English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (35 milliseconds)
English Persian
splice پیوند کردن
spliced پیوند کردن
splices پیوند کردن
splicing پیوند کردن
Search result with all words
graft جفت کردن پیوند
grafted جفت کردن پیوند
grafts جفت کردن پیوند
interbreed نژادهای مختلف را با هم پیوند کردن
interwed باهم پیوند کردن
to be untiedin marriage پیوند زناشویی کردن
Other Matches
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
linkages پیوند
linkage پیوند
nexus پیوند
anastomosis پیوند
associating هم پیوند
associates هم پیوند
ligament پیوند
ligaments پیوند
associated هم پیوند
relation پیوند
grafter پیوند زن
link پیوند
hyphens پیوند
ligature خط پیوند
inosculation رگ پیوند
strapping پیوند
connexion پیوند
synthesis پیوند
syntheses پیوند
hyphen پیوند
slurs پیوند
slurring پیوند
slurred پیوند
graftage پیوند
slur پیوند
consociation پیوند
zonule پیوند
associate هم پیوند
connexions پیوند
connection پیوند
transplantation پیوند
merging پیوند
bonding پیوند
unrelated بی پیوند
grafts پیوند
inosculation پیوند رگ ها
graft پیوند
grafted پیوند
imping پیوند
colligation پیوند
bond پیوند
grafting پیوند
mesalliance پیوند ناجور
ogee منحنی پیوند
outer connection پیوند برونی
organ transplantation پیوند عضو
synchondrosis پیوند غضروفی
splicer پیوند دهنده
outcrossing پیوند دو نژاد
osteoplasty پیوند استخوانی
communications link پیوند مخابراتی
communication link پیوند ارتباطی
protocol پیوند نامه
cold link پیوند دستی
syntropy پیوند سالم
syndesmosis پیوند رباطی
chink grafting پیوند غلافی
triple bond پیوند سه گانه
unions پیوند وصلت
radio link پیوند رادیویی
protocols پیوند نامه
union پیوند وصلت
chink grafting پیوند اسکنهای
cold link پیوند سرد
bonding تشکیل پیوند
graft پیوند گیاه
metallic bond پیوند فلزی
sailmaker splice پیوند چادردوز
transplantable پیوند شدنی
defragmentation پیوند تکه ها
multiple bond پیوند چندگانه
multivincular بسیار پیوند
double bond پیوند دوگانه
doubly linked با پیوند مضاعف
ionic bond پیوند یونی
dynamic link پیوند پویا
electrovalent bond پیوند الکترووالانسی
tie bar اهن پیوند
ablosung پیوند گسلی
short splice پیوند کوتاه
acetylenic linkage پیوند استیلنی
acetylenic link پیوند استیلنی
acetylenic bond پیوند استیلنی
acetylene linkage پیوند استیلنی
mismarriage پیوند نامناسب
acetylene link پیوند استیلنی
acetylene bond پیوند استیلنی
three center bonding پیوند سه مرکزی
flange پیوند لوله
flanges پیوند لوله
underpass approach سرازیری پیوند
underpass approach نشیب پیوند
root graft پیوند ریشهای
equatorial bond پیوند استوایی
anaplasty پیوند کاری
additives پیوند کد مخابراتی
warm link پیوند گرم
eye splice پیوند چشمی
splicing پیوند زدن
splices پیوند زدن
spliced پیوند زدن
splice پیوند زدن
covalent bond پیوند کووالانسی
cross breeding پیوند دوجنس
crossbreed پیوند زدن
hybridization پیوند زنی
neural bond پیوند عصبی
single bond پیوند یگانه
single bond پیوند ساده
dative bond پیوند داتیو
engraft پیوند زدن
data link پیوند داده
data link پیوند دادهای
cut splice پیوند میانی
linked پیوند یافته
additive پیوند کد مخابراتی
bond distance طول پیوند
bond angle زاویه پیوند
bond rupture گسیختن پیوند
bond strength قدرت پیوند
linker پیوند دهنده
bucket منحنی پیوند
long splice پیوند بلند
atomic bond پیوند اتمی
bond energy انرژی پیوند
peptide linkage پیوند پپتیدی
peptide bond پیوند پپتیدی
graftage پیوند زنی
buckets منحنی پیوند
localized bond پیوند مستقر
bond length طول پیوند
bond polarity قطبیت پیوند
back splice پیوند معکوس
back splice پیوند وارون
heat affected zone ناحیه پیوند
link پیوند دادن
chain splice پیوند زنجیری
grafted پیوند گیاه
hydrogen bond پیوند هیدروژنی
bent bond پیوند خمیده
bond moment گشتاور پیوند
chemical bond پیوند شیمیایی
hyphenate با خط پیوند نوشتن
bond order مرتبه پیوند
polar bond پیوند قطبی
axial bond پیوند محوری
confederacy اتحاد پیوند
linkage time زمان پیوند
link register ثبات پیوند
basic linkage پیوند اساسی
confederacies اتحاد پیوند
associations پیوند ارتباط
association پیوند ارتباط
grafts پیوند گیاه
exocyclic double bond پیوند دوگانه اگزوسیکلی
back bonding تشکیل پیوند برگشتی
conjugated double bond پیوند دوگانه مزدوج
file defragmentation پیوند تکههای فایل
bond formation energy انرژی تشکیل پیوند
micro to main frame پیوند ریزکامپیوتر و کامپیوتربزرگ
bond dissociation energy انرژی تفکیک پیوند
imping عمل پیوند زدن
endocyclic double bond پیوند دوگانه اندوسیکلی
electron pair bond پیوند زوج الکترون
isolated double bond پیوند دوگانه مجزا
multicenter binding پیوند چند مرکزی
tie bar بست جوش پیوند
hyphenate باخط پیوند چسبانیدن
hyphenize باخط پیوند چسبانیدن
valence bond structure ساختار پیوند والانسی
homopolar bond پیوند جور قطبی
linked subroutine زیربرنامه پیوند یافته
back bonding تشکیل پیوند از پشت
coordinat covalent bond پیوند کووالانسی کوئوردینانسی
bond cleavage گسسته شدن پیوند
cross fertilize باهم پیوند زدن
valence bond theory نظریه پیوند والانس
homograft پیوند از جنس خود
polar covalent bond پیوند کووالانسی قطبی
unions پیوند اتحادیه اتصالی
intercage bond پیوند بین قفسی
ecumenism هم پیوند گرایی مذهب
link دانه زنجیر پیوند
symmetry double bond پیوند دوگانه متقارن
union پیوند اتحادیه اتصالی
juncture پیوند گاه درز
grafting عمل پیوند زدن
autoplasty پیوند از خود بخود
heteropolar bond پیوند ناجور قطبی
trailer tongue [American English] [coupling] [British English] پیوند به داخل [در تریلر]
marrige of convenience پیوند با چشم داشت
chemical bonding تشکیل پیوند شیمیایی
intergraft متقابلا پیوند شدن
xenogamy دو جنس مخالف را با هم پیوند زدن
equipotential bonding conductor connection ارتباط رسانای پیوند هم پتانسیل
transplant عضو پیوند شده فراکاشتن
intramolecular hydrogen bond پیوند هیدروژنی درون مولکولی
grafted پیوند زدن بهم پیوستن
hyphen خط پیوند در موارد زیر بکارمیرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com