Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
multicenter binding
پیوند چند مرکزی
Search result with all words
three center bonding
پیوند سه مرکزی
Other Matches
hydrogen bonding
پیوند هیدروژنی
[ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن]
[در رنگرزی]
cpu time
مقدار زمانی که توسط پردازش مرکزی به اجرای دستورالعملهای برنامه اختصاص داده میشود زمان واحد پردازشگر مرکزی
central
متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی
headquarters
شعبه مرکزی اداره مرکزی
paching central
سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
central postal directory
دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
inosculation
پیوند رگ ها
relation
پیوند
synthesis
پیوند
syntheses
پیوند
inosculation
رگ پیوند
ligature
خط پیوند
anastomosis
پیوند
grafting
پیوند
ligament
پیوند
ligaments
پیوند
imping
پیوند
hyphens
پیوند
connexion
پیوند
consociation
پیوند
grafts
پیوند
colligation
پیوند
graft
پیوند
bonding
پیوند
merging
پیوند
graftage
پیوند
grafter
پیوند زن
associate
هم پیوند
hyphen
پیوند
zonule
پیوند
linkage
پیوند
associating
هم پیوند
nexus
پیوند
connexions
پیوند
connection
پیوند
transplantation
پیوند
associated
هم پیوند
link
پیوند
bond
پیوند
associates
هم پیوند
grafted
پیوند
strapping
پیوند
slur
پیوند
slurred
پیوند
slurring
پیوند
linkages
پیوند
slurs
پیوند
unrelated
بی پیوند
cold link
پیوند سرد
chain splice
پیوند زنجیری
bond energy
انرژی پیوند
bond order
مرتبه پیوند
bond moment
گشتاور پیوند
bond rupture
گسیختن پیوند
basic linkage
پیوند اساسی
bond strength
قدرت پیوند
mesalliance
پیوند ناجور
chemical bond
پیوند شیمیایی
chink grafting
پیوند غلافی
cold link
پیوند دستی
chink grafting
پیوند اسکنهای
bond polarity
قطبیت پیوند
bond length
طول پیوند
acetylenic linkage
پیوند استیلنی
additives
پیوند کد مخابراتی
acetylenic link
پیوند استیلنی
acetylenic bond
پیوند استیلنی
acetylene linkage
پیوند استیلنی
acetylene link
پیوند استیلنی
acetylene bond
پیوند استیلنی
protocols
پیوند نامه
protocol
پیوند نامه
confederacies
اتحاد پیوند
anaplasty
پیوند کاری
atomic bond
پیوند اتمی
bond distance
طول پیوند
hybridization
پیوند زنی
linked
پیوند یافته
bond angle
زاویه پیوند
bent bond
پیوند خمیده
ablosung
پیوند گسلی
back splice
پیوند وارون
back splice
پیوند معکوس
confederacy
اتحاد پیوند
axial bond
پیوند محوری
additive
پیوند کد مخابراتی
sailmaker splice
پیوند چادردوز
root graft
پیوند ریشهای
radio link
پیوند رادیویی
polar bond
پیوند قطبی
peptide linkage
پیوند پپتیدی
peptide bond
پیوند پپتیدی
outer connection
پیوند برونی
outcrossing
پیوند دو نژاد
osteoplasty
پیوند استخوانی
organ transplantation
پیوند عضو
ogee
منحنی پیوند
neural bond
پیوند عصبی
multivincular
بسیار پیوند
short splice
پیوند کوتاه
single bond
پیوند یگانه
warm link
پیوند گرم
underpass approach
نشیب پیوند
underpass approach
سرازیری پیوند
triple bond
پیوند سه گانه
transplantable
پیوند شدنی
syntropy
پیوند سالم
syndesmosis
پیوند رباطی
synchondrosis
پیوند غضروفی
splicer
پیوند دهنده
single bond
پیوند ساده
multiple bond
پیوند چندگانه
mismarriage
پیوند نامناسب
metallic bond
پیوند فلزی
doubly linked
با پیوند مضاعف
tie bar
اهن پیوند
double bond
پیوند دوگانه
defragmentation
پیوند تکه ها
dative bond
پیوند داتیو
data link
پیوند داده
data link
پیوند دادهای
cut splice
پیوند میانی
crossbreed
پیوند زدن
cross breeding
پیوند دوجنس
covalent bond
پیوند کووالانسی
communications link
پیوند مخابراتی
dynamic link
پیوند پویا
electrovalent bond
پیوند الکترووالانسی
long splice
پیوند بلند
localized bond
پیوند مستقر
linker
پیوند دهنده
linkage time
زمان پیوند
link register
ثبات پیوند
ionic bond
پیوند یونی
hyphenate
با خط پیوند نوشتن
hydrogen bond
پیوند هیدروژنی
heat affected zone
ناحیه پیوند
graftage
پیوند زنی
eye splice
پیوند چشمی
equatorial bond
پیوند استوایی
engraft
پیوند زدن
communication link
پیوند ارتباطی
unions
پیوند وصلت
splicing
پیوند کردن
association
پیوند ارتباط
splicing
پیوند زدن
link
پیوند دادن
grafted
پیوند گیاه
grafts
پیوند گیاه
flange
پیوند لوله
bonding
تشکیل پیوند
flanges
پیوند لوله
associations
پیوند ارتباط
graft
پیوند گیاه
splices
پیوند زدن
splice
پیوند زدن
splice
پیوند کردن
spliced
پیوند کردن
spliced
پیوند زدن
union
پیوند وصلت
buckets
منحنی پیوند
bucket
منحنی پیوند
splices
پیوند کردن
focal
مرکزی
focal line
خط مرکزی
core
مرکزی
central
مرکزی
centre pocket
مرکزی
axial
مرکزی
cores
مرکزی
centerline
خط مرکزی
central pumping station
مرکزی
centrical
مرکزی
cl
خط مرکزی
endocyclic double bond
پیوند دوگانه اندوسیکلی
autoplasty
پیوند از خود بخود
heteropolar bond
پیوند ناجور قطبی
exocyclic double bond
پیوند دوگانه اگزوسیکلی
unions
پیوند اتحادیه اتصالی
file defragmentation
پیوند تکههای فایل
electron pair bond
پیوند زوج الکترون
bond formation energy
انرژی تشکیل پیوند
chemical bonding
تشکیل پیوند شیمیایی
back bonding
تشکیل پیوند برگشتی
conjugated double bond
پیوند دوگانه مزدوج
coordinat covalent bond
پیوند کووالانسی کوئوردینانسی
back bonding
تشکیل پیوند از پشت
grafts
جفت کردن پیوند
cross fertilize
باهم پیوند زدن
bond cleavage
گسسته شدن پیوند
grafted
جفت کردن پیوند
bond dissociation energy
انرژی تفکیک پیوند
graft
جفت کردن پیوند
isolated double bond
پیوند دوگانه مجزا
to be untiedin marriage
پیوند زناشویی کردن
juncture
پیوند گاه درز
linked subroutine
زیربرنامه پیوند یافته
marrige of convenience
پیوند با چشم داشت
micro to main frame
پیوند ریزکامپیوتر و کامپیوتربزرگ
polar covalent bond
پیوند کووالانسی قطبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com