English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
gage=gauge پیمانه اندازه
Search result with all words
commensurably چنانکه بتوان بایک پیمانه اندازه گرفت
Other Matches
bushels پیمانه غله ومیوه که درحدود63 لیتر است پیمانه
bushel پیمانه غله ومیوه که درحدود63 لیتر است پیمانه
scooped پیمانه
module پیمانه
scoop پیمانه
modulus پیمانه
scooping پیمانه
scoops پیمانه
mod به پیمانه
gauge پیمانه
measuring glass پیمانه
short measure full measure پیمانه کم
measure پیمانه
gauges پیمانه
gauged پیمانه
modules پیمانه
modulo پیمانه n
mods به پیمانه
mete پیمانه
modulo به پیمانه
gauge=gage پیمانه
angles اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angle اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it. <proverb> اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
yardsticks مقیاس پیمانه
measure of capacity پیمانه فرفیت
gauged پیمانه کردن
kilderkin پیمانه ابجو
commensurableness هم پیمانه بودن
load module پیمانه بارشو
dry measure پیمانه خشکبار
dosing pump پمپ پیمانه
decaliter پیمانه ده لیتری
decalitre پیمانه ده لیطری
yardstick مقیاس پیمانه
gauge پیمانه کردن
modulo two sum مجموع به پیمانه دو
modules اتاقک پیمانه
modulo n counter شمارنده به پیمانه
canikin پیمانه کوچک
cannikin پیمانه کوچک
modulo n check مقابله به پیمانه
modularization پیمانه بندی
gauges پیمانه کردن
hosghead پیمانه مایعات
short measure full measure پیمانه تمام
module اتاقک پیمانه
graduates پیمانه درجه دار
metrologist سنگ و پیمانه شناس
measure پیمانه کردن سنجیدن
graduate پیمانه درجه دار
graduating پیمانه درجه دار
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
chauldron پیمانه زغال برابر1296 لیتر
it is quite another story now ان سبوبشکست وان پیمانه ریخت
That jar is broken and that measure spilt . <proverb> آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.
gaduate لیسانسیه فارغ التحصیل پیمانه درجه دار
hutches نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
pint پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
hutch نوعی پیمانه قدیمی زغال سنگ وغیره
pints پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
pottle پیمانه وزنی برابر نیم گالن رطل یکمنی
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage اندازه گیر اندازه گرفتن
gage اندازه وسیله اندازه گیری
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
gauges اندازه اندازه گیر
gauge اندازه اندازه گیر
gauged اندازه اندازه گیر
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
measure پیمانه کردن سنجیدن بخش کردن
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
memory module ماژول حافظه پیمانه حافظه
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
wineglass لیوان شراب پیمانه شراب
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
measurements اندازه
metre اندازه
equal : هم اندازه
indefinite بی اندازه
equals : هم اندازه
equaled : هم اندازه
equaling : هم اندازه
equalling : هم اندازه
equalled : هم اندازه
inordinately بی اندازه
metres اندازه
soupcon اندازه کم
attack size اندازه تک
so far forth تا ان اندازه
symmetric هم اندازه
degree اندازه
degrees اندازه
measurement اندازه
dealt اندازه
to size up اندازه
immensely بی اندازه
immense بی اندازه
in part <idiom> تا یک اندازه
To some extent. Within limits. تا اندازه ای
fitted اندازه
bulk اندازه
immoderately بی اندازه
what is your size? اندازه
inordinate بی اندازه
what چه اندازه
extent اندازه
isometric هم اندازه
gauge اندازه
deals اندازه
quantum اندازه
tract اندازه
gauges اندازه
gauged اندازه
tracts اندازه
immeasurable بی اندازه
deal اندازه
isometrics هم اندازه
dimension اندازه
floor length اندازه کف
measure اندازه
measurer اندازه
gauge=gage اندازه
in what way <adv.> تا چه اندازه ای
dimensions اندازه
to what extent <adv.> تا چه اندازه ای
hecatompet [اندازه صد پا]
meter اندازه
isodiametric هم اندازه
how far <adv.> تا چه اندازه ای
magnitude اندازه
meters اندازه
infintesimal بی اندازه
sizes اندازه
size اندازه
rather تا یک اندازه
screamingly بی اندازه
beyond measure بی اندازه
how much چقدر چه اندازه
gray scale اندازه خاکستری
stand measure اندازه مقر ر
file size اندازه فایل
module اندازه گیری
stand measure اندازه قانونی
installation dimension اندازه نصب
spanning اندازه گرفتن
spans پوشش اندازه
isometeric contraction انقباض هم اندازه
modules اندازه گیری
spans اندازه گرفتن
module اندازه میزان
effective size اندازه موثر
effective size of grain اندازه موثرذرات
doubled up اندازه دو برابر
linear momentum اندازه حرکت
dose اندازه معین
dosed اندازه معین
doses اندازه معین
dosing اندازه معین
mounting dimension اندازه نصب
size effect تاثیر اندازه
gaging اندازه گیری
metering اندازه گیری
imside dimension اندازه داخلی
gauge cock اندازه نما
gauger اندازه گیر
measurement اندازه گیری
outsize اندازه غیرمعمولی
doubled اندازه دو برابر
double اندازه دو برابر
size control کنترل اندازه
gage اندازه نما
size tolerance تلرانس اندازه
format اندازه شکل
fit size اندازه مناسب
illmitable بی اندازه حدناپذیر
so far as تا ان اندازه که انچه
fitting allowance کاملا" اندازه
graded ruller خط کش اندازه دار
fractional size اندازه کسری
in part تایک اندازه
immeasurableness بزرگی بی اندازه
measurements اندازه گیری
full scale اندازه طبیعی
formats اندازه شکل
size constancy ثبات اندازه
mensuration اندازه گیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com