English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (8 milliseconds)
English Persian
outrun پیشی جستن بر
outrunning پیشی جستن بر
outruns پیشی جستن بر
to get the better of پیشی جستن بر
to give the go by to پیشی جستن بر
Search result with all words
outstrip عقب گذاشتن پیشی جستن از
outstripped عقب گذاشتن پیشی جستن از
outstripping عقب گذاشتن پیشی جستن از
outstrips عقب گذاشتن پیشی جستن از
trump مغلوب ساختن پیشی جستن
trumps مغلوب ساختن پیشی جستن
out act پیشی جستن از
outbalance پیشی جستن
to get the upper hand پیشی جستن
toget the start of one's rival بررقیبان خود پیشی یا سبقت جستن
Other Matches
to make approaches وسایل نزدیک شدن جستن دسترس جستن
escapes رهایی جستن خلاصی جستن
escape رهایی جستن خلاصی جستن
escaped رهایی جستن خلاصی جستن
escaping رهایی جستن خلاصی جستن
puss پیشی
anteriority پیشی
better hand پیشی
antecedence پیشی
transposition پس و پیشی
kitties پیشی
kitty پیشی
antecedent پیشی
preceding پیشی
vanward پیشی
antecedents پیشی
pussy مثل پیشی
pussies مثل پیشی
precedency پیشی اولویت
precedence پیشی گرفتن
precedence پیشی اولویت
outshine پیشی گرفتن از
exceeding سبقت و پیشی
outshines پیشی گرفتن از
outshining پیشی گرفتن از
outshone پیشی گرفتن از
outfly در پرواز پیشی افتادن از
to give priority to پیشی دادن به مقدم دانستن بر
bounces پس جستن
bounce پس جستن
bounced پس جستن
spring جستن
springs جستن
overleap جستن از
outjockey جستن بر
jumps جستن
jumped جستن
jump جستن
forestalls پیش جستن بر
forestalled پیش جستن بر
forestall پیش جستن بر
to be out of the woods <idiom> از خطر جستن
to be over the hump [American] <idiom> از خطر جستن
to be over the worst <idiom> از خطر جستن
overtop برتی جستن بر
to come out of the woods <idiom> از خطر جستن
denying تبری جستن
overtop برتری جستن از
outvie برتری جستن از
to gain a ccess تقرب جستن
outguess سبقت جستن
purgation برائت جستن
to carry sword شمشیر جستن
to find f.with عیب جستن از
to find fault with عیب جستن
to gain the upper hand تفوق جستن
to keep one's distance دوری جستن
get the start of سبقت جستن بر
to make a pounce ناگهان جستن
to seek refuge پناه جستن
to seek shelter پناه جستن
to be off the hook <idiom> از خطر جستن
antecede برتری جستن
renounced تبری جستن از
hip جستن پریدن
hips جستن پریدن
excel تفوق جستن بر
excelled تفوق جستن بر
excelling تفوق جستن بر
excels تفوق جستن بر
shoot forth بالا جستن
shoot out بالا جستن
shoot-out بالا جستن
renouncing تبری جستن از
renounces تبری جستن از
best برتری جستن
leap جستن دویدن
leaped جستن دویدن
leaps جستن دویدن
assist شرکت جستن
assisted شرکت جستن
assisting شرکت جستن
assists شرکت جستن
renounce تبری جستن از
shoot-outs بالا جستن
denied تبری جستن
deny تبری جستن
transcend سبقت جستن
transcending سبقت جستن
transcended سبقت جستن
denies تبری جستن
transcends سبقت جستن
overrode برتری جستن بر
overridden برتری جستن بر
override برتری جستن بر
overrides برتری جستن بر
find جستن تشخیص دادن
wager of law تبری جستن با سوگند
to gain a over برتری یاتفوق جستن بر
out maneuver تفوق جستن در مانور
finds جستن تشخیص دادن
to escape with life and limb سختی رهایی جستن
emulating برابری جستن با پهلو زدن
emulate برابری جستن با پهلو زدن
emulated برابری جستن با پهلو زدن
emulates برابری جستن با پهلو زدن
anticipate پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipated پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipates پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipating پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
surpass بهتر بودن از تفوق جستن
overleap جستن از روی نادیده گذشتن از
surpassed بهتر بودن از تفوق جستن
surpasses بهتر بودن از تفوق جستن
to steal a march on any one بر کسی پیشدستی کردن یاسبقت جستن
overjump بیش از اندازه نیروی خود جستن
to get the upper hand برتری جستن تفوق پیدا کردن
to have recourse to a person بکسی توسل جستن یامتوسل شدن
scooting بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
scooted بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
scoots بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
scoot بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
view halloo فریاد شکارچی پس ازمشاهده بیرون جستن روباه از پناهگاه
rocket راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketed راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
to pounce on somebody به کسی ناگهان جستن [و حمله کردن ] [مانند جانور شکارگر]
rockets راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketing راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
isolationism سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com