Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 248 (12 milliseconds)
English
Persian
juncture
پیوند گاه درز
Search result with all words
slur
پیوند
slurred
پیوند
slurring
پیوند
slurs
پیوند
junction
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
link
دانه زنجیر پیوند
link
پیوند
link
پیوند دادن
connection
پیوند
connexions
پیوند
syntheses
پیوند
synthesis
پیوند
relation
پیوند
ligament
پیوند
ligaments
پیوند
union
پیوند وصلت
union
پیوند اتحادیه اتصالی
unions
پیوند وصلت
unions
پیوند اتحادیه اتصالی
merging
پیوند
bonding
پیوند
bonding
تشکیل پیوند
graft
پیوند
graft
پیوند گیاه
graft
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
graft
پیوند زدن بهم پیوستن
graft
جفت کردن پیوند
grafted
پیوند
grafted
پیوند گیاه
grafted
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
grafted
پیوند زدن بهم پیوستن
grafted
جفت کردن پیوند
grafts
پیوند
grafts
پیوند گیاه
grafts
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
grafts
پیوند زدن بهم پیوستن
grafts
جفت کردن پیوند
association
پیوند ارتباط
associations
پیوند ارتباط
hyphen
پیوند
hyphen
خط پیوند در موارد زیر بکارمیرود
hyphens
پیوند
hyphens
خط پیوند در موارد زیر بکارمیرود
splice
پیوند کردن
splice
پیوند زدن
spliced
پیوند کردن
spliced
پیوند زدن
splices
پیوند کردن
splices
پیوند زدن
splicing
پیوند کردن
splicing
پیوند زدن
flange
پیوند لوله
flanges
پیوند لوله
unrelated
بی پیوند
bucket
منحنی پیوند
bucket
قوس پیوند قوس پیوندی
buckets
منحنی پیوند
buckets
قوس پیوند قوس پیوندی
transplant
عضو پیوند شده فراکاشتن
transplanted
عضو پیوند شده فراکاشتن
transplanting
عضو پیوند شده فراکاشتن
transplants
عضو پیوند شده فراکاشتن
associate
هم پیوند
associated
هم پیوند
associates
هم پیوند
associating
هم پیوند
imp
پیوند زدن قلمه زدن
imps
پیوند زدن قلمه زدن
hybridization
پیوند زنی
linked
پیوند یافته
bond
پیوند
nexus
پیوند
linkage
پیوند
linkages
پیوند
strapping
پیوند
additive
پیوند کد مخابراتی
additives
پیوند کد مخابراتی
confederacies
اتحاد پیوند
confederacy
اتحاد پیوند
grafting
عمل پیوند زدن
grafting
پیوند
protocol
پیوند نامه
protocols
پیوند نامه
ablosung
پیوند گسلی
acetylene bond
پیوند استیلنی
acetylene link
پیوند استیلنی
acetylene linkage
پیوند استیلنی
acetylenic bond
پیوند استیلنی
acetylenic link
پیوند استیلنی
acetylenic linkage
پیوند استیلنی
acyl oxygen fission
گسسته شدن پیوند اسیل-اکسیژن
anaplasty
پیوند کاری
anastomosis
پیوند
atomic bond
پیوند اتمی
autoplasty
پیوند از خود بخود
axial bond
پیوند محوری
back bonding
تشکیل پیوند برگشتی
back bonding
تشکیل پیوند از پشت
back splice
پیوند معکوس
Other Matches
hydrogen bonding
پیوند هیدروژنی
[ایجاد پیوند مولکولی توسط هیدروژن]
[در رنگرزی]
imping
پیوند
grafter
پیوند زن
graftage
پیوند
consociation
پیوند
ligature
خط پیوند
inosculation
رگ پیوند
inosculation
پیوند رگ ها
connexion
پیوند
zonule
پیوند
colligation
پیوند
transplantation
پیوند
chemical bond
پیوند شیمیایی
ionic bond
پیوند یونی
chink grafting
پیوند اسکنهای
chink grafting
پیوند غلافی
hyphenate
با خط پیوند نوشتن
hydrogen bond
پیوند هیدروژنی
heat affected zone
ناحیه پیوند
dative bond
پیوند داتیو
communication link
پیوند ارتباطی
data link
پیوند داده
data link
پیوند دادهای
cut splice
پیوند میانی
communications link
پیوند مخابراتی
crossbreed
پیوند زدن
cross breeding
پیوند دوجنس
covalent bond
پیوند کووالانسی
defragmentation
پیوند تکه ها
double bond
پیوند دوگانه
engraft
پیوند زدن
graftage
پیوند زنی
cold link
پیوند سرد
eye splice
پیوند چشمی
equatorial bond
پیوند استوایی
electrovalent bond
پیوند الکترووالانسی
dynamic link
پیوند پویا
doubly linked
با پیوند مضاعف
cold link
پیوند دستی
radio link
پیوند رادیویی
syntropy
پیوند سالم
syndesmosis
پیوند رباطی
synchondrosis
پیوند غضروفی
splicer
پیوند دهنده
single bond
پیوند ساده
single bond
پیوند یگانه
short splice
پیوند کوتاه
sailmaker splice
پیوند چادردوز
three center bonding
پیوند سه مرکزی
tie bar
اهن پیوند
warm link
پیوند گرم
underpass approach
نشیب پیوند
underpass approach
سرازیری پیوند
triple bond
پیوند سه گانه
transplantable
پیوند شدنی
root graft
پیوند ریشهای
polar bond
پیوند قطبی
mismarriage
پیوند نامناسب
metallic bond
پیوند فلزی
mesalliance
پیوند ناجور
long splice
پیوند بلند
localized bond
پیوند مستقر
linker
پیوند دهنده
linkage time
زمان پیوند
link register
ثبات پیوند
multiple bond
پیوند چندگانه
multivincular
بسیار پیوند
peptide linkage
پیوند پپتیدی
peptide bond
پیوند پپتیدی
outer connection
پیوند برونی
outcrossing
پیوند دو نژاد
osteoplasty
پیوند استخوانی
organ transplantation
پیوند عضو
ogee
منحنی پیوند
neural bond
پیوند عصبی
chain splice
پیوند زنجیری
bond length
طول پیوند
bent bond
پیوند خمیده
bond angle
زاویه پیوند
bond order
مرتبه پیوند
bond distance
طول پیوند
basic linkage
پیوند اساسی
bond polarity
قطبیت پیوند
bond rupture
گسیختن پیوند
bond strength
قدرت پیوند
back splice
پیوند وارون
bond moment
گشتاور پیوند
bond energy
انرژی پیوند
marrige of convenience
پیوند با چشم داشت
multicenter binding
پیوند چند مرکزی
cross fertilize
باهم پیوند زدن
valence bond structure
ساختار پیوند والانسی
bond formation energy
انرژی تشکیل پیوند
bond cleavage
گسسته شدن پیوند
tie bar
بست جوش پیوند
polar covalent bond
پیوند کووالانسی قطبی
bond dissociation energy
انرژی تفکیک پیوند
to be untiedin marriage
پیوند زناشویی کردن
conjugated double bond
پیوند دوگانه مزدوج
symmetry double bond
پیوند دوگانه متقارن
coordinat covalent bond
پیوند کووالانسی کوئوردینانسی
ecumenism
هم پیوند گرایی مذهب
linked subroutine
زیربرنامه پیوند یافته
micro to main frame
پیوند ریزکامپیوتر و کامپیوتربزرگ
hyphenize
باخط پیوند چسبانیدن
hyphenate
باخط پیوند چسبانیدن
chemical bonding
تشکیل پیوند شیمیایی
interwed
باهم پیوند کردن
homopolar bond
پیوند جور قطبی
homograft
پیوند از جنس خود
heteropolar bond
پیوند ناجور قطبی
electron pair bond
پیوند زوج الکترون
file defragmentation
پیوند تکههای فایل
exocyclic double bond
پیوند دوگانه اگزوسیکلی
imping
عمل پیوند زدن
isolated double bond
پیوند دوگانه مجزا
endocyclic double bond
پیوند دوگانه اندوسیکلی
trailer tongue
[American English]
[coupling]
[British English]
پیوند به داخل
[در تریلر]
valence bond theory
نظریه پیوند والانس
intergraft
متقابلا پیوند شدن
intercage bond
پیوند بین قفسی
xenogamy
دو جنس مخالف را با هم پیوند زدن
equipotential bonding conductor connection
ارتباط رسانای پیوند هم پتانسیل
synchronous data link control
کنترل پیوند دادهای همگام
post-insulated connection
پس از پیوند عایق دار شده
hybridize
پیوند زدن از دوجنس ناجورباهم
intermolecular hydrogen bond
پیوند هیدروژنی بین مولکولی
intramolecular hydrogen bond
پیوند هیدروژنی درون مولکولی
interbreed
نژادهای مختلف را با هم پیوند کردن
high level data link control
کنترل پیوند دادههای سطح بالا
zooplasty
فن پیوند زدن گوشت جانور به انسان
mesogaster
پردهای که معده رابدیوارعقبی شکم می پیوند د
topwork
پیوند از جنس دیگری بدرخت زدن
collission
پیوند چند حرف بدون صدا
skin graft
پوست به بدن پیوند زدن پیوندپوست
zygosity
کیفیت تخم لقاح شده پیوند جنسی
projection of a point
خطی که نقطه تصویرشده را بنقطه مقابل ان می پیوند د
hybridism
جفت سازی یا پیوند زنی دوجنس ناجور با هم
parathesis
پیوند دو واژه بی انکه تغییری درانهاروی دهد
mixed marriage
پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
homograft
پیوند زنی از بافت وجودی مشابه باخود
interspinalis
ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
disjunctive
حرف عطفی که بظاهر پیوند میدهدو در معنی جدا میسازد
chemisorption
پیوند یک مایع یا یک گاز باسطح و یا داخل یک جسم جامد توسط پیوندها یانیروهای شیمیایی
reunionism
دلبستگی به پیوند کلیسای کاتولیک با کلیسای انگلیس
dipole dipole bond
پیوند دو قطبی- دو قطبی
lap half
پیوند نیم نیم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com