detachment
قسمت پیشرو
advance party
گروه پیشرو
advance party
قسمت پیشرو
billeting party
گروه پیشرو
brand leader
پیشرو در بازار
avant garde
پیشرو و موجد
flag ship
کشتی پیشرو
forward motion
جنبش پیشرو
leader merchandising
پیشرو در عرضه
leadden limbs
پیشرو راهنما
fugle
پیشرو شدن
leading region
نواحی پیشرو
silence gives consent
سکوت موجب رضایت است عدم اعتراض کاشف از اذن است
beach party
گروه پیشرو اب خاکی
leader pricing
پیشرو در قیمت گذاری
right wing forward
پیشرو دست راست
precursory
وابسته به پیشرو بودن
head
رهبر یا دسته پیشرو یک ستون
near leg pickup and leg block
زیر یک خم و تبدیل ان به کنده افلاک پیشرو
lictor
پیشرو حاکم وغیره متصدی مجازات
shore party
گروه پیشرو ساحلی درعملیات اب خاکی
By international standards Germany maintains a leading role.
در معیارهای بین المللی آلمان نقش پیشرو دارد.
Pope, Arthur Upham
آرتور پوپ
[که در ایران به پروفسور پوپ معروف می باشد یک کاشف و منتقد آمریکایی استکه در زمینه های مختلف هنر ایران سال ها تحقیق نموده.]
forward chaining
روش استدلال مبتنی بر وقایع که از شرایط شناخته شده به هدف مطلوب می رسد زنجیره پیشرو
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
leading indicators
شاخصهای اساسی شاخصهای پیشرو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com