English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (9 milliseconds)
English Persian
smee battery پیل اسمی
Search result with all words
premium مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
premiums مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
tolerance بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
tolerances بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
gerund اسمی که از اضافه کردن
gerunds اسمی که از اضافه کردن
rating رژیم اسمی
ratings رژیم اسمی
ostensible شریک اسمی
nominal اسمی
asthmatic دچار تنگی نفس اسمی
asthmatics دچار تنگی نفس اسمی
rated اسمی
abjectival use of a noun استعمال اسمی به طور صفت
above par بالاتر از بهای اسمی
at par به قیمت اسمی
at par بقیمت اسمی
at par بقیمت اصلی برابرقیمت اسمی
at par قیمت اسمی سند
at par قیمت ثابت انتقال ارز به بهای اسمی
below par کمتر از بهای اسمی
below par کمتر از ارزش اسمی
bond discount تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
call price ارزش اسمی
callable bond نوعی قرضه که صادر کننده حق بازخرید ان را قبل ازموعد اسمی ندارد
cation یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
continuous rating کار پیوسته اسمی
debt discount تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
denominative اسمی
depreciation of currency کاهش قیمت اسمی سکه طلای استاندارد
face value ارزش اسمی
face value مبلغ اسمی مبلغی که روی سکه اسکناس و یا سهام نوشته شده است
face value بهای اسمی
full load بار خارجی اسمی
imparisyllabic دردستوریونانی اسمی که حالت اضافه هجاهای بیشتری داردتادرحالت فاعلیت
indicated horsepower توان اسب اسمی دستگاه
intermittent rating کار اسمی متناوب
it answers to its name اسمی است بامسمی
n.h.p. توان اسمی دستگاه
nominal capital سرمایه اسمی
nominal cost هزینه اسمی
nominal data داده اسمی
nominal diameter قطر اسمی
nominal gross national product محصول ناخالص ملی اسمی
nominal horsepower توان اسب اسمی دستگاه
nominal income درامد اسمی
nominal interest rate نرخ بهره اسمی
nominal load بار خارجی اسمی
nominal load بار اسمی
nominal partner شریک اسمی
nominal pitch گام اسمی
nominal price قیمت اسمی
nominal price بهای اسمی
nominal rating کار اسمی
nominal scale مقیاس اسمی
nominal scale شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
nominal size اندازه اسمی
nominal value ارزش اسمی
nominal value قیمت اسمی سهمی
nominal value بهای اسمی
nominal value قیمت اسمی
nominal value مقدار اسمی
nominal voltage ولتاژ اسمی
nominal wage مزد اسمی
nominative appositive اسمی که بعلت بدل شدن حالت فاعلیت پیدا کند
nominative indepdent اسمی که درحالت نداواقع شود
nounal اسمی
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
onomastic اسمی
par value ارزش اسمی
pentaptote اسمی که دارای پنج حالت باشد
rated candlepower شمع اسمی
rated current جریان اسمی
rated duty کار اسمی
rated quantity مقدار اسمی
rated voltage ولتاژ اسمی
substantival اسمی
trinomial سه اسمی
voltage rating of a condenser ولتاژ اسمی خازن
write down یادداشت کردن تنزل دادن بهای اسمی سهام
write down تنزل دادن بهای اسمی سهام
His name is never mentioned anywhere . اسمی ازاو درجایی برده نمی شود
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com