English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 6 (3 milliseconds)
English Persian
assumed <adj.> <past-p.> پیش پنداشته شده
preconditioned <adj.> <past-p.> پیش پنداشته شده
premised <adj.> <past-p.> پیش پنداشته شده
presumed <adj.> <past-p.> پیش پنداشته شده
presupposed <adj.> <past-p.> پیش پنداشته شده
Search result with all words
ostensible شریک فاهری در CL کسی را گویند که اسمش در ضمن اسم شرکتی اعلام شود و یا عملا" در اداره ان دخالت کند که در این حالت مشئوولیت او در برابر کسانی که به ایت اعتبار او را شریک پنداشته اند درست مانند شرکاواقعی است هر چند که درواقع سهمی نداشته باشد
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com