English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
synchondrosis پیوند غضروفی
Other Matches
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
gristly غضروفی
gristled غضروفی
cartilaginous غضروفی
enchondroma اماس غضروفی
chondroma دلمه غضروفی
enchondroma ورم غضروفی
gristliness شباهت به نرمه استخوان حالت غضروفی
antihelix برامدگی قسمت غضروفی خارج گوش
notochord نخستین محور تیره پشت میله غضروفی که در پشت جانوران است
grafter پیوند زن
associate هم پیوند
graftage پیوند
ligature خط پیوند
anastomosis پیوند
unrelated بی پیوند
hyphens پیوند
hyphen پیوند
associated هم پیوند
associates هم پیوند
strapping پیوند
linkages پیوند
inosculation رگ پیوند
linkage پیوند
nexus پیوند
inosculation پیوند رگ ها
bond پیوند
imping پیوند
associating هم پیوند
grafting پیوند
grafts پیوند
syntheses پیوند
synthesis پیوند
grafted پیوند
colligation پیوند
relation پیوند
ligament پیوند
ligaments پیوند
zonule پیوند
graft پیوند
merging پیوند
bonding پیوند
connexions پیوند
transplantation پیوند
connexion پیوند
slur پیوند
slurred پیوند
slurring پیوند
slurs پیوند
consociation پیوند
link پیوند
connection پیوند
crossbreed پیوند زدن
cold link پیوند سرد
chink grafting پیوند اسکنهای
chink grafting پیوند غلافی
hyphenate با خط پیوند نوشتن
hydrogen bond پیوند هیدروژنی
heat affected zone ناحیه پیوند
dynamic link پیوند پویا
doubly linked با پیوند مضاعف
double bond پیوند دوگانه
defragmentation پیوند تکه ها
covalent bond پیوند کووالانسی
data link پیوند داده
cross breeding پیوند دوجنس
data link پیوند دادهای
electrovalent bond پیوند الکترووالانسی
communications link پیوند مخابراتی
cold link پیوند دستی
equatorial bond پیوند استوایی
communication link پیوند ارتباطی
graftage پیوند زنی
eye splice پیوند چشمی
engraft پیوند زدن
dative bond پیوند داتیو
cut splice پیوند میانی
ionic bond پیوند یونی
three center bonding پیوند سه مرکزی
syntropy پیوند سالم
syndesmosis پیوند رباطی
splicer پیوند دهنده
single bond پیوند ساده
single bond پیوند یگانه
short splice پیوند کوتاه
sailmaker splice پیوند چادردوز
tie bar اهن پیوند
transplantable پیوند شدنی
warm link پیوند گرم
underpass approach نشیب پیوند
underpass approach سرازیری پیوند
triple bond پیوند سه گانه
root graft پیوند ریشهای
radio link پیوند رادیویی
mismarriage پیوند نامناسب
mesalliance پیوند ناجور
long splice پیوند بلند
localized bond پیوند مستقر
linker پیوند دهنده
linkage time زمان پیوند
link register ثبات پیوند
polar bond پیوند قطبی
multiple bond پیوند چندگانه
multivincular بسیار پیوند
peptide linkage پیوند پپتیدی
peptide bond پیوند پپتیدی
outer connection پیوند برونی
outcrossing پیوند دو نژاد
osteoplasty پیوند استخوانی
organ transplantation پیوند عضو
ogee منحنی پیوند
neural bond پیوند عصبی
metallic bond پیوند فلزی
confederacy اتحاد پیوند
acetylene link پیوند استیلنی
acetylene linkage پیوند استیلنی
acetylenic bond پیوند استیلنی
splicing پیوند زدن
acetylenic link پیوند استیلنی
flange پیوند لوله
flanges پیوند لوله
grafted پیوند گیاه
anaplasty پیوند کاری
atomic bond پیوند اتمی
bucket منحنی پیوند
additives پیوند کد مخابراتی
acetylene bond پیوند استیلنی
ablosung پیوند گسلی
grafts پیوند گیاه
splicing پیوند کردن
spliced پیوند زدن
confederacies اتحاد پیوند
protocol پیوند نامه
spliced پیوند کردن
protocols پیوند نامه
splice پیوند زدن
splice پیوند کردن
associations پیوند ارتباط
association پیوند ارتباط
splices پیوند کردن
splices پیوند زدن
axial bond پیوند محوری
graft پیوند گیاه
bond length طول پیوند
bond energy انرژی پیوند
union پیوند وصلت
bond moment گشتاور پیوند
bond order مرتبه پیوند
link پیوند دادن
bond polarity قطبیت پیوند
bond rupture گسیختن پیوند
bond strength قدرت پیوند
chain splice پیوند زنجیری
chemical bond پیوند شیمیایی
unions پیوند وصلت
bond distance طول پیوند
buckets منحنی پیوند
bonding تشکیل پیوند
back splice پیوند معکوس
back splice پیوند وارون
basic linkage پیوند اساسی
bent bond پیوند خمیده
bond angle زاویه پیوند
additive پیوند کد مخابراتی
linked پیوند یافته
hybridization پیوند زنی
acetylenic linkage پیوند استیلنی
juncture پیوند گاه درز
micro to main frame پیوند ریزکامپیوتر و کامپیوتربزرگ
multicenter binding پیوند چند مرکزی
marrige of convenience پیوند با چشم داشت
polar covalent bond پیوند کووالانسی قطبی
union پیوند اتحادیه اتصالی
unions پیوند اتحادیه اتصالی
trailer tongue [American English] [coupling] [British English] پیوند به داخل [در تریلر]
ecumenism هم پیوند گرایی مذهب
valence bond theory نظریه پیوند والانس
valence bond structure ساختار پیوند والانسی
graft جفت کردن پیوند
to be untiedin marriage پیوند زناشویی کردن
tie bar بست جوش پیوند
grafted جفت کردن پیوند
grafts جفت کردن پیوند
symmetry double bond پیوند دوگانه متقارن
link دانه زنجیر پیوند
imping عمل پیوند زدن
autoplasty پیوند از خود بخود
intercage bond پیوند بین قفسی
grafting عمل پیوند زدن
hyphenize باخط پیوند چسبانیدن
cross fertilize باهم پیوند زدن
hyphenate باخط پیوند چسبانیدن
bond cleavage گسسته شدن پیوند
homopolar bond پیوند جور قطبی
homograft پیوند از جنس خود
back bonding تشکیل پیوند از پشت
chemical bonding تشکیل پیوند شیمیایی
back bonding تشکیل پیوند برگشتی
heteropolar bond پیوند ناجور قطبی
file defragmentation پیوند تکههای فایل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com