English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 87 (6 milliseconds)
English Persian
clanship پیوستگی بخانواده خود
Other Matches
psittaccous وابسته بخانواده طوطی
psittaceous وابسته بخانواده طوطی
fringilline وابسته بخانواده سهره سهرهای
batrachian وابسته بخانواده غوک ذوحیات
colubrine وابسته بخانواده مارهای بی زهر
cornaceous وابسته بخانواده زغال اخته
meloid وابسته بخانواده سوسکهای روغنی
coniferous جوزاور- جوزدار- وابسته بخانواده کاج
reduviid وابسته بخانواده نیم بالان خون اشاک
cohesiveness به هم پیوستگی
coalescence به هم پیوستگی
conjunctions پیوستگی
conjunction پیوستگی
affiliations پیوستگی
affiliation پیوستگی
cohesion به هم پیوستگی
concomitance پیوستگی
steadiness پیوستگی
steadviness پیوستگی
symphysis پیوستگی
joinder پیوستگی
interconnection به هم پیوستگی
incontinuity نا پیوستگی
incessancy پیوستگی
conjugation پیوستگی
concrescence پیوستگی
cohesion پیوستگی
coherence به هم پیوستگی
attachment پیوستگی
affinities پیوستگی
associations پیوستگی
alliance پیوستگی
association پیوستگی
alliances پیوستگی
unity پیوستگی
continuity پیوستگی
unions پیوستگی
affinity پیوستگی
coalition پیوستگی
coalitions پیوستگی
consolidation به هم پیوستگی
union پیوستگی
magnetic linkage پیوستگی مغناطیسی
continuity theory نظریه پیوستگی
continuous time با پیوستگی زمانی
connection پیوستگی اتصال
zygosis ترکیب پیوستگی
connexions پیوستگی اتصال
syndesis بهم پیوستگی
inosculation بهم پیوستگی
accretion بهم پیوستگی
interosculation بهم پیوستگی
incorporation پیوستگی تلفیق
continuity of flow پیوستگی جریان
continuity equation معادله پیوستگی
linkages بهم پیوستگی
linkage به هم پیوستگی پیوندی
linkage بهم پیوستگی
bond پیوستگی ضمانت
linkages به هم پیوستگی پیوندی
bond stress تنش پیوستگی
contiguous پیوستگی دوام
continuity equation رابط پیوستگی
coneatenation بهم پیوستگی
juncture پیوستگی مفصل
connecting branch اتصال یا پیوستگی
solidarity بهم پیوستگی [اتحاد]
discontinuities عدم پیوستگی انفصال
adhesion کشش سطحی پیوستگی
continuity of a function پیوستگی تابعی [ریاضی]
discontinuity عدم پیوستگی انفصال
electron attachment پیوستگی یا وابستگی الکترون
syndactylism پیوستگی واتصال پنجه ها بیکدیگر
solidarity بهم پیوستگی مسئولیت مشترک
reunions بهم پیوستگی تجدید دیدار
placentation پیوستگی جفت جنین بدیوارزهدان
reunion بهم پیوستگی تجدید دیدار
adherence to party هواخواهی یاتبعیت ازحزبی پیوستگی به حزبی
fusionist هواخواه اصول پیوستگی وسازش در سیاست
clannish دارای تعصب قبیلهای پیوستگی ایلی
adhesion اتصال و پیوستگی غیرطبیعی سطوح در اماس
integration یکی کردن و بهم پیوستن پیوستگی اجزاء
juncture بحران موقعیت ویژه بهم پیوستگی اتصال
polyene ترکیبی الی که دارای پیوستگی مضاعف است
continuity light وسیله سادهای برای ازمایش پیوستگی یک مدار که پیوسته بودن مغئر الکتریکی را باروشن شدن یک لامپ نشان میدهد
pretensioning پیش تنیدگی ناشی از پیوستگی بتن با میل- گردهائی که قبل از بتن ریزی تحت کشش قرار نگرفته اند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com