Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
trailer tongue
[American English]
[coupling]
[British English]
پیوند به داخل
[در تریلر]
Search result with all words
chemisorption
پیوند یک مایع یا یک گاز باسطح و یا داخل یک جسم جامد توسط پیوندها یانیروهای شیمیایی
Other Matches
hydrogen bonding
پیوند هیدروژنی
[ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن]
[در رنگرزی]
ratline
عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
intercommand
داخل قسمت داخل یکان
nuclide
کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
island bases
پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
mortise dead lock
قفل داخل کار قفل داخل درب
colligation
پیوند
associate
هم پیوند
consociation
پیوند
unrelated
بی پیوند
connexion
پیوند
hyphens
پیوند
merging
پیوند
bonding
پیوند
graft
پیوند
grafted
پیوند
inosculation
رگ پیوند
hyphen
پیوند
associated
هم پیوند
associates
هم پیوند
linkage
پیوند
linkages
پیوند
strapping
پیوند
grafting
پیوند
nexus
پیوند
associating
هم پیوند
ligature
خط پیوند
zonule
پیوند
inosculation
پیوند رگ ها
transplantation
پیوند
bond
پیوند
anastomosis
پیوند
ligament
پیوند
ligaments
پیوند
connection
پیوند
synthesis
پیوند
slurred
پیوند
slurs
پیوند
slur
پیوند
syntheses
پیوند
graftage
پیوند
grafter
پیوند زن
link
پیوند
slurring
پیوند
imping
پیوند
grafts
پیوند
relation
پیوند
connexions
پیوند
linked
پیوند یافته
three center bonding
پیوند سه مرکزی
syntropy
پیوند سالم
tie bar
اهن پیوند
syndesmosis
پیوند رباطی
splicer
پیوند دهنده
single bond
پیوند یگانه
single bond
پیوند ساده
linkage time
زمان پیوند
synchondrosis
پیوند غضروفی
link register
ثبات پیوند
underpass approach
سرازیری پیوند
underpass approach
نشیب پیوند
bond moment
گشتاور پیوند
bond order
مرتبه پیوند
warm link
پیوند گرم
bond polarity
قطبیت پیوند
bond rupture
گسیختن پیوند
bond strength
قدرت پیوند
chain splice
پیوند زنجیری
hybridization
پیوند زنی
triple bond
پیوند سه گانه
basic linkage
پیوند اساسی
bent bond
پیوند خمیده
ionic bond
پیوند یونی
bond angle
زاویه پیوند
bond distance
طول پیوند
bond length
طول پیوند
bond energy
انرژی پیوند
transplantable
پیوند شدنی
chemical bond
پیوند شیمیایی
acetylenic link
پیوند استیلنی
ogee
منحنی پیوند
metallic bond
پیوند فلزی
anaplasty
پیوند کاری
organ transplantation
پیوند عضو
osteoplasty
پیوند استخوانی
outcrossing
پیوند دو نژاد
outer connection
پیوند برونی
hyphenate
با خط پیوند نوشتن
neural bond
پیوند عصبی
multivincular
بسیار پیوند
multiple bond
پیوند چندگانه
acetylenic bond
پیوند استیلنی
acetylene linkage
پیوند استیلنی
acetylene link
پیوند استیلنی
acetylene bond
پیوند استیلنی
ablosung
پیوند گسلی
mismarriage
پیوند نامناسب
protocols
پیوند نامه
protocol
پیوند نامه
mesalliance
پیوند ناجور
peptide bond
پیوند پپتیدی
back splice
پیوند معکوس
root graft
پیوند ریشهای
sailmaker splice
پیوند چادردوز
back splice
پیوند وارون
localized bond
پیوند مستقر
linker
پیوند دهنده
radio link
پیوند رادیویی
short splice
پیوند کوتاه
long splice
پیوند بلند
additive
پیوند کد مخابراتی
additives
پیوند کد مخابراتی
peptide linkage
پیوند پپتیدی
atomic bond
پیوند اتمی
axial bond
پیوند محوری
acetylenic linkage
پیوند استیلنی
hydrogen bond
پیوند هیدروژنی
confederacy
اتحاد پیوند
confederacies
اتحاد پیوند
polar bond
پیوند قطبی
link
پیوند دادن
data link
پیوند داده
cross breeding
پیوند دوجنس
covalent bond
پیوند کووالانسی
splice
پیوند کردن
defragmentation
پیوند تکه ها
eye splice
پیوند چشمی
double bond
پیوند دوگانه
associations
پیوند ارتباط
communications link
پیوند مخابراتی
association
پیوند ارتباط
doubly linked
با پیوند مضاعف
bucket
منحنی پیوند
graftage
پیوند زنی
dative bond
پیوند داتیو
splice
پیوند زدن
data link
پیوند دادهای
splicing
پیوند زدن
cut splice
پیوند میانی
crossbreed
پیوند زدن
splicing
پیوند کردن
splices
پیوند زدن
splices
پیوند کردن
spliced
پیوند زدن
flange
پیوند لوله
spliced
پیوند کردن
flanges
پیوند لوله
unions
پیوند وصلت
buckets
منحنی پیوند
grafts
پیوند گیاه
graft
پیوند گیاه
chink grafting
پیوند اسکنهای
chink grafting
پیوند غلافی
bonding
تشکیل پیوند
communication link
پیوند ارتباطی
electrovalent bond
پیوند الکترووالانسی
cold link
پیوند دستی
grafted
پیوند گیاه
heat affected zone
ناحیه پیوند
union
پیوند وصلت
equatorial bond
پیوند استوایی
dynamic link
پیوند پویا
cold link
پیوند سرد
engraft
پیوند زدن
unions
پیوند اتحادیه اتصالی
hyphenate
باخط پیوند چسبانیدن
union
پیوند اتحادیه اتصالی
back bonding
تشکیل پیوند برگشتی
electron pair bond
پیوند زوج الکترون
grafted
جفت کردن پیوند
grafts
جفت کردن پیوند
exocyclic double bond
پیوند دوگانه اگزوسیکلی
ecumenism
هم پیوند گرایی مذهب
multicenter binding
پیوند چند مرکزی
endocyclic double bond
پیوند دوگانه اندوسیکلی
autoplasty
پیوند از خود بخود
file defragmentation
پیوند تکههای فایل
back bonding
تشکیل پیوند از پشت
grafting
عمل پیوند زدن
micro to main frame
پیوند ریزکامپیوتر و کامپیوتربزرگ
graft
جفت کردن پیوند
polar covalent bond
پیوند کووالانسی قطبی
chemical bonding
تشکیل پیوند شیمیایی
tie bar
بست جوش پیوند
to be untiedin marriage
پیوند زناشویی کردن
valence bond theory
نظریه پیوند والانس
isolated double bond
پیوند دوگانه مجزا
heteropolar bond
پیوند ناجور قطبی
bond cleavage
گسسته شدن پیوند
bond dissociation energy
انرژی تفکیک پیوند
homograft
پیوند از جنس خود
bond formation energy
انرژی تشکیل پیوند
valence bond structure
ساختار پیوند والانسی
imping
عمل پیوند زدن
interwed
باهم پیوند کردن
conjugated double bond
پیوند دوگانه مزدوج
marrige of convenience
پیوند با چشم داشت
juncture
پیوند گاه درز
homopolar bond
پیوند جور قطبی
cross fertilize
باهم پیوند زدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com