English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
anaplasty پیوند کاری
Other Matches
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
stringing خطوط خاتم کاری و منبت کاری
pence for any thing میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
associates هم پیوند
associated هم پیوند
associate هم پیوند
imping پیوند
transplantation پیوند
relation پیوند
syntheses پیوند
unrelated بی پیوند
synthesis پیوند
associating هم پیوند
colligation پیوند
grafted پیوند
zonule پیوند
grafts پیوند
merging پیوند
connexion پیوند
hyphen پیوند
inosculation پیوند رگ ها
inosculation رگ پیوند
ligament پیوند
graft پیوند
strapping پیوند
grafting پیوند
hyphens پیوند
consociation پیوند
bonding پیوند
grafter پیوند زن
anastomosis پیوند
slurs پیوند
connexions پیوند
bond پیوند
graftage پیوند
connection پیوند
nexus پیوند
ligaments پیوند
link پیوند
ligature خط پیوند
linkage پیوند
linkages پیوند
slur پیوند
slurring پیوند
slurred پیوند
chink grafting پیوند اسکنهای
associations پیوند ارتباط
multivincular بسیار پیوند
splice پیوند کردن
grafted پیوند گیاه
localized bond پیوند مستقر
atomic bond پیوند اتمی
multiple bond پیوند چندگانه
mismarriage پیوند نامناسب
axial bond پیوند محوری
linker پیوند دهنده
grafts پیوند گیاه
association پیوند ارتباط
chemical bond پیوند شیمیایی
neural bond پیوند عصبی
confederacies اتحاد پیوند
ionic bond پیوند یونی
long splice پیوند بلند
chain splice پیوند زنجیری
graft پیوند گیاه
confederacy اتحاد پیوند
bond length طول پیوند
splice پیوند زدن
spliced پیوند کردن
bond order مرتبه پیوند
basic linkage پیوند اساسی
acetylenic bond پیوند استیلنی
link register ثبات پیوند
bent bond پیوند خمیده
acetylene linkage پیوند استیلنی
bond moment گشتاور پیوند
acetylene link پیوند استیلنی
protocols پیوند نامه
mesalliance پیوند ناجور
ablosung پیوند گسلی
flange پیوند لوله
flanges پیوند لوله
bond distance طول پیوند
bond angle زاویه پیوند
linkage time زمان پیوند
bond polarity قطبیت پیوند
spliced پیوند زدن
acetylenic linkage پیوند استیلنی
splices پیوند کردن
splices پیوند زدن
splicing پیوند کردن
splicing پیوند زدن
buckets منحنی پیوند
acetylenic link پیوند استیلنی
bucket منحنی پیوند
back splice پیوند معکوس
metallic bond پیوند فلزی
protocol پیوند نامه
bond energy انرژی پیوند
back splice پیوند وارون
bond strength قدرت پیوند
bond rupture گسیختن پیوند
acetylene bond پیوند استیلنی
hydrogen bond پیوند هیدروژنی
electrovalent bond پیوند الکترووالانسی
underpass approach سرازیری پیوند
underpass approach نشیب پیوند
crossbreed پیوند زدن
heat affected zone ناحیه پیوند
cross breeding پیوند دوجنس
engraft پیوند زدن
covalent bond پیوند کووالانسی
warm link پیوند گرم
outer connection پیوند برونی
link پیوند دادن
outcrossing پیوند دو نژاد
osteoplasty پیوند استخوانی
equatorial bond پیوند استوایی
organ transplantation پیوند عضو
cut splice پیوند میانی
data link پیوند دادهای
linked پیوند یافته
hyphenate با خط پیوند نوشتن
polar bond پیوند قطبی
doubly linked با پیوند مضاعف
double bond پیوند دوگانه
radio link پیوند رادیویی
transplantable پیوند شدنی
dynamic link پیوند پویا
peptide linkage پیوند پپتیدی
peptide bond پیوند پپتیدی
triple bond پیوند سه گانه
defragmentation پیوند تکه ها
dative bond پیوند داتیو
data link پیوند داده
syntropy پیوند سالم
ogee منحنی پیوند
sailmaker splice پیوند چادردوز
cold link پیوند دستی
unions پیوند وصلت
splicer پیوند دهنده
union پیوند وصلت
bonding تشکیل پیوند
short splice پیوند کوتاه
graftage پیوند زنی
cold link پیوند سرد
synchondrosis پیوند غضروفی
additive پیوند کد مخابراتی
syndesmosis پیوند رباطی
three center bonding پیوند سه مرکزی
additives پیوند کد مخابراتی
communications link پیوند مخابراتی
chink grafting پیوند غلافی
tie bar اهن پیوند
single bond پیوند ساده
communication link پیوند ارتباطی
single bond پیوند یگانه
eye splice پیوند چشمی
root graft پیوند ریشهای
hybridization پیوند زنی
homograft پیوند از جنس خود
conjugated double bond پیوند دوگانه مزدوج
juncture پیوند گاه درز
heteropolar bond پیوند ناجور قطبی
linked subroutine زیربرنامه پیوند یافته
link دانه زنجیر پیوند
tie bar بست جوش پیوند
back bonding تشکیل پیوند برگشتی
endocyclic double bond پیوند دوگانه اندوسیکلی
autoplasty پیوند از خود بخود
marrige of convenience پیوند با چشم داشت
trailer tongue [American English] [coupling] [British English] پیوند به داخل [در تریلر]
electron pair bond پیوند زوج الکترون
symmetry double bond پیوند دوگانه متقارن
file defragmentation پیوند تکههای فایل
exocyclic double bond پیوند دوگانه اگزوسیکلی
back bonding تشکیل پیوند از پشت
bond cleavage گسسته شدن پیوند
valence bond structure ساختار پیوند والانسی
multicenter binding پیوند چند مرکزی
intergraft متقابلا پیوند شدن
grafted جفت کردن پیوند
coordinat covalent bond پیوند کووالانسی کوئوردینانسی
isolated double bond پیوند دوگانه مجزا
grafting عمل پیوند زدن
ecumenism هم پیوند گرایی مذهب
interwed باهم پیوند کردن
to be untiedin marriage پیوند زناشویی کردن
intercage bond پیوند بین قفسی
chemical bonding تشکیل پیوند شیمیایی
grafts جفت کردن پیوند
valence bond theory نظریه پیوند والانس
homopolar bond پیوند جور قطبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com