Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (8 milliseconds)
English
Persian
incorporation
پیوستگی تلفیق
Other Matches
modulation
تلفیق
patching together
تلفیق
collated
تلفیق
collates
تلفیق
collating
تلفیق
synthesis
تلفیق
syntheses
تلفیق
reconciliation
تلفیق
collate
تلفیق
syncretism
تلفیق
collates
تلفیق کردن
collated
تلفیق کردن
collate
تلفیق کردن
collating
تلفیق کردن
reconcilable
قابل تلفیق
pulse modulation
تلفیق تپشی
schematist
تلفیق کننده
amplitude modulation
تلفیق دامنهای
PM
تلفیق مرحلهای
PM
تلفیق فازی
phase modulation
تلفیق فازی
conflated
تلفیق کردن
frequency modulation
تلفیق فرکانس
fm
تلفیق بسامدی
frequency modulation
تلفیق بسامدی
conflating
تلفیق کردن
conflates
تلفیق کردن
conflate
تلفیق کردن
compilations
تلفیق همگردانی
modulation frequency
بسامد تلفیق
modulator
تلفیق کننده
collator
تلفیق کننده
compilation
تلفیق همگردانی
frequecny modulation recording
ثبت تلفیق فرکانس
pulse code modulation
تلفیق رمز تپشی
low level modulation
تلفیق سطح پایین
modem
تلفیق و تفکیک کننده
am
تلفیق دامنهای odulation
incontinuity
نا پیوستگی
affiliations
پیوستگی
conjunction
پیوستگی
incessancy
پیوستگی
cohesiveness
به هم پیوستگی
conjunctions
پیوستگی
cohesion
به هم پیوستگی
interconnection
به هم پیوستگی
joinder
پیوستگی
conjugation
پیوستگی
concrescence
پیوستگی
coalescence
به هم پیوستگی
concomitance
پیوستگی
affiliation
پیوستگی
alliance
پیوستگی
coalition
پیوستگی
affinity
پیوستگی
affinities
پیوستگی
associations
پیوستگی
association
پیوستگی
attachment
پیوستگی
union
پیوستگی
unity
پیوستگی
coalitions
پیوستگی
alliances
پیوستگی
consolidation
به هم پیوستگی
symphysis
پیوستگی
unions
پیوستگی
continuity
پیوستگی
coherence
به هم پیوستگی
steadviness
پیوستگی
steadiness
پیوستگی
cohesion
پیوستگی
schematism
تلفیق واجتماع اجرام اسمانی
modified frequency modulation recording
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
frequency synthesizer
ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
internal modem
تلفیق و تفکیک کننده درونی
external modem
تلفیق و تفکیک کننده برونی
collating sequence
توالی ترتیب رشته تلفیق
assimilated
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilates
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilating
تلفیق کردن همانند ساختن
conflation
ترکیب دوعبارت بایکدیگر تلفیق
syncretic
تلفیق کننده عقاید مختلف
mfm
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
assimilate
تلفیق کردن همانند ساختن
syndesis
بهم پیوستگی
magnetic linkage
پیوستگی مغناطیسی
inosculation
بهم پیوستگی
interosculation
بهم پیوستگی
linkages
بهم پیوستگی
zygosis
ترکیب پیوستگی
accretion
بهم پیوستگی
bond stress
تنش پیوستگی
linkage
به هم پیوستگی پیوندی
juncture
پیوستگی مفصل
contiguous
پیوستگی دوام
bond
پیوستگی ضمانت
linkages
به هم پیوستگی پیوندی
linkage
بهم پیوستگی
connexions
پیوستگی اتصال
coneatenation
بهم پیوستگی
connecting branch
اتصال یا پیوستگی
continuity equation
رابط پیوستگی
continuous time
با پیوستگی زمانی
continuity theory
نظریه پیوستگی
continuity equation
معادله پیوستگی
connection
پیوستگی اتصال
continuity of flow
پیوستگی جریان
hayes compatible modem
تلفیق و تفکیک کننده سازگار باهیز
continuity of a function
پیوستگی تابعی
[ریاضی]
solidarity
بهم پیوستگی
[اتحاد]
adhesion
کشش سطحی پیوستگی
clanship
پیوستگی بخانواده خود
discontinuities
عدم پیوستگی انفصال
electron attachment
پیوستگی یا وابستگی الکترون
discontinuity
عدم پیوستگی انفصال
reunions
بهم پیوستگی تجدید دیدار
reunion
بهم پیوستگی تجدید دیدار
solidarity
بهم پیوستگی مسئولیت مشترک
syndactylism
پیوستگی واتصال پنجه ها بیکدیگر
placentation
پیوستگی جفت جنین بدیوارزهدان
clannish
دارای تعصب قبیلهای پیوستگی ایلی
adherence to party
هواخواهی یاتبعیت ازحزبی پیوستگی به حزبی
fusionist
هواخواه اصول پیوستگی وسازش در سیاست
adhesion
اتصال و پیوستگی غیرطبیعی سطوح در اماس
farraginous
تلفیق کننده کلیه شرایط واخلاقهای متفاوت وجنسهای مخالف
integration
یکی کردن و بهم پیوستن پیوستگی اجزاء
juncture
بحران موقعیت ویژه بهم پیوستگی اتصال
polyene
ترکیبی الی که دارای پیوستگی مضاعف است
Lous quinze
[سبک فرانسوی تلفیق معماری روکوکو و نئوکلاسیک در زمان لوئی پانزدهم]
pcm
تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
purpurin
رنگ ارغوان یا قرمز
[که از تلفیق روناس با ترکیبات فلزی دیگر بدست می آید.]
collator
ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
continuity light
وسیله سادهای برای ازمایش پیوستگی یک مدار که پیوسته بودن مغئر الکتریکی را باروشن شدن یک لامپ نشان میدهد
pretensioning
پیش تنیدگی ناشی از پیوستگی بتن با میل- گردهائی که قبل از بتن ریزی تحت کشش قرار نگرفته اند
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
ppm
Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
rs c
استاندارد صنعتی برای مخابره غیر همزمان داده سری میان دستگاههای ترمینالی مجموعهای از استانداردهادر ارتباطات داده که کاراکترهای مکانیکی والکتریکی مختلفی را برای رابط بین کامپیوترها ترمینالها و تلفیق و تفکیک کننده ها مشخص میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com