Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
turn
پیچ خوردگی قرقره
turns
پیچ خوردگی قرقره
Other Matches
hair crack
شکاف خوردگی ترک خوردگی
wears
خوردگی
wear
خوردگی
chafe
خوردگی
corrsion
خوردگی
chafing
خوردگی
corrosion
خوردگی
erosion-corrosion
خوردگی
abrasion
خوردگی
abrasions
خوردگی
erosion
خوردگی
chafes
خوردگی
fraction
ترک خوردگی
vermiculation
کرم خوردگی
rancidity
باد خوردگی
graphitic corrosion
خوردگی گرافیتی
backfall
زمین خوردگی
twists
پیچ خوردگی
rugosity
چروک خوردگی
cancellation
قلم خوردگی
fractions
ترک خوردگی
turmoil
بهم خوردگی
wrinkle
چین خوردگی
wrinkles
چین خوردگی
disbandment
برهم خوردگی
shrinkage
چروک خوردگی
wrinkling
چین خوردگی
torsion
پیچ خوردگی
rick
پیچ خوردگی
ricked
پیچ خوردگی
ricking
پیچ خوردگی
cracking
ترک خوردگی
surface corrosion
خوردگی سطحی
twisting
پیچ خوردگی
intercrystalline corrosion
خوردگی کریستالی
collission
بهم خوردگی
inurement
پینه خوردگی
pliature
چین خوردگی
uneasiness
بهم خوردگی
folding
چین خوردگی
corrosive action
اثر خوردگی
electrolytic corrosion
خوردگی الکترولیتی
ricks
پیچ خوردگی
kink
پیچ خوردگی
electrochemical corrosion
خوردگی الکتروشیمیایی
crossing out
قلم خوردگی
queasiness
بهم خوردگی
erosion corrosion
خوردگی- فرسودگی
muss
بهم خوردگی
ruga
تاب خوردگی
galvanic corrosion
خوردگی گالوانیکی
twist
پیچ خوردگی
folium
چین خوردگی
fissuration
ترک خوردگی
indisposedness
بهم خوردگی
induration
پینه خوردگی
screws
پیچ خوردگی
screw
پیچ خوردگی
slight cold
سرما خوردگی کم یا جزئی
revolt
بهم خوردگی انقلاب
cavity
کرم خوردگی دندان
revolts
بهم خوردگی انقلاب
cavities
کرم خوردگی دندان
caries
کرم خوردگی دندان
folding test
ازمایش چین خوردگی
deception
حیله فریب خوردگی
amusements
فریب خوردگی پذیرایی
amusement
فریب خوردگی پذیرایی
worm hole
جای کرم خوردگی
deceptions
حیله فریب خوردگی
bending over test
ازمایش چین خوردگی
turn one's stomach
<idiom>
باعث حال به هم خوردگی
fold
چین خوردگی زمین
disorderliness
اختلال بهم خوردگی
anticorrosive protection
حفافت در برابر خوردگی
stress corrosion
خوردگی در اثر تنش
corrosion pit
فرورفتگی در اثر خوردگی
indisposition
بهم خوردگی مزاج
indispositions
بهم خوردگی مزاج
folds
چین خوردگی زمین
trainsick
دچاربهم خوردگی حال
hot crack
ترک خوردگی گرم
he is recovered from his cold
سرما خوردگی او برطرف شد
corrosion control
جلوگیری و کنترل خوردگی
folded
چین خوردگی زمین
cold cracking
ترک خوردگی فلز سرد
cross folding test
ازمایش چین خوردگی عرضی
wears
فرسایش خوردگی جنگ افزارها
corrosion
زنگ خوردگی فرسایش شیمیایی
he is rather i. than sick
بهم خوردگی یاساکت دارد
upset _
برهم زنی بهم خوردگی
stainless steel
فولاد مقاوم در برابر خوردگی
wear
فرسایش خوردگی جنگ افزارها
chain block
قرقره
hasp
قرقره
pulley
قرقره
pulleys
قرقره
blocks
قرقره
hasps
قرقره
reels
قرقره
spool
قرقره
block
قرقره
reeling
قرقره
wharve
قرقره
blocked
قرقره
reel
قرقره
reeled
قرقره
bobbins
قرقره
groused
با قرقره
grousing
با قرقره
grouse
با قرقره
hanks
قرقره
pully
قرقره
bobbin
قرقره
hank
قرقره
grouses
با قرقره
spools
قرقره
carsick
مبتلا به بهم خوردگی حال دراتومبیل
corrosion resistant
مقاومت در برابر خوردگی وزنگ زدگی
to knock under
تن دردادن اقراربزمین خوردگی کردن ازپادرامدن
blocked
جعبه قرقره
driving pulley
قرقره محرکه
blocks
جعبه قرقره
gorcock
با قرقره قرمز
gantline
طناب قرقره
common block
قرقره عادی
common block
قرقره چوبی
chain pulley
قرقره زنجیر
burton
طناب و قرقره
fiddle blocks
قرقره مضاعف
block and tackle
قرقره و زنجیر
block and tackle
طناب و قرقره
fiddle blocks
قرقره پلهای
cord pulley
قرقره و طناب
block
جعبه قرقره
grooved drum
قرقره شیاردار
unreel
از قرقره بازکردن
roller
قرقره نورد
ruhmkorff coil
قرقره رومکورف
tackled
قرقره و طناب
tackles
قرقره قلاب
tackles
قرقره و طناب
tackling
قرقره قلاب
tackling
قرقره و طناب
inductorium
قرقره القا
tackled
قرقره قلاب
pully block
قرقره مرکب
spools
قرقره سیم
pulley face
تاج قرقره
jigger
طناب قرقره
fall
طناب قرقره
spool
قرقره سیم
rollers
قرقره نورد
tackle
قرقره و طناب
reel
قرقره سیم
reel
قرقره ماهیگیری
reeling
قرقره ماهیگیری
idle pulley
قرقره راهنما
reeled
قرقره سیم
reeled
قرقره ماهیگیری
tape spool
قرقره نوار
swivel block
قرقره گردان
reeling
قرقره سیم
idler pulley
قرقره زنجیر
reels
قرقره سیم
reels
قرقره ماهیگیری
snatch block
قرقره پران
tackle
قرقره قلاب
nurse a cold
سرما خوردگی را ماندن درخانه علاج کردن
varus
پیچ خوردگی پابسوی درون چنبرشدگی پاازدرون
oxygen tents
چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
oxygen tent
چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
seasick
مبتلا به استفراغ وبهم خوردگی حال در سفردریا
structural damage
خسارت ناشی از خرابی یاترک خوردگی ساختمان
seasickness
تهوع وبهم خوردگی حال در سفر دریا
tackle block
دستگاه قرقره جرثقیل
tail block
قرقره طناب دار
reeled
قرقره سیم کشی
sheave
شیار قرقره تاکل
indiana
نوعی قرقره ماهیگیری
spool
هرچیزی شبیه قرقره
luff tackle
قرقره قلاب دو شیاره
spool
قرقره سیم کشی
jigger
جفت قرقره ناهمسان
reeling
قرقره سیم کشی
tackles
قلاب قرقره جرثقیل
reels
قرقره سیم کشی
single whip
قرقره قلاب تک قرقرهای
tackled
قلاب قرقره جرثقیل
tackle
قلاب قرقره جرثقیل
tackling
قلاب قرقره جرثقیل
spin casting reel
قرقره چرخان ماهیگیری
spinning reel
قرقره چرخان ماهیگیری
squiggle
در دهان قرقره کردن
squiggles
در دهان قرقره کردن
swallow
شیار قرقره تاکل
swallowed
شیار قرقره تاکل
swallowing
شیار قرقره تاکل
swallows
شیار قرقره تاکل
reel
قرقره سیم کشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com