English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
bidding پیشنهاد مزایده کردن
Other Matches
bids پیشنهاد مزایده
bid پیشنهاد مزایده
tender پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tendering پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tendered پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tenderest پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tenderer پیشنهاد دهنده در مزایده یامناقصه
offers پیشنهاد کردن پیشنهاد
offered پیشنهاد کردن پیشنهاد
offer پیشنهاد کردن پیشنهاد
bid خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
bids خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
invite to tender دعوت به مناقصه یا مزایده کردن
they rejected his proposition پیشنهاد وی را رد کگردن پیشنهاد اورا نپذیرفتند
allotment advice پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
recommending پیشنهاد کردن
project پیشنهاد کردن
offers پیشنهاد کردن
bid پیشنهاد کردن
propose پیشنهاد کردن
proposing پیشنهاد کردن
recommend پیشنهاد کردن
proposed پیشنهاد کردن
recommends پیشنهاد کردن
to make overtures پیشنهاد کردن
proposes پیشنهاد کردن
suggested پیشنهاد کردن
suggests پیشنهاد کردن
propounding پیشنهاد کردن
projects پیشنهاد کردن
propound پیشنهاد کردن
bids پیشنهاد کردن
offered پیشنهاد کردن
advancing پیشنهاد کردن
suggest پیشنهاد کردن
offer پیشنهاد کردن
advance پیشنهاد کردن
projected پیشنهاد کردن
propounds پیشنهاد کردن
suggesting پیشنهاد کردن
tenderest تقدیم کردن پیشنهاد
projected طرح یا پیشنهاد کردن
projects طرح یا پیشنهاد کردن
to hold out the olive branch <idiom> [پیشنهاد آشتی کردن]
project طرح یا پیشنهاد کردن
proffers تقدیم پیشنهاد کردن
proffered تقدیم پیشنهاد کردن
tender تقدیم کردن پیشنهاد
proffering تقدیم پیشنهاد کردن
to make a motion پیشنهاد کردن بر ان شدن
tendered تقدیم کردن پیشنهاد
proffer تقدیم پیشنهاد کردن
tendering تقدیم کردن پیشنهاد
to pop the question پیشنهاد عروسی کردن
propositioning پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
proposition پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propositions پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propositioned پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
moved پیشنهاد کردن تغییر مکان
hold forth پیشنهاد کردن انتظار داشتن
propone پیشنهاد کردن ارائه دادن
put in تقاضا کردن پیشنهاد دادن
bids پیشنهاد کردن توپ زدن
bid پیشنهاد کردن توپ زدن
moves پیشنهاد کردن تغییر مکان
move پیشنهاد کردن تغییر مکان
propounding پیشنهاد کردن ارائه دادن
propounds پیشنهاد کردن ارائه دادن
propound پیشنهاد کردن ارائه دادن
[Could I] give you a lift? [colloquial] به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
to offer somebody a lift به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
auctions مزایده
tender مزایده
high bids مزایده
public sale مزایده
high tender مزایده
tendered مزایده
tenderest مزایده
auction مزایده
auctioning مزایده
bidding مزایده
tendering مزایده
auctioned مزایده
outcry حراج مزایده
tendered مناقصه مزایده
outcries حراج مزایده
sell by auction به مزایده فروختن
appeal for tenders درخواست مزایده
bids مناقصه مزایده
invitation to tender دعوت به مزایده
tendering مناقصه مزایده
tender مناقصه مزایده
bid مناقصه مزایده
auctioneers متصدی مزایده
auctioneer متصدی مزایده
biddability مزایده شدنی
highest bidder برنده مزایده
high tender به مزایده گذاشتن
put up to auction به مزایده گذاشتن
tenderest مناقصه مزایده
auction sale مزایده فروش
licit فروش ازطریق مزایده
by tender از طریق مزایده یا مناقصه
auction of rug حراج و مزایده فرش
to invite tenders for something چیزی را به مزایده گذاشتن
to advertise for bids چیزی را به مزایده گذاشتن
bids به مناقصه یا مزایده گذاشتن
bid به مناقصه یا مزایده گذاشتن
tenderer شرکت کننده در مزایده یامناقصه
bid bond ضمانتنامه شرکت در مناقصه یا مزایده
tender guarantee ضمانت شرکت در مزایده یامناقصه
tender bond ضمانتنامه شرکت در مناقصه یا مزایده
call for tender برای مزایده یا مناقصه فراخواندن
bid bond ضمانت شرکت در مناقصه یا مزایده
bidder پیشنهاد
tenderest پیشنهاد
tendered پیشنهاد
tendering پیشنهاد
proffers پیشنهاد
proffering پیشنهاد
bidders پیشنهاد
proffered پیشنهاد
tender پیشنهاد
proffer پیشنهاد
suggestions پیشنهاد
purposes پیشنهاد
propositions پیشنهاد
propositioning پیشنهاد
offer پیشنهاد
offers پیشنهاد
offered پیشنهاد
propositioned پیشنهاد
plea پیشنهاد
motions پیشنهاد
bids پیشنهاد
purpose پیشنهاد
motioning پیشنهاد
bid پیشنهاد
pleas پیشنهاد
proposition پیشنهاد
motion پیشنهاد
motioned پیشنهاد
proposal پیشنهاد
recommendations پیشنهاد
motion [politic] پیشنهاد
recommendation پیشنهاد
overture پیشنهاد
overtures پیشنهاد
applications پیشنهاد ها
offers پیشنهاد ها
proposals پیشنهاد ها
overtures پیشنهاد ها
suggestion پیشنهاد
overture پیشنهاد
application پیشنهاد
offer پیشنهاد
proposal پیشنهاد
proposals پیشنهاد
selling race مسابقه اسب دوانی که در ان اسب برنده بمعرض مزایده گذارده میشود
offeror پیشنهاد دهنده
tendering پیشنهاد دادن
suggestions پیشنهاد القاء
overbid پیشنهاد زیادتر
counter offer پیشنهاد متقابل
acceptances تصویب یک پیشنهاد
acceptance تصویب یک پیشنهاد
tender پیشنهاد دادن
suggestion پیشنهاد القاء
tendered پیشنهاد دادن
offerer پیشنهاد دهنده
suggester پیشنهاد دهنده
tenderest پیشنهاد دادن
counterbid پیشنهاد متقابل
bid پیشنهاد مناقصه
bids پیشنهاد خرید
bids پیشنهاد حراج
offer curve منحنی پیشنهاد
tendering form ورقه پیشنهاد
tenderer پیشنهاد دهنده
peace offerings پیشنهاد صلح
peace offering پیشنهاد صلح
firm offer پیشنهاد ثابت
bids پیشنهاد دادن
acceptance of offer پذیرش پیشنهاد
mover پیشنهاد دهنده
bid پیشنهاد دادن
bid پیشنهاد خرید
bid پیشنهاد حراج
recommendation نامه پیشنهاد
acceptance of offer قبولی پیشنهاد
bids پیشنهاد مناقصه
propositioning گزاره پیشنهاد
proposition گزاره پیشنهاد
proposal form فرم پیشنهاد
recommendations نامه پیشنهاد
firm offer پیشنهاد قطعی
bidder پیشنهاد دهنده
bidder پیشنهاد کننده
suggestible پیشنهاد کردنی
projects پیشنهاد پلان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com