Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (7 milliseconds)
English
Persian
nuclear pile
پیل هستهای
Search result with all words
induce
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
fusion
عمل ترکیب هستهای
fusion
جوش هستهای
fusions
عمل ترکیب هستهای
fusions
جوش هستهای
transmutation
تبدیل هستهای
slug
میزان سازی هستهای
slugged
میزان سازی هستهای
slugs
میزان سازی هستهای
atomic
هستهای
fission
تجزیه بمب تجزیهای شکافت هستهای
fission
شکاف هستهای
fission
شکافت هستهای
thermonuclear
بمب هستهای حرارتی
thermonuclear
گرمای هستهای
nuclear reactor
راکتور هستهای
nuclear reactor
واکنشگاه هستهای
nuclear reactors
راکتور هستهای
nuclear reactors
واکنشگاه هستهای
nuclear families
خانواده هستهای
nuclear family
خانواده هستهای
nuclear
هستهای
radioactivity
قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
attack nuclear carrier
ناو هواپیمابر افندی هستهای
background radiation
تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
contingent effects
اثرات احتمالی انفجار هستهای
controlled thermonuclear reaction
جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
core memory
حافظه هستهای
core storage
انباره هستهای
dwarf dud
جنگ افزار هستهای عمل نکرده
elodea
جنس گیاهان کوچک و ابزی و تک هستهای درامریکا
endomixis
تجدید وضع هستهای اغازیان تاژکدار در فواصل معینه
european unclear a energy agency
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
fission bomb
بمب هستهای
fission products
عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
fission reactor
واکنشگاه هستهای
fusion energy
انرژی همجوشی هستهای
fusion reactor
راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
inductor
قطعه الکتریکی شامل هستهای از سیم برای بیان تاثیرات روی مدار.
internuclear distance
فاصله بین هستهای
lymphocytosis
ازدیاد گلبولهای سفید یک هستهای خون
mononuclear
یک هستهای
mononuclear
سلول یک هستهای
necleo synthesis
سنتز هستهای
nominal weapon
جنگ افزار هستهای که قدرت ان 02 کیلو تن باشد
nuclear binding energy
انرژی اتصال هستهای
nuclear biological chemical
شیمیایی میکربی هستهای
nuclear chemistry
شیمی هستهای
nuclear configuration
ترکیب هستهای
nuclear corrosion
فرسایش هستهای
nuclear detector
اشکارساز هستهای
nuclear electricity
الکتریسیته هستهای
nuclear energy
انرژی هستهای
nuclear engineering
تکنولوژی هستهای
nuclear technology
تکنولوژی هستهای
nuclear fission
انشقاق هستهای
nuclear fission
شکافت هستهای
nuclear forces
نیروهای هستهای
nuclear fusion
ذوب هستهای
nuclear fusion
گداز هستهای
nuclear fusion
گداخت هستهای
nuclear fusion
همجوشی هستهای
nuclear fusion energy
انرژی ذوب هستهای
nuclear number
عدد هستهای
nuclear power
نیروی هستهای
nuclear power
انرژی هستهای
nuclear power plant
تاسیسات انرژی هستهای
nuclear power production
تولید انرژی هستهای
nuclear power station
نیروگاه هستهای
nuclear radiation
تشعشع هستهای
nuclear reaction
فرایند هستهای
nuclear reaction
واکنش هستهای
nuclear strike
تک هستهای
nuclear structure
ساختار هستهای
nuclear submarine
زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
nuclear transformation
تبدیل هستهای
nucleonics
فیزیک هستهای
potential barrier
سد هستهای
radiological
رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
radiological monitoring
ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
thermonuclear reaction
واکنش گرما- هستهای
virtual level
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com