English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
padding پیمایش لایه گذاری
Other Matches
sedimentation لایه گذاری
wadable قابل لایه گذاری
free form نوعی پیمایش نوری که در ان عمل پیمایش توسط علائمی که به وسیله دستگاه ورودی در هنگام ورود اطلاعات داخل می شوند کنترل می گردد
services توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
blanket course لایه ضد میک لایه در برابر کشش موئی روکش پادرس
collapse pressure حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
underlays در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
underlay در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
media زیر لایه در لایه اتصال داده از مدل شبکه OSI که دستیابی به رسانه ارسال را ممکن می سازد
die قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
blanket course لایه محافظ در مقابل رس لایه پادرس
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
delaminate لایه لایه شدن
delamination لایه لایه شدگی
delamination لایه لایه شدن
interlayer لایه بین دو لایه
lamination لایه لایه سازی
argillite خاک رس لایه لایه
delamination لایه لایه کردن
scan line خط پیمایش
traversal پیمایش
survey پیمایش
surveyed پیمایش
scale factor پیمایش
scaling پیمایش
scanned پیمایش
scan پیمایش
surveys پیمایش
mensuration پیمایش
scans پیمایش
directional traverse پیمایش سمتی
traversed پیمایش کردن
fathomable پیمایش پذیر
immeusurableness پیمایش ناپذیری
traverse پیمایش کردن
traversing پیمایش کردن
fathomable قابل پیمایش
traverses پیمایش کردن
spanless پیمایش ناپذیر
open travers پیمایش باز
scan path مسیر پیمایش
optical scanning پیمایش نوری
traverse leg ساق پیمایش
traverse leg شاخه پیمایش
mensurability پیمایش پذیری
immeasurability پیمایش ناپذیری
closing بستن پیمایش
closed traverse پیمایش بسته
traverse station ایستگاه پیمایش
scan area ناحیه پیمایش
gaugeable پیمایش پذیر
geodetically موافق قاعده پیمایش
traverses حرکت سمتی پیمایش
traversing حرکت سمتی پیمایش
traverse حرکت سمتی پیمایش
immeasurable پیمایش ناپذیر بیکران
cursive scanning پیمایش با یک ترمینال ویدئویی
traversed حرکت سمتی پیمایش
traverseal عمل طی کردن پیمایش
surveyor's level تراز مساحی یا پیمایش
traingulation پیمایش بوسیله مثلثات
residential investments سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
closing azimuth error اشتباه گرای بستن پیمایش
tachymeter دوربین پیمایش بلندی یا فاصله
backtracking عمل پیمایش معکوس یک لیست
heliometer الت پیمایش قطر خورشید
immeasurably بطور غیر قابل پیمایش
acceleration principle یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
chain survey پیمایش بدون اندازه گیری زاویه
mensurable قابل پیمایش واندازه گیری پیمودنی
coherence فرضیه تکنولوژی پیمایش صفحهای تلویزیون
thunderscan یک پیمایش کننده گران و باوضوح و دقت بالا
desired investment سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
overcapitalization سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
punctuation marks علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
heliometry پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
traingulation تقسیم بقطعات سه گوش برای پیمایش یا نقشه برداری
hypsometry پیمایش ارتفاعهای روی زمین نسبت به تراز دریا
refresh display cycle زمان میان پیمایش پرتوالکترونی روی یک صفحه نمایش
cooperative scorer بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
opisometer الت پیمایش خطهای خمیده که دارای چرخی است و ان چرخ روی پیچی می غلتد
public روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
fuze ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
fuzing چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
background noise در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
coatings لایه
coat لایه
shell لایه
coated لایه
yard لایه
bed لایه
coats لایه
course لایه
coursed لایه
stratum لایه
ribands لایه
ribbands لایه
shells لایه
layer line خط لایه
leaf لایه
lamellose لایه لایه
riband لایه
yards لایه
shelling لایه
courses لایه
beds لایه
lamellar لایه لایه
tier لایه
three-ply سه لایه
layers لایه
padding لایه
substrate لایه
tiers لایه
layer لایه
three ply سه لایه
provine لایه
stuffless بی لایه
ribband لایه
strata لایه ها
frost blanket course لایه پاد یخ
epilimnion اب لایه زبرین
stratosphere لایه- سپهر
base course لایه شالوده
euphotic اب لایه نورگیر
five ply پنج لایه
filter layer لایه پالایش
filter layer لایه صافی
epilimnion اب لایه سطحی
energy stage لایه انرژی
blockstone course لایه سنگچین
strands لایه رودخانه
strand لایه رودخانه
bottom layer لایه مشترک
boundary layer لایه مرزی
carbon deposite لایه کربن
bedding لایه زیرین
coat of plastering لایه اندود
concrete layer لایه بتنی
damp proof course= لایه نمگیر
confining layer لایه فشارزا
blocking layer لایه سدی
plasterboard لایه گچی
priming لایه اول
energy shell لایه انرژی
bedding لایه بندی
acid lining لایه اسیدی
drainage course لایه زهکش
stripping برداشت لایه رو
stripping تراش لایه رو
barrier layer لایه سدی
basaltic stratum لایه بازالتی
depletion layer تهی لایه
binder course لایه استر
bioderm لایه زنده
laminated لاله لایه
sublevel زیر لایه
pad لایه پشتی
pads لایه پشتی
sand layer لایه ماسه
reversing layer لایه واگردان
traprock لایه بازالتی
priming layer لایه استری
porous layer لایه روزنهای
pervious blanket لایه زهکش
undercoat زیر لایه
oxide film لایه اکسیدی
overburden لایه سربار
waterproofing course لایه اب بندی
zonate لایه دار
valence shell لایه والانس
selected material لایه فرم
top layer لایه فوقانی
subsell زیر لایه
substrate زیر لایه
sub grade لایه زیرین
substratum زیر لایه
superstratum ابر لایه
stratification لایه بندی
surface course لایه رویی
wearing course لایه رویی
the inner layer لایه درونی
thin film لایه نازک
soil horizon لایه خاک
subfloor لایه زیر کف
silt layer لایه لای
outer shell لایه والانس
mylar لایه پولیستری
lamella لایه صفحه
ionosphere لایه یونسفر
intermediate layer لایه میانی
insulated layer لایه عایق
in layers در چند لایه
impervious blanket لایه نفوذناپذیر
impervious blanket لایه ناتراوا
hard layer لایه سفت
hard layer لایه سخت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com