Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
rhabdomancy
پیش گویی بوسیله چوب یاعصا
Other Matches
catechetics
فن اموزش اصول دین بوسیله پرسش مسئله گویی
chiromancy
پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
telnet
پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
scandal
بد گویی
hypologia
کم گویی
knop
گویی
so to peaking
گویی
to stab in the back
بد گویی
scandals
بد گویی
free spokenness
رک گویی
plain speaking
رک گویی
downrightness
رک گویی
outdpokenness
رک گویی
candour
رک گویی
laconic speech
کم گویی
soliloquy
تک گویی
hypophrasia
کم گویی
candor
رک گویی
soliloquies
تک گویی
one would say
گویی
pauciloquy
کم گویی
ingenuousness
رک گویی
as thought
گویی
jocose
بذله گویی
jocosely
بذله گویی
to speak ill of
بد گویی کردن از
reticence
سکوت کم گویی
gossips
اراجیف بد گویی
repetition
باز گویی
piffle
مهمل گویی
tachyphemia
شتابان گویی
rant
بیهوده گویی
ranted
بیهوده گویی
ambage
ابهام گویی
agitolalia
شتابان گویی
repetitions
باز گویی
witticisms
بذله گویی
witticism
بذله گویی
leasing
دروغ گویی
tachylalia
شتابان گویی
cluttering
بریده گویی
rants
بیهوده گویی
ranting
بیهوده گویی
exaggeration
گزافه گویی
wit
بذله گویی
improvisation
بدیهه گویی
wittiness
بذله گویی
wittiness
لطیفه گویی
disclosure
بی پرده گویی
incoherence
گسسته گویی
gossip
اراجیف بد گویی
gossiped
اراجیف بد گویی
gossiping
اراجیف بد گویی
overstatements
گزافه گویی
overstatement
گزافه گویی
word salad
اشفته گویی
bullshit
گزافه گویی
tautologize
مکرر گویی
premonition
شوم گویی
premonitions
شوم گویی
waggery
بذله گویی
wits
بذله گویی
restatements
باز گویی
restatement
باز گویی
verbosity
اطناب گویی
jest
بذله گویی
jests
بذله گویی
tympany
گزافه گویی
unreserve
بی پرده گویی
verbalization
دراز گویی
knock
بد گویی کردن از
knocked
بد گویی کردن از
knocks
بد گویی کردن از
vituperation
ناسزا گویی
disclosures
بی پرده گویی
idioglossia
نامفهوم گویی
labyrinthine speech
پریشان گویی
contradiction
خلاف گویی
contradictions
خلاف گویی
polyphrasia
پریشان گویی
reticency
سکوت کم گویی
revilement
ناسزا گویی
lallation
کودکانه گویی
rhodomontade
گزاف گویی
ranten
بیهوده گویی
extemporization
بالبداهه گویی
facetiousness
بذله گویی
logorrhea
پراکنده گویی
open heartedness
رک گویی صداقت
poeticism
شعر گویی
idiolalia
مهمل گویی
gratulation
تبریک گویی
iterance
باز گویی
prate
یاوه گویی
pseudology
دروغ گویی
missatement
خلاف گویی
free spokenness
ساده گویی
metonymy
به تقریب گویی
rodomontade
گزاف گویی
irony
وارونه گویی
divagation
پریشان گویی
self contradiction
تناقض گویی
echophrasia
پژواک گویی
ellipsis
بریده گویی
invective
ناسزا گویی
so to speak
چنانکه گویی
soliloquize
تک گویی کردن
door-knob
دستگیره گویی
somniloquy or quence
سخن گویی
stilted speech
مطنطن گویی
to fling d.
بد گویی کردن
ironies
وارونه گویی
divination
غیب گویی
knobs
دستگیره گویی
knob
دستگیره گویی
echolalia
پژواک گویی
polylogia
پریشان گویی
scandalum magnatum
بد گویی از بزرگان
obsequiousness
تملق مزاج گویی
it look as if
چنین مینماید که گویی
Do you mean it ? Really ? Honestly ?
جان من ؟( جدی می گویی )
chicaneries
ضد ونقیض گویی مغالطه
natters
یاوه گویی کردن
Is that so ? You dont say.
نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
logorrhea
پرحرفی وبیهوده گویی
chicanery
ضد ونقیض گویی مغالطه
nattering
یاوه گویی کردن
natter
یاوه گویی کردن
bullshit
چرند گویی کردن
extravaganza
فانتزی گزاف گویی
extravaganzas
فانتزی گزاف گویی
hyperbole
غلو گزاف گویی
divining
غیب گویی کردن
nattered
یاوه گویی کردن
recriminative
پس دهنده بد گویی یا تهمت
hyperbolize
گزافه گویی کردن
corespondent
مسئول جواب گویی
witticism
شوخی لطیفه گویی
divining rod
چوب غیب گویی
toucher
گویی که باجک برخوردکند
witticisms
شوخی لطیفه گویی
divines
غیب گویی کردن
divined
غیب گویی کردن
pleasantries
بذله گویی شوخی
pleasantry
بذله گویی شوخی
delirium
پرت گویی دیوانگی
gutter ball
گویی که به شیار میافتد
grandiloquence
گزاف گویی مبالغه
fribble
یاوه گویی کردن
forebode
پیش گویی کردن
veridical
از روی حقیقت گویی
divine
غیب گویی کردن
tergiversation
بی ثباتی تناقض گویی
deliriousness
پرت گویی
[روانشناسی]
overstates
گزافه گویی کردن
bounces
جست گزاف گویی
overstate
گزافه گویی کردن
exaggerating
گزافه گویی کردن
exaggerates
گزافه گویی کردن
recriminatory
پس دهنده بد گویی یاتهمت
exaggerate
گزافه گویی کردن
dotes
پرت گویی کردن
doted
پرت گویی کردن
dote
پرت گویی کردن
effusively
چنانکه گویی بریزد
bounced
جست گزاف گویی
overstating
گزافه گویی کردن
bounce
جست گزاف گویی
quirks
مزاجی تناقض گویی
deliriousness
هذیان گویی
[روانشناسی]
quirk
مزاجی تناقض گویی
overstated
گزافه گویی کردن
he coins money
گویی پول سکه میزند
geomancy
غیب گویی ازروی خاک
welcoming drink
نوشیدنی خوش آمد گویی
divination
پیش گویی فال گیری
rodomontade
گزافه گویی کردن فریاد
longbow
اغراق گویی کمان دستی
longbows
اغراق گویی کمان دستی
he made a show of goung
چنان وانمودکردکه گویی میرود
bounces
پریدن گزاف گویی کردن
bounce
پریدن گزاف گویی کردن
flim flam
هرزه درایی گزاف گویی
mealy-mouthed
دریغ دارنده ازراست گویی
mealy mouthed
دریغ دارنده ازراست گویی
bounced
پریدن گزاف گویی کردن
ingenuously
ازروی سادگی بارک گویی
self contradiction
معارضه بانفس تناقض گویی
bombast
جنس پنبهای گزافه گویی
my ears burn
گویی کسی از من سخن می گوید
mythomania
جنون دروغ یا اغراق گویی
monological
وابسته بشیوه تنهاسخن گویی
magniloquence
قلمبه نویسی گزاف گویی
You took the words out of my mouth.
جانا سخن از زبان ما می گویی
humoristic
مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
fatidic
وابسته به پیش گویی حوادث و وقایع
touch on (upon)
<idiom>
خلاصه وار نوشتن ،چکیده گویی
on
گویی که هدف ضربه بعدی است
As for me , I was going crazy ( mad ) .
مرا می گویی داشتم دیوانه می شدم
improvisatorial
وابسته به بدیهه گویی یابدیهه سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com