English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
frog-adjustment screw پیچ قلابی تنظیم کننده
Other Matches
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
sidelay تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
regulators تنظیم کننده
regulator تنظیم کننده
line regulator تنظیم کننده
corrector تنظیم کننده
framer تنظیم کننده
regularizer تنظیم کننده
control member عضو تنظیم کننده
voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ
control wheel صفحه تنظیم کننده
speed regulator تنظیم کننده سرعت
pressure gaverner تنظیم کننده فشار
automatic timing advance تنظیم کننده خودکار
speed governor تنظیم کننده سرعت
setting ring حلقه تنظیم کننده
turbine governor تنظیم کننده توربین
thermostats تنظیم کننده حرارت
slip regulator تنظیم کننده لغزش
zero adjuster تنظیم کننده صفر
field regulator تنظیم کننده میدان
field rheostat تنظیم کننده میدان
thermostat تنظیم کننده حرارت
rotary type regulator تنظیم کننده گردان
elevation adjustment تنظیم کننده بالابر
regulating resistance مقاومت تنظیم کننده
induction regulator تنظیم کننده ولتاژ القائی
gavernor valve سوپاپ یا دریچه تنظیم کننده
tangent screw پیچ تنظیم کننده در تئودولیت
thermostat تنظیم کننده هوای سرد
line drop compensator تنظیم کننده یا رگولاتور ولتاژ
carbon pile voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ زغالی
voltage regulator تنظیم کننده اختلاف سطح
thermostats تنظیم کننده هوای سرد
main regulator تنظیم کننده محور اصلی
torque regulator تنظیم کننده گشتاور پیچشی
pacemaker دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
pacemakers دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
delimits تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
delimiting تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
delimit تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
thermostats تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
thermostat تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
delimited تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
on board regulation تنظیمی که در ان هر برد داخل یک سیستم تنظیم کننده ولتاژخاص خود را دارد
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
load regulator رگولاتور بار تنظیم کننده بار
voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ نافم ولتاژ
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
false <adj.> قلابی
adulterated قلابی
quacked قلابی
pasteboard قلابی
shams قلابی
sham قلابی
quack قلابی
quacking قلابی
adulterating قلابی
adulterates قلابی
adulterate قلابی
false قلابی
quackish قلابی
hamate قلابی
hamous قلابی
quacks قلابی
bogus قلابی
tune تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tunes تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
rip-offs کالای قلابی
rip-off کالای قلابی
a fake doctor پزشک قلابی
pale [poor] imitation بدل قلابی
False coin . سکه قلابی
kake uke دفاع قلابی
A bogus professor . پروفسور قلابی
Rigged elections . انتخابات قلابی
spurious قلابی الکی
shamateur اماتور قلابی
cheap copy بدل قلابی
fulham طاس قلابی
simular قلابی صوری
uncinus زائده قلابی
self- قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
tune تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tunes تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
forges تهیه جنس قلابی
forge تهیه جنس قلابی
unciform سرکج قلابی چنگکی
crooking ادم قلابی کلاه بردار
setline رسن چند قلابی ماهیگیری
crooks ادم قلابی کلاه بردار
crook ادم قلابی کلاه بردار
weedless قلابی که به علفهای زیر اب گیر نمیکند
The whole story was faked up . تمام داستان قلابی وساختگه بود
To fake an oil – painting . یک تابلوی نقاشی قلابی درست کردن
quacking صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacks صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quack صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacked صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
page انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
ringthe bull بازی ای که دران حلقهای راپرتاب میکنندتابه قلابی بیاویزد
arresting gear قلابی برای نگه داشتن هواپیماهنگام فرود در فاصله کم
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
medical regulator تنظیم کننده امور بهداشتی مدیر امور بهداشتی
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
Inevitably it invites/evokes comparison with the original, of which the remake is merely a pale shadow. این به ناچار مقایسه با نسخه اصلی را مجبور می کند که بازسازی فیلمش کاملا قلابی است.
steeve خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
throttling type governor تنظیم کننده نوع ساساتی رگولاتور نوع ساساتی گاورنر نوع ساساتی
mare's nest چیز خوش فاهر وبد باطن چیز قلابی
calibrated air speed سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
trimsize اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
high burst ranging تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com