English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
overbid پیشنهاد زیادتر
Other Matches
more زیادتر
overdraft حواله زیادتر از اعتبار
overdrafts حواله زیادتر از اعتبار
warmed over زیادتر ازمعمول پخته شده
they rejected his proposition پیشنهاد وی را رد کگردن پیشنهاد اورا نپذیرفتند
allotment advice پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
offer پیشنهاد کردن پیشنهاد
offers پیشنهاد کردن پیشنهاد
offered پیشنهاد کردن پیشنهاد
motion پیشنهاد
motioned پیشنهاد
tendering پیشنهاد
motioning پیشنهاد
motions پیشنهاد
tenderest پیشنهاد
plea پیشنهاد
pleas پیشنهاد
purposes پیشنهاد
purpose پیشنهاد
recommendations پیشنهاد
proposal پیشنهاد
recommendation پیشنهاد
overtures پیشنهاد
overture پیشنهاد
proposals پیشنهاد
proffer پیشنهاد
proffered پیشنهاد
motion [politic] پیشنهاد
application پیشنهاد
offer پیشنهاد
proposal پیشنهاد
overture پیشنهاد
applications پیشنهاد ها
offers پیشنهاد ها
proposals پیشنهاد ها
overtures پیشنهاد ها
propositioning پیشنهاد
proffering پیشنهاد
proffers پیشنهاد
propositions پیشنهاد
bid پیشنهاد
bids پیشنهاد
proposition پیشنهاد
propositioned پیشنهاد
offered پیشنهاد
tender پیشنهاد
offer پیشنهاد
suggestions پیشنهاد
bidders پیشنهاد
bidder پیشنهاد
offers پیشنهاد
suggestion پیشنهاد
tendered پیشنهاد
advancing پیشنهاد کردن
bids پیشنهاد دادن
proposition گزاره پیشنهاد
bidders پیشنهاد کننده
bid پیشنهاد کردن
projects پیشنهاد پلان
bids پیشنهاد خرید
suggestible پیشنهاد کردنی
bidder پیشنهاد کننده
bid پیشنهاد مزایده
bid پیشنهاد دادن
bidder پیشنهاد دهنده
bids پیشنهاد کردن
bids پیشنهاد حراج
bids پیشنهاد مناقصه
advance پیشنهاد کردن
bid پیشنهاد حراج
bid پیشنهاد خرید
propositioned گزاره پیشنهاد
propositioning گزاره پیشنهاد
bids پیشنهاد مزایده
propositions گزاره پیشنهاد
bidders پیشنهاد دهنده
offeror پیشنهاد دهنده
proposal form فرم پیشنهاد
proposal of marriage پیشنهاد عروسی
proposer پیشنهاد کننده
propounder پیشنهاد دهنده
suggester پیشنهاد دهنده
tenderer پیشنهاد دهنده
projected پیشنهاد کردن
tendering form ورقه پیشنهاد
project پیشنهاد پلان
to make overtures پیشنهاد کردن
offerer پیشنهاد دهنده
offer to purchase پیشنهاد خرید
projects پیشنهاد کردن
acceptance of offer پذیرش پیشنهاد
acceptance of offer قبولی پیشنهاد
projected پیشنهاد پلان
counter offer پیشنهاد متقابل
counterbid پیشنهاد متقابل
firm offer پیشنهاد قطعی
firm offer پیشنهاد ثابت
mover پیشنهاد دهنده
project پیشنهاد کردن
offer curve منحنی پیشنهاد
bid پیشنهاد مناقصه
recommendations نامه پیشنهاد
suggestion پیشنهاد القاء
proposing پیشنهاد کردن
proposes پیشنهاد کردن
proposed پیشنهاد کردن
suggestions پیشنهاد القاء
peace offerings پیشنهاد صلح
peace offering پیشنهاد صلح
tender پیشنهاد دادن
tendering پیشنهاد دادن
acceptances تصویب یک پیشنهاد
acceptance تصویب یک پیشنهاد
tendered پیشنهاد دادن
offers پیشنهاد کردن
propose پیشنهاد کردن
propound پیشنهاد کردن
offer پیشنهاد کردن
suggests پیشنهاد کردن
suggesting پیشنهاد کردن
suggested پیشنهاد کردن
suggest پیشنهاد کردن
recommends پیشنهاد کردن
recommending پیشنهاد کردن
recommendation نامه پیشنهاد
offered پیشنهاد کردن
propounding پیشنهاد کردن
tenderest پیشنهاد دادن
propounds پیشنهاد کردن
recommend پیشنهاد کردن
projected طرح یا پیشنهاد کردن
proposal پیشنهاد [برنامه ای یا طرحی]
tendering پیشنهاد ادای دین
tendering پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
proforma پیشنهاد فروش کالا
tendered تقدیم کردن پیشنهاد
My advice is ... پیشنهاد من این است ...
tenderest تقدیم کردن پیشنهاد
project طرح یا پیشنهاد کردن
to pop the question پیشنهاد عروسی کردن
to make a motion پیشنهاد کردن بر ان شدن
to hold out the olive branch <idiom> [پیشنهاد آشتی کردن]
tenderest پیشنهاد ادای دین
tenderest پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tendering تقدیم کردن پیشنهاد
tendered پیشنهاد ادای دین
request for proposal تقاضا برای پیشنهاد
pull one's socks up <idiom> پیشنهاد عالی دادن
tender پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
proffered تقدیم پیشنهاد کردن
proffering تقدیم پیشنهاد کردن
proffers تقدیم پیشنهاد کردن
tendered پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
bidder پیشنهاد دهنده در حراج
ultimata اخرین پیشنهاد قطعی
bidding پیشنهاد مزایده کردن
Many explanations were proffered. توضیحات بسیاری پیشنهاد شد.
ultimatum اخرین پیشنهاد قطعی
ultimatums اخرین پیشنهاد قطعی
projects طرح یا پیشنهاد کردن
proffer تقدیم پیشنهاد کردن
offer to purchase پیشنهاد جهت خرید
offer for sale پیشنهاد جهت فروش
tender پیشنهاد ادای دین
tender تقدیم کردن پیشنهاد
suggestions افهار عقیده پیشنهاد
bidders پیشنهاد دهنده در حراج
suggestion افهار عقیده پیشنهاد
bid against پیشنهاد بهتری دادن
consults پیشنهاد خواستن از یک خبره
consulted پیشنهاد خواستن از یک خبره
consult پیشنهاد خواستن از یک خبره
bidden خواندن پیشنهاد دادن
tenderer پیشنهاد دهنده در مزایده یامناقصه
bid پیشنهاد کردن توپ زدن
propound پیشنهاد کردن ارائه دادن
propounding پیشنهاد کردن ارائه دادن
propounds پیشنهاد کردن ارائه دادن
bids پیشنهاد کردن توپ زدن
put in تقاضا کردن پیشنهاد دادن
propone پیشنهاد کردن ارائه دادن
Please consider my suggestion. لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید
moves پیشنهاد کردن تغییر مکان
moved پیشنهاد کردن تغییر مکان
mover پیشنهاد کننده تکان دهنده
hold forth پیشنهاد کردن انتظار داشتن
move پیشنهاد کردن تغییر مکان
The suggestion didn't go down very well with our boss. کارفرما این پیشنهاد را اصلا نپذیرفت.
to give somebody an ultimatum به کسی آخرین پیشنهاد را دادن [در معامله ای]
Why do you ridicule my suggestion? چرا پیشنهاد مرا مسخره می کنی ؟
[Could I] give you a lift? [colloquial] به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
to offer somebody a lift به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
You yourself suggested it , didt you ? مگر خودت نبودی که این پیشنهاد رادادی ؟
You can't refuse me that ! این [درخواست یا پیشنهاد مرا] را باید قبول کنید!
take over bid پیشنهاد خرید سهام یک شرکت برای اعمال کنترل
golden handshakes پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
golden handshake پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
Is your price offer ( quotation ) stI'll open ( valid ) ? آیا پیشنهاد قیمت شما کماکان بقوت خود با قی است ؟
centronics interface واسط چاپ موازی که توسط Centronics Inc پیشنهاد شده است
to suggest it is appropriate to do so [matter] پیشنهاد می کند که برای انجام این کار مناسب باشد [چیزی ]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com