English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
short splice پیوند کوتاه
Other Matches
hydrogen bonding پیوند هیدروژنی [ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن] [در رنگرزی]
short lunge نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blast منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blasts منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
shorthorn جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
pantywaist شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
short quard سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
bonding پیوند
merging پیوند
relation پیوند
synthesis پیوند
syntheses پیوند
graft پیوند
unrelated بی پیوند
graftage پیوند
linkages پیوند
consociation پیوند
hyphen پیوند
hyphens پیوند
connexion پیوند
zonule پیوند
ligaments پیوند
ligament پیوند
strapping پیوند
colligation پیوند
transplantation پیوند
anastomosis پیوند
inosculation پیوند رگ ها
associates هم پیوند
inosculation رگ پیوند
associated هم پیوند
grafted پیوند
linkage پیوند
slur پیوند
associate هم پیوند
slurred پیوند
ligature خط پیوند
nexus پیوند
slurs پیوند
link پیوند
associating هم پیوند
grafts پیوند
grafter پیوند زن
connexions پیوند
imping پیوند
connection پیوند
grafting پیوند
slurring پیوند
bond پیوند
synchondrosis پیوند غضروفی
covalent bond پیوند کووالانسی
cross breeding پیوند دوجنس
communications link پیوند مخابراتی
hybridization پیوند زنی
single bond پیوند یگانه
syndesmosis پیوند رباطی
communication link پیوند ارتباطی
single bond پیوند ساده
association پیوند ارتباط
linked پیوند یافته
splicer پیوند دهنده
chemical bond پیوند شیمیایی
linker پیوند دهنده
confederacy اتحاد پیوند
chink grafting پیوند اسکنهای
chink grafting پیوند غلافی
cold link پیوند سرد
cold link پیوند دستی
associations پیوند ارتباط
crossbreed پیوند زدن
hydrogen bond پیوند هیدروژنی
flanges پیوند لوله
flange پیوند لوله
multiple bond پیوند چندگانه
multivincular بسیار پیوند
eye splice پیوند چشمی
neural bond پیوند عصبی
equatorial bond پیوند استوایی
engraft پیوند زدن
ogee منحنی پیوند
electrovalent bond پیوند الکترووالانسی
mismarriage پیوند نامناسب
hyphenate با خط پیوند نوشتن
graftage پیوند زنی
ionic bond پیوند یونی
buckets منحنی پیوند
bucket منحنی پیوند
link register ثبات پیوند
linkage time زمان پیوند
localized bond پیوند مستقر
long splice پیوند بلند
heat affected zone ناحیه پیوند
mesalliance پیوند ناجور
metallic bond پیوند فلزی
organ transplantation پیوند عضو
osteoplasty پیوند استخوانی
splice پیوند زدن
splice پیوند کردن
polar bond پیوند قطبی
radio link پیوند رادیویی
defragmentation پیوند تکه ها
root graft پیوند ریشهای
sailmaker splice پیوند چادردوز
dative bond پیوند داتیو
data link پیوند داده
data link پیوند دادهای
spliced پیوند کردن
spliced پیوند زدن
splices پیوند کردن
outcrossing پیوند دو نژاد
outer connection پیوند برونی
peptide bond پیوند پپتیدی
peptide linkage پیوند پپتیدی
dynamic link پیوند پویا
doubly linked با پیوند مضاعف
double bond پیوند دوگانه
splicing پیوند زدن
splicing پیوند کردن
splices پیوند زدن
cut splice پیوند میانی
axial bond پیوند محوری
bond polarity قطبیت پیوند
bond rupture گسیختن پیوند
warm link پیوند گرم
atomic bond پیوند اتمی
underpass approach نشیب پیوند
underpass approach سرازیری پیوند
chain splice پیوند زنجیری
anaplasty پیوند کاری
triple bond پیوند سه گانه
transplantable پیوند شدنی
confederacies اتحاد پیوند
bond order مرتبه پیوند
basic linkage پیوند اساسی
bent bond پیوند خمیده
bond angle زاویه پیوند
back splice پیوند وارون
back splice پیوند معکوس
bond distance طول پیوند
additives پیوند کد مخابراتی
additive پیوند کد مخابراتی
bond length طول پیوند
bond energy انرژی پیوند
bond moment گشتاور پیوند
union پیوند وصلت
unions پیوند وصلت
syntropy پیوند سالم
grafted پیوند گیاه
acetylene link پیوند استیلنی
acetylene bond پیوند استیلنی
ablosung پیوند گسلی
protocols پیوند نامه
grafts پیوند گیاه
three center bonding پیوند سه مرکزی
protocol پیوند نامه
tie bar اهن پیوند
graft پیوند گیاه
acetylene linkage پیوند استیلنی
acetylenic link پیوند استیلنی
bonding تشکیل پیوند
link پیوند دادن
acetylenic linkage پیوند استیلنی
acetylenic bond پیوند استیلنی
bond strength قدرت پیوند
intercage bond پیوند بین قفسی
exocyclic double bond پیوند دوگانه اگزوسیکلی
juncture پیوند گاه درز
link دانه زنجیر پیوند
hyphenize باخط پیوند چسبانیدن
endocyclic double bond پیوند دوگانه اندوسیکلی
electron pair bond پیوند زوج الکترون
hyphenate باخط پیوند چسبانیدن
trailer tongue [American English] [coupling] [British English] پیوند به داخل [در تریلر]
intergraft متقابلا پیوند شدن
back bonding تشکیل پیوند از پشت
interwed باهم پیوند کردن
autoplasty پیوند از خود بخود
heteropolar bond پیوند ناجور قطبی
micro to main frame پیوند ریزکامپیوتر و کامپیوتربزرگ
marrige of convenience پیوند با چشم داشت
grafting عمل پیوند زدن
linked subroutine زیربرنامه پیوند یافته
file defragmentation پیوند تکههای فایل
multicenter binding پیوند چند مرکزی
homopolar bond پیوند جور قطبی
back bonding تشکیل پیوند برگشتی
isolated double bond پیوند دوگانه مجزا
homograft پیوند از جنس خود
imping عمل پیوند زدن
polar covalent bond پیوند کووالانسی قطبی
tie bar بست جوش پیوند
coordinat covalent bond پیوند کووالانسی کوئوردینانسی
bond dissociation energy انرژی تفکیک پیوند
to be untiedin marriage پیوند زناشویی کردن
cross fertilize باهم پیوند زدن
grafted جفت کردن پیوند
grafts جفت کردن پیوند
bond formation energy انرژی تشکیل پیوند
ecumenism هم پیوند گرایی مذهب
valence bond theory نظریه پیوند والانس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com