English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (7 milliseconds)
English Persian
pastorate پیشوایی روحانی
Other Matches
headships پیشوایی
headship پیشوایی
pastorship پیشوایی
hegemony تسلط پیشوایی
sederunt جلسه روحانیان کلیسا اعضای جلسه روحانی شورای روحانی
marabout روحانی
spiritual روحانی
unworldly روحانی
sacred روحانی
anagogic روحانی
unfrocked روحانی
marabou روحانی
etherean روحانی
spiritualist روحانی
spiritualists روحانی
clergymen روحانی
spiritually روحانی
ethereal روحانی
heavenly روحانی
herdsmen روحانی
unwordly روحانی
clergyman روحانی
herdsman روحانی
spiritual روحانی معنوی
etherealize روحانی کردن
copartnership ردای روحانی
pastors پیشوای روحانی
pastor پیشوای روحانی
lay غیر روحانی
temporal غیر روحانی
perdition مرگ روحانی
spirituality عالم روحانی
hierarch رئیس روحانی
padre پدر روحانی
padres پدر روحانی
lays غیر روحانی
hymn سرود روحانی
hymns سرود روحانی
residentiary روحانی مقیم
prelacy حکومت روحانی
spirilual nutriment غذای روحانی
spiritualize روحانی کردن
laywoman زن غیر روحانی
charisma جذبه روحانی
heavenliness روحانی الوهیت
pater پدر روحانی
twice born تولدتازه روحانی یافته
goddaughter دختر خواندهی روحانی
spirituous دارای حالت روحانی
goddaughters دختر خواندهی روحانی
subdeacon معاون گماشته روحانی
spiritualization جنبه روحانی دادن به
secularises غیر روحانی کردن
pneumatology مبحث موجودات روحانی
deconsecrate غیر روحانی کردن
gnosticism فلسفه عرفانی یا روحانی
secular songs سرودهای غیر روحانی
hiearchic وابسته به سران روحانی
inquisitional وابسته به دادگاه روحانی
laicism غیر روحانی بودن
rapture شعف وخلسه روحانی
apostles عالیترین مرجع روحانی
priest روحانی کشیشی کردن
priests روحانی کشیشی کردن
secularising غیر روحانی کردن
secularize غیر روحانی کردن
secularized غیر روحانی کردن
heavens خدا عالم روحانی
heaven خدا عالم روحانی
secularizing غیر روحانی کردن
apostle عالیترین مرجع روحانی
secularised غیر روحانی کردن
raptures وجد روحانی ربایش
raptures شعف وخلسه روحانی
rapture وجد روحانی ربایش
secularizes غیر روحانی کردن
laymen شخص غیر روحانی
layman شخص غیر روحانی
religious تارک دنیا روحانی
regenerated زندگی تازه و روحانی یافته
regenerate زندگی تازه و روحانی یافته
minor order صفوف روحانی پایین درجه
unfrock از کسوت روحانی خارج شدن
regenerates زندگی تازه و روحانی یافته
regenerating زندگی تازه و روحانی یافته
laity مردم غیر روحانی ناشی
charism عطیه الهی جذبه روحانی
spiritual غیر مادی بطور روحانی
defrock خلع کسوت روحانی کردن
gnosis دانش رازهای روحانی عرفان
disfrock ازکسوت روحانی خارج شدن
gnostic دارای اسرار روحانی نهانی
reborn تغییر حالت روحانی یافته
hierarchies حکومت ودرجه بندی سران روحانی
revest جامه روحانی پوشیدن روکش کردن
hierarchy حکومت ودرجه بندی سران روحانی
despiritualize فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
laicize بصورت غیر روحانی یا غیرعلمی در اوردن
officiant کشیش شاغل و مسئول مجلس روحانی
major seminary دانشکده علوم روحانی جماعت کاتولیک
godmother نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
godmothers نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
primate of all england سراسقف که بزرکترین مقام روحانی انگلیس را داراست
lay deacon شماسی که پیشه غیر روحانی را دنبال میکند
impropriate حرام کردن بدست غیر روحانی دادن
hierarchies گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
simony خرید وفروش مناصب روحانی وموقوفات وعواید دینی
imposition of hands هنگام دادن ماموریت روحانی بکسی یادعا کردن به وی
hierarchy گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
godchildren طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
procuratrix زنی که در خانقاه راهبات کارهای غیر روحانی رااداره میکند
godchild طفلی که در موقع تعمید به پسر خواندگی روحانی شخص در میاید
to take orders منصب روحانیت را گرفتن بیکی از درجات روحانی گماشته شدن
churchwarden هر یک از دو نفر اعضای غیر روحانی که به برخی از امور کلیسا رسیدگی میکنند
churchwardens هر یک از دو نفر اعضای غیر روحانی که به برخی از امور کلیسا رسیدگی میکنند
limitarian کسیکه معتقد است بخش محدودی از مردم گیتی رستگاری روحانی خواهندداشت
presbyteries داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
presbytery داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
totem روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
totems روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
psalms سرود روحانی سرود
psalm سرود روحانی سرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com