Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
collission
پیوند چند حرف بدون صدا
Other Matches
hydrogen bonding
پیوند هیدروژنی
[ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن]
[در رنگرزی]
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
associates
هم پیوند
relation
پیوند
hyphen
پیوند
grafting
پیوند
grafts
پیوند
anastomosis
پیوند
ligature
خط پیوند
associating
هم پیوند
grafted
پیوند
synthesis
پیوند
syntheses
پیوند
colligation
پیوند
associated
هم پیوند
associate
هم پیوند
ligament
پیوند
ligaments
پیوند
imping
پیوند
inosculation
پیوند رگ ها
inosculation
رگ پیوند
hyphens
پیوند
transplantation
پیوند
connexions
پیوند
graft
پیوند
slurring
پیوند
slurs
پیوند
graftage
پیوند
bonding
پیوند
grafter
پیوند زن
merging
پیوند
unrelated
بی پیوند
slurred
پیوند
slur
پیوند
linkages
پیوند
linkage
پیوند
nexus
پیوند
consociation
پیوند
strapping
پیوند
bond
پیوند
connexion
پیوند
link
پیوند
zonule
پیوند
connection
پیوند
splice
پیوند زدن
neural bond
پیوند عصبی
bond strength
قدرت پیوند
synchondrosis
پیوند غضروفی
covalent bond
پیوند کووالانسی
bond angle
زاویه پیوند
warm link
پیوند گرم
bond length
طول پیوند
splice
پیوند کردن
bond polarity
قطبیت پیوند
bond rupture
گسیختن پیوند
bond order
مرتبه پیوند
bond moment
گشتاور پیوند
bond distance
طول پیوند
organ transplantation
پیوند عضو
splicer
پیوند دهنده
bond energy
انرژی پیوند
spliced
پیوند کردن
mesalliance
پیوند ناجور
dative bond
پیوند داتیو
triple bond
پیوند سه گانه
transplantable
پیوند شدنی
communications link
پیوند مخابراتی
defragmentation
پیوند تکه ها
tie bar
اهن پیوند
grafted
پیوند گیاه
unions
پیوند وصلت
three center bonding
پیوند سه مرکزی
syntropy
پیوند سالم
syndesmosis
پیوند رباطی
multiple bond
پیوند چندگانه
bonding
تشکیل پیوند
graft
پیوند گیاه
union
پیوند وصلت
underpass approach
سرازیری پیوند
chain splice
پیوند زنجیری
chemical bond
پیوند شیمیایی
ogee
منحنی پیوند
metallic bond
پیوند فلزی
chink grafting
پیوند اسکنهای
chink grafting
پیوند غلافی
cold link
پیوند سرد
cold link
پیوند دستی
communication link
پیوند ارتباطی
grafts
پیوند گیاه
mismarriage
پیوند نامناسب
underpass approach
نشیب پیوند
multivincular
بسیار پیوند
bent bond
پیوند خمیده
eye splice
پیوند چشمی
protocol
پیوند نامه
protocols
پیوند نامه
peptide bond
پیوند پپتیدی
ablosung
پیوند گسلی
root graft
پیوند ریشهای
acetylene bond
پیوند استیلنی
acetylene link
پیوند استیلنی
acetylene linkage
پیوند استیلنی
acetylenic bond
پیوند استیلنی
acetylenic link
پیوند استیلنی
bucket
منحنی پیوند
acetylenic linkage
پیوند استیلنی
equatorial bond
پیوند استوایی
engraft
پیوند زدن
sailmaker splice
پیوند چادردوز
hyphenate
با خط پیوند نوشتن
data link
پیوند دادهای
hydrogen bond
پیوند هیدروژنی
polar bond
پیوند قطبی
flange
پیوند لوله
graftage
پیوند زنی
flanges
پیوند لوله
link
پیوند دادن
heat affected zone
ناحیه پیوند
linked
پیوند یافته
associations
پیوند ارتباط
association
پیوند ارتباط
additive
پیوند کد مخابراتی
confederacies
اتحاد پیوند
confederacy
اتحاد پیوند
radio link
پیوند رادیویی
peptide linkage
پیوند پپتیدی
electrovalent bond
پیوند الکترووالانسی
data link
پیوند داده
localized bond
پیوند مستقر
long splice
پیوند بلند
atomic bond
پیوند اتمی
outcrossing
پیوند دو نژاد
hybridization
پیوند زنی
splicing
پیوند زدن
splicing
پیوند کردن
splices
پیوند زدن
splices
پیوند کردن
axial bond
پیوند محوری
single bond
پیوند ساده
osteoplasty
پیوند استخوانی
back splice
پیوند معکوس
back splice
پیوند وارون
spliced
پیوند زدن
basic linkage
پیوند اساسی
cross breeding
پیوند دوجنس
linker
پیوند دهنده
single bond
پیوند یگانه
linkage time
زمان پیوند
dynamic link
پیوند پویا
doubly linked
با پیوند مضاعف
double bond
پیوند دوگانه
buckets
منحنی پیوند
additives
پیوند کد مخابراتی
outer connection
پیوند برونی
cut splice
پیوند میانی
crossbreed
پیوند زدن
ionic bond
پیوند یونی
short splice
پیوند کوتاه
link register
ثبات پیوند
anaplasty
پیوند کاری
cross fertilize
باهم پیوند زدن
polar covalent bond
پیوند کووالانسی قطبی
coordinat covalent bond
پیوند کووالانسی کوئوردینانسی
grafted
جفت کردن پیوند
symmetry double bond
پیوند دوگانه متقارن
grafts
جفت کردن پیوند
graft
جفت کردن پیوند
file defragmentation
پیوند تکههای فایل
endocyclic double bond
پیوند دوگانه اندوسیکلی
electron pair bond
پیوند زوج الکترون
intercage bond
پیوند بین قفسی
intergraft
متقابلا پیوند شدن
isolated double bond
پیوند دوگانه مجزا
linked subroutine
زیربرنامه پیوند یافته
imping
عمل پیوند زدن
juncture
پیوند گاه درز
exocyclic double bond
پیوند دوگانه اگزوسیکلی
link
دانه زنجیر پیوند
heteropolar bond
پیوند ناجور قطبی
homograft
پیوند از جنس خود
homopolar bond
پیوند جور قطبی
grafting
عمل پیوند زدن
hyphenate
باخط پیوند چسبانیدن
hyphenize
باخط پیوند چسبانیدن
autoplasty
پیوند از خود بخود
back bonding
تشکیل پیوند برگشتی
back bonding
تشکیل پیوند از پشت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com