English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (4 milliseconds)
English Persian
end cell پیل اضافی
regulating cell پیل اضافی
Search result with all words
surcharge نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharge هزینه اضافی
surcharge درصد هزینههای اضافی
surcharge مبلغ جریمه نرخ اضافی
surcharge مالیات اضافی
surcharge هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
surcharge نرخ اضافی
surcharges نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharges هزینه اضافی
surcharges درصد هزینههای اضافی
surcharges مبلغ جریمه نرخ اضافی
surcharges مالیات اضافی
surcharges هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
surcharges نرخ اضافی
stringer قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
stringers قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
redundancies اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
redundancies تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
redundancy اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
redundancy تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
card کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
cards کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
parity بیت اضافی افزوده به کلمه داده برای بررسی پیوستی
sound کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند
sounded کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند
soundest کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند
sounds کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند
remark عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarked عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarking عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarks عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
word تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
worded تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
relative اضافی
over گذشته اضافی
over- گذشته اضافی
desktop ترکیب نرم افزار خالص و سخت افزار اضافی که به کاربر امکان ویرایش ویدیو روی PC میدهد
graphics کارت اضافی برای PC یا Macintosh که متن ها ایجاد شده یا تصاویر را با یک منبع ویدیویی خارجی ترکیب میکند
overtime اضافی
overtime ساعات اضافی
overtime وقت اضافی
overtime وقت اضافی اضافه کار اضافه کاری ساعت فوق العاده
padding متن اضافی
access اضافی
accessed اضافی
accesses اضافی
accessing اضافی
digit عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
digits عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
appendix قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
appendixes قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
plus اضافی
additional اضافی
protection کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
handicap مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
handicaps مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
check رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
checked رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checked حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
checks رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checks حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
hook کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
hooks کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
additionally بطور اضافی یا زائد
by line کار یاشغل اضافی وزائد
by-line کار یاشغل اضافی وزائد
by-lines کار یاشغل اضافی وزائد
extra فوق العاده اضافی
extra- فوق العاده اضافی
extras فوق العاده اضافی
working capital مبلغ اضافی سرمایه جاری پس از کسر بدهی
bonus پرداخت اضافی
bonus پرتاب پنالتی اضافی
bonuses پرداخت اضافی
bonuses پرتاب پنالتی اضافی
sidecar جای اضافی چرخ دار پهلوی راننده موتورسیکلت
sidecars جای اضافی چرخ دار پهلوی راننده موتورسیکلت
slot اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
slots اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
slotting اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
addition اسم اضافی ضمیمه
additions اسم اضافی ضمیمه
request متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
requested متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
requesting متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
requests متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
overflow اضافی
overflow ابهای اضافی لبریزی
overflowed اضافی
overflowed ابهای اضافی لبریزی
overflows اضافی
overflows ابهای اضافی لبریزی
barrage وقت اضافی
barrages وقت اضافی
alley حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
redundant اضافی
redundant قطعه اضافی که برای کاری در صورت خطا استفاده میشود
Other Matches
dropper قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
droppers قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
over break خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
expanded memory system کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
extra duty وفیفه اضافی ماموریت اضافی
paragogic اضافی
extension اضافی
extensions اضافی
surplusage اضافی
accessional اضافی
floating اضافی
supplementary اضافی
excess اضافی
excesses اضافی
de trop اضافی
unduly اضافی
surpluses اضافی
supernumerary اضافی
surplus اضافی
supplemantary اضافی
overcharging هزینه اضافی
overcharges هزینه اضافی
addition record رکورد اضافی
additional charges اتهامات اضافی
additional charges خرجهای اضافی
additional outlet آبگیر اضافی
additional score نمره اضافی
adduct ترکیب اضافی
aditional service سرویس اضافی
adscript یادداشت اضافی
further اضافی زائد
overload بار اضافی
additional <adj.> مکمل اضافی
surtax مالیات اضافی
furthered اضافی زائد
furthering اضافی زائد
sudden-death وقت اضافی
sudden death وقت اضافی
superimposed اتش اضافی
overcharge هزینه اضافی
overcharged هزینه اضافی
furthers اضافی زائد
overloads بار اضافی
overloaded بار اضافی
an a.chapter یک باب اضافی
ancillary equipment تجهیزات اضافی
surplus material ماده اضافی
supplementary costs هزینههای اضافی
sunk cost هزینههای اضافی
spill water ابهای اضافی
slip sheet صفحه اضافی
shootoff مسابقه اضافی
redundant equation معادله اضافی
poundage هزینه اضافی
postiche متن اضافی
overvoltage ولتاژ اضافی
overpayment پرداخت اضافی
surplus production تولید اضافی
surplus stock موجودی اضافی
flab گوشت اضافی
beauty sleep خواب اضافی
the intercalary month ماه اضافی
surplus water ابهای اضافی
surplus value ارزش اضافی
overirrigation ابیاری اضافی
overhead costs هزینههای اضافی
overhand knot گره اضافی
excess profit سود اضافی
excess price قیمت اضافی
excess pressure فشار اضافی
excess load بار اضافی
excess length طول اضافی
excess capacity فرفیت اضافی
days of grace مهلت اضافی
climbing lane خط اضافی در سر بالایی
boostes pump پمپ اضافی
excess reserves ذخائر اضافی
excess stock مواد اضافی
overestimation براورد اضافی
intercalary اضافی افزوده
incremental cost هزینه اضافی
extra premium پاداش اضافی
extra time وقت اضافی
extra period وقت اضافی
extra equipment تجهیزات اضافی
extra duty خدمت اضافی
extra current جریان اضافی
extra cost هزینه اضافی
excess supply عرضه اضافی
auxiliary work کارهای اضافی
supplementary اضافی مکمل
supertax مالیات بر درامد اضافی
sudden victory پیروزی در وقت اضافی
third brush generator دینام با زغال اضافی
accrued expenditures هزینه های اضافی
overcharges اضافی هزینه کردن
terret or rit حلقه یراق اضافی
overcharging اضافی هزینه کردن
shootoff مسابقه اضافی تیراندازی
plussage سرامد مقدار اضافی
excess meter کنتور مصرف اضافی
extrasystole ضربان اضافی قلب
excess burden of taxation بار اضافی مالیات
less than carload وزن بار اضافی
cumulative evidence قرائن یا مدارک اضافی
motorcar accessories لوازم اضافی اتومبیل
jury sturt پایه اضافی یا موقتی
plusage سرامد مقدار اضافی
third brush regulation تنظیم با زغال اضافی
supplementary موضع تکمیلی اضافی
surplus اقلام اضافی و مازاد
margin زمان یا فضای اضافی
margins زمان یا فضای اضافی
additional costs [expenses] هزینه های اضافی
extra expenses هزینه های اضافی
incremental cost هزینه های اضافی
supplement تکمیل کننده اضافی
supplemented تکمیل کننده اضافی
supplements تکمیل کننده اضافی
supplementing تکمیل کننده اضافی
surpluses اقلام اضافی و مازاد
overcharge اضافی هزینه کردن
overcharged اضافی هزینه کردن
value added network ارزش اضافی شبکه
surtax مالیات بر درامد اضافی
acompaniment تزئینات اضافی در ساختمان
pillion seat جای اضافی در موتور سیکلت
There's no need to elaborate. نیازی به توضیح اضافی نیست.
overproduction تولید اضافی یا بیش از حد بس فراوری
overhead personnel پرسنل اضافی یا اضافه برسازمان
I feel like a fifth wheel. من حس می کنم [اینجا] اضافی هستم.
noncrew خدمه اضافی هواپیما یا وسیله
sullage مواد اضافی فلزات مذاب
extra cover پوشش اضافی برای بل گرفتن
overcharge قیمت اضافی غلو کردن
spares اقلام اضافی وسایل یدکی
additional protocol مقاوله نامه اضافی یا تکلمه
dropper fly طعمه اضافی وصل به نخ ماهیگیری
overcharged قیمت اضافی غلو کردن
overcharges قیمت اضافی غلو کردن
overcharging قیمت اضافی غلو کردن
imposition [بار اضافی در قسمت خارجی ساختمان]
floatation سطح اماد اضافی شارژ انباراضافی
be a fifth wheel <idiom> آدم اضافی یا زاید [در گروهی از آدمها]
maintenance float شارژ انباراضافی وسایل نگهداری اضافی
I crossed out the extra expenses . هزینه های اضافی را قلم زدم
floatation اضافی بودن سطح سیال اماد
gap عدد اضافی که به یک گروه داده اضافه میشود.
metabit بیت شناسایی اضافی برای هر کلمه داده
blade کاردک تیز جهت بریدن الیاف اضافی
bat weight وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
screed شمشه جمع کننده مواد اضافی در سطح
sticker اهن اضافی نعل برای ممانعت از لغزیدن
gaps عدد اضافی که به یک گروه داده اضافه میشود.
stickers اهن اضافی نعل برای ممانعت از لغزیدن
excess stock ذخایر اضافی ذخیره کردن بیش از حد لزوم
zero stage طبقه معمولی اضافی که به جلوی کمپرسورخطی اضافه میشود
special حرف چاپ اضافی که در محدوده استاندارد نوشتاری نیست
crop end بخشهای اضافی شمش که قبل از نوردکاری چیده میشود
crop end saw اره مخصوص قطع کردن بخشهای اضافی شمش
overhead کد اضافی که برای سازماندهی برنامه باید ذخیره شود
redundant code یک مقدار دهدهی کدشده به باینری با یک بیت اضافی تست
side car جای اضافی چرخ داردرپهلوی راننده موتور سیکلت سایدکار
overpunching تغییر داده روی نوار کاغذ با ایجاد سوراخهای اضافی
experimental free handicap دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
retro rocket موشک اضافی فضا پیما که انرا در جهت مخالف حرکت دهد
system مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
systems مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
annotations علاماتی که در ساخت فلوچارت به کار می روند تا توضیحات اضافی نوشته شوند
annotation علاماتی که در ساخت فلوچارت به کار می روند تا توضیحات اضافی نوشته شوند
thrum [نخ های تار اضافی در انتهای فرش هنگامیکه از دار جدا می شود.]
hiking stick دسته اضافی سکان که خم میشود و در عین حال مسیررا تعیین میکند
blind score امتیاز اضافی به تیمی که عضو ان غایب یا اخراج شده و جانشینی ندارد
air brush برس و مکنده هوایی جهت گرفت پرز اضافی و ذرات زائد فرش
accessory objects لوازم اضافی جهت زینت بخشیدن به بافت مثل مروارید و پولک و غیره
bend allowance فاصله خطی اضافی روی ورقه ها برای ایجاد خم هایی با شعاع معین
stroke hole بخشی از بازی گلف که درانجا امتیاز اضافی به حریف ضعیف داده میشود
reserve buoyancy جرم اضافی برای غوطه ورساختن کامل شناورها یابدنه هواپیمای دریایی
free haul در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
pad character حرف اضافی افزوده شده به رشته یا بسته یا فایل تا به اندازه مورد نظر برسد
expanded memory system ابزاری که حافظه اضافی در IBM PC قرار دارد را مدیریت میکند و برای برنامه ها آماده استفاده می سازد
refresher حق الوکاله اضافی که هنگام جریان دعوی زمانیکه مدت دادرسی از حد معمول تجاوزکند به وکیل داده میشود
squelch circuit یک نوع مدار رادیویی است که وفیفه ان کم کردن صداهای اضافی متن پیامها و یا ازبین بردن خرخر صدای رادیواست
internal modem مودم روی کارت اضافی که به اتصال وصل میشود و اطلاعات را به پردازنده منتقل میکند از طریق باس و نه پورت سریال
expansion unit وسیلهای که به یک کامپیوترمتصل بوده و دارای سوکتهای اضافی است تا درون انها تخته مدارهای چاپی بتوانند قرار گیرند
inherent addressing دستوری که حاوی تمام داده مورد نیاز برای آدرس ی که باید دستیابی شود است بدون عمل اضافی
rich text format روش ذخیره سازی متن که حاوی توضیحات اضافی است و شرحی بر صفحات , نوع و نوشتار و فرمت آنها دارد
narratives یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
narrative یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
special weight race مسابقهای که تعیین وزن اضافی ارتباطی با جدول وزن نسبت به سن ندارد
over capitalised براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
running spare قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
extensions اطلاع اضافی پس از نام فایل برای بیان نوع فایل
extension اطلاع اضافی پس از نام فایل برای بیان نوع فایل
augmentation تکمیل کردن واگذار کردن وسایل یا نفرات اضافی یا تقویتی
open دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
opens دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
opened دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
wild cord تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com