Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 256 (13 milliseconds)
English
Persian
courier
پیک سیاسی
couriers
پیک سیاسی
Search result with all words
isolationism
سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
state
سیاسی رسمی وضع
state-
سیاسی رسمی وضع
stated
سیاسی رسمی وضع
states
سیاسی رسمی وضع
stating
سیاسی رسمی وضع
immunity
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
imperialism
سیاست مبتنی بر استفاده از وسایل سیاسی برای بسط قدرت اقتصادی درخارج از محدوده کشورامپریالیستی
Machiavellian
وابسته به عقاید سیاسی "ماکیاولی "
reprisal
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
reprisals
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
cipher
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست
ciphers
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست
cyphers
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست
fascism
نام حزبی است که موسولینی در فاصله دو جنگ عالمگیر در ایتالیا تاسیس کردو اصول عقاید و فلسفه ان رااز سیستمهای سیاسی مختلف اخذ و بر حسب احتیاج تحریف و تفسیر نمود
mysticism
در عرصه سیاست به استفاده ازروشهای پیچیده و اسرارامیزدر تاسیسات سیاسی اطلاق میشود
mysticism
توجیه مسائل سیاسی به مدد الهام واشراق عرفان
autonomy
خودمختاری حاکمیت ملی مبنی براستقلال اقتصادی و سیاسی خودگردانی
escapism
انزوای سیاسی
escapism
خودداری ازشرکت درکارهای سیاسی فرار از واقعیات
guerillas
جنگجوی غیرنظامی که به خاطر عقیده سیاسی می جنگد
guerrilla
جنگجوی غیرنظامی که به خاطر عقیده سیاسی می جنگد
guerrillas
جنگجوی غیرنظامی که به خاطر عقیده سیاسی می جنگد
terrorism
عقیده به لزوم ادمکشی و ایجاد وحشت دربین مردم و یا سیستم فکری یی که هر نوع عملی را برای رسیدن به اهداف سیاسی جایز می داند
geopolitics
درمشی سیاسی و سیاست خارجی کشور
envoy
فرستاده سیاسی
envoys
فرستاده سیاسی
statesman
رجل سیاسی زمامدار
statesmen
رجل سیاسی زمامدار
henchman
هواه خواه سیاسی نوکر
henchmen
هواه خواه سیاسی نوکر
vigilante
پارتیزان یا متعصب سیاسی یامذهبی
vigilantes
پارتیزان یا متعصب سیاسی یامذهبی
strategies
خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
strategy
خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
diplomatic
وابسته به ماموران سیاسی خارجه
diplomatic
سیاسی
diplomat
رجل سیاسی دیپلمات
diplomats
رجل سیاسی دیپلمات
publicist
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
publicists
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
old guard
محافظه کار سیاسی
plank
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
satellite
ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
satellites
ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
asylum
حق پناهندگی سیاسی
asylum
حقی است که به موجب ان هردولت میتواند کسانی را که به علل سیاسی به خاک او یاسفارتخانه اش می گریزند راپناه دهد
asylums
حق پناهندگی سیاسی
asylums
حقی است که به موجب ان هردولت میتواند کسانی را که به علل سیاسی به خاک او یاسفارتخانه اش می گریزند راپناه دهد
ostracised
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
ostracises
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
ostracising
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
ostracize
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
ostracized
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
ostracizes
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
ostracizing
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
opportunism
به سرعت بر حسب اوضاع سیاسی یا تغییر رژیم وزمامدار
stability
امنیت داخلی ثبات سیاسی
repatriate
ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
repatriated
ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
repatriates
ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
repatriating
ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
strategic
استراتژیکی مربوط به خط مشیهای سیاسی واقتصادی و نظامی و روانی وجغرافیایی یا ملی کشور
pact
نوع خاصی از ارتباطات سیاسی است که در ان تعدادی از دول به طور مشترک
pacts
نوع خاصی از ارتباطات سیاسی است که در ان تعدادی از دول به طور مشترک
politicised
سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicises
سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicising
سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicization
سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicize
سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicized
سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicizes
سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicizing
سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
resident
نماینده سیاسی دولت استعمارگر در کشورمستعمره
residents
نماینده سیاسی دولت استعمارگر در کشورمستعمره
Conservative Party
یکی از دوحزب مهم سیاسی انگلستان که جانشین حزب " توری "است که حزب اخیر در قرن 81 و 91 در انگلستان فعالیت داشته
note
نامهای که به وسیله نماینده سیاسی به حکومت خارجی تسلیم میشودaide-memoire
notes
نامهای که به وسیله نماینده سیاسی به حکومت خارجی تسلیم میشودaide-memoire
noting
نامهای که به وسیله نماینده سیاسی به حکومت خارجی تسلیم میشودaide-memoire
backlash
عکس العمل سیاسی واکنش شدید
politico
سیاسی
politicos
سیاسی
factionalism
اعتقاد به لزوم وجود احزاب سیاسی
diplomatic immunity
مصونیت سیاسی
political economy
اتصاد سیاسی
political economy
اقتصاد سیاسی
politician
مرد سیاسی
politicians
مرد سیاسی
terrorist
ادمکش سیاسی
terrorists
ادمکش سیاسی
politics
علم سیاسی امور سیاسی
politics
اصول سیاسی
politics
علم سیاست امور سیاسی
politically
از لحاظ سیاسی
political scientist
ویژه گر علوم سیاسی
political scientists
ویژه گر علوم سیاسی
political science
علوم سیاسی
diplomatic corps
هیات سیاسی
diplomatic corps
هیات نمایندگان سیاسی
geopolitical
وابسته به جغرافیای سیاسی
Other Matches
apolitical
دارای شخصیت غیر سیاسی بی علاقه بامور سیاسی
self determination
استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
political ties
هم بستگیهای سیاسی وابستگیهای سیاسی اتحادسیاسی
political circles
محافل سیاسی دوایر سیاسی
reestablishment of diplomatic relations
برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
politic
سیاسی نماینده سیاسی
isonomy
برابری در حقوق سیاسی برابری سیاسی
socio political
سیاسی
political
سیاسی
diplomatic privileges
امتیازات سیاسی
diplomatic representation
نمایندگی سیاسی
ecclesia
مجلس سیاسی
political propaganda
تبلیغات سیاسی
political offences
جرائم سیاسی
political offence
جرم سیاسی
political mission
ماموریت سیاسی
political mission
هیئت سیاسی
political matters
مسائل سیاسی
political isolation
انزوای سیاسی
political forces
نیروهای سیاسی
diplomatic relations
روابط سیاسی
political psychology
روانشناسی سیاسی
envoyship
نمایندگان سیاسی
diplomatic mission
هیئت سیاسی
diplomatic channels
طرق سیاسی
terror
ادمکشی سیاسی
terrors
ادمکشی سیاسی
politic
زندانی سیاسی
diplomatic agent
مامور سیاسی
anarchy
بی ترتیبی سیاسی
demarche
اقدام سیاسی
refugee
پناهنده سیاسی
refugees
پناهنده سیاسی
diplomatic passport
تذکره سیاسی
diplomatic passport
پاسپورت سیاسی
diplomatic officer
مامور سیاسی
arithmetic , political
اقتصاد سیاسی
current affairs
رویدادهایاجتماعی و سیاسی
politicking
فعالیت سیاسی
hatchet man
<idiom>
کارهای سیاسی
talk politics
گفتگوی سیاسی
state criminals
مجرمین سیاسی
state criminals
مقصرین سیاسی
Political opponents .
مخالفین سیاسی
political debate
منازعه سیاسی
political debate
بحث سیاسی
sociopolitical
اجتماعی- سیاسی
politico social
سیاسی و اجتماعی
politico social
سیاسی اجتماعی
prisoners of state
زندانیان سیاسی
state prisoners
محبوسین سیاسی
state prisoners
زندانیان سیاسی
public life
زندگی سیاسی
prisoners of state
محبوسین سیاسی
political rights
حقوق سیاسی
diplomatic body
هیات نمایندگان سیاسی
diplomatic bady
هیات سیاسی نمایندگان
politico military
عملیات سیاسی نظامی
political instability
تزلزل یا نا استواری سیاسی
politico military
امور سیاسی نظامی
corps diplomatique
هئیت نمایندگان سیاسی
severance of diaplomatic relations
قطع روابط سیاسی
interruption of diplomatic relations
قطع روابط سیاسی
politick
جنبه سیاسی دادن به
breach of diplomatic relations
قطع روابط سیاسی
politically active
از لحاظ سیاسی پرتحرک
roorback
اتهامات کذب سیاسی
a newspaper's political affiliation
وابستگی سیاسی روزنامه ها
roorbach
اتهامات کذب سیاسی
stateman
مرد سیاسی زمامدار
hanse
اتحادیه بازرگانی یا سیاسی
to talk politics
گفتگوی سیاسی کردن
isonomy
تساوی سیاسی و حقوقی
isopolity
برابری در حقوق سیاسی
junto
دسته بندی سیاسی
Religious (political) fanaticism
تعصبات مذهبی ( سیاسی )
neutral state
حالت بی طرفی سیاسی
titular charge daffaires
متصدی شغل سیاسی
neutralism
حفظ بی طرفی سیاسی
non political offence
جرم غیر سیاسی
politically involved
از لحاظ سیاسی پرتحرک
rupture of diplomatic relations
قطع روابط سیاسی
stalinism
روش سیاسی ژوزف استالین
residentship
اقامت سیاسی به عنوان نمایندگی
residentship
نمایندگی سیاسی در کشورتحت الحمایه
woman's rights
حقوق اجتماعی و سیاسی نسوان
he is an influence in politics
فلانی نفوذ سیاسی دارد
state of the realm
طبقات اجتماعی یا سیاسی کشور
major party
حزب سیاسی پیرو درانتخابات
ecclesiast
عضوانجمن سیاسی اتنیهای قدیم
To seek political asylum.
تقاضای پناهندگی سیاسی کردن
To ask for political asylum.
تقاضای پناهندگی سیاسی کردن
run scared
<idiom>
تلاش برای رقابت سیاسی
asylum seeker
درخواست کننده پناهندگی
[سیاسی]
ward heeler
کارچاق کن سیاسی ناحیه بخصوصی
person seeking
[political]
asylum
درخواست کننده پناهندگی
[سیاسی]
dopester
پیش بینی حوادث سیاسی
wheeler-dealers
دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
His political beliefs are old hat now .
عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
recognized asylum seeker
پناهنده سیاسی
[که درخواستش را پذیرفته باشند]
wheeler-dealer
دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
To stage political demonstrations.
تظاهرات سیاسی برپاکردناسلااهل تظاهر نیستم
split ticket
<idiom>
انتخاب افراد سیاسی برای رای
banana republics
کشوری که از نظر سیاسی متزلزل است
banana republic
کشوری که از نظر سیاسی متزلزل است
person entitled to asylum
پناهنده سیاسی
[که درخواستش را پذیرفته باشند]
concentration camp
بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
nonalignment
روش سیاسی غیر متعهد بودن
asylee
پناهنده سیاسی
[که درخواستش را پذیرفته باشند]
concentration camps
بازداشتگاه زندانیان سیاسی یااسرای جنگی
to send a message to somebody
پیامی به کسی فرستادن
[سیاسی یا اجتماعی]
play footsie
<idiom>
باهمکارخود لاس زدن مخصوصا دریک جو سیاسی
subversives
مربوط به براندازی حکومتها از نظر سیاسی اقتصادی
subversive
مربوط به براندازی حکومتها از نظر سیاسی اقتصادی
druze
یکی از فرقههای سیاسی و مذهبی اسلام بلوردان
druse
یکی از فرقههای سیاسی ومذهبی اسلام بلوردان
mission
ماموریت جنگی هیئت سیاسی خدمت میسیون
proletarianism
موقعیت سیاسی گروه رنجبران توده پست
missions
ماموریت جنگی هیئت سیاسی خدمت میسیون
persona grata
نماینده سیاسی مورد قبول کشور دیگر
press campaingn or stunt
مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
mycenian
اثارهنری وتفوق سیاسی نواحی مجاوراین ناحیه
mycenaean
اثارهنری وتفوق سیاسی نواحی مجاوراین ناحیه
concert of europe
اتفاق دولت بزرگ اروپا نسبت به مسائل سیاسی
me too
دارای شباهت تبلیغاتی نسبت برقیب سیاسی خود
particularism
اعطا استقلال سیاسی به کشورها و اجزاء متشکله یک امپراطوری
national strategy
مجموعه تدابیر سیاسی اقتصادی اجتماعی و نظامی ملی
isocracy
حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
demarche
عمل سیاسی اقدامی است که دولتی درمورد مسئله خاصی
front de liberation national
فعالیت می کرد و در حال حاضر تنها حزب سیاسی الجزایر است
geostrategy
شاخهای از فیزیک سیاسی که در باره علم لشکر کشی بحس میکند
minister plenipotentiary
نماینده سیاسی که زیر دست سفیرکبیر است ولی قدرت تمام دارد
machiavelian
مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
subversion
نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
to boondoggle
[American English]
پول و وقت تلف کردن
[برای پروژه ای با سرمایه دولت بخاطر انگیزه سیاسی]
log rolling
دسته بندی سیاسی که دران همدیگر رابستایندویاری کننداصول نان بهم قرض دادن
policy of contianment
سیاست بازدارندگی اعمال سیاستی که باعث تحدید و توقف اقدامات سیاسی کشور دیگری بشود
new deal
روش سیاسی جدیدی که از دوران روزولت اعمال ان از طرف دولت ایالات متحده امریکا شروع شد
tammany
انجمن تامانی نیویورک وابسته بانجمن طرفدار کسب نفوذ سیاسی وبلدی بوسیله رشاء
I don't think it wise to publicly proffer a political opinion.
من فکر نمی کنم عاقلانه باشد بطور علنی عقیده سیاسی شخصی خود را بیان کرد.
demagogisme
استفاده نامشروع از احساسات حاد و تعصبات عوام و مردم کوچه و بازار به منظور وصول به اهداف سیاسی
expellee
افراد اخراجی از مملکت اخراج شدگان یا تبعید شدگان سیاسی تبعیدی
isocratic
دارای اختیارات برابر که دران اختیارات سیاسی همه کس یکسان است
policy maker
سیاست ساز و سیاست افرین تعیین کننده خط مشی سیاسی
democratic party
یکی از دو حزب بزرگ سیاسی ایالات متحده امریکا که به صورت فعلیش از 8281 تاسیس شده لیکن از 7871 عملا" موجود بوده است
exchange of notes
نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
blue book
کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
apostolic delegate
نمایندگی سیاسی پاپ سفیرکبیر پاپ
defacto recognition
شناسایی دوفاکتو شناسایی سیاسی کشوری که عملا" مستقل ودارای حق حاکمیت است ولی به عللی نمیتواند یا نمیخواهد به تعهدات بین المللی خود
satyagraha
اصطلاح ابداعی گاندی پیشوای نهضت ملی هند برای به کار بردن قدرت روحی به جای خشونت وشدت عمل برای وصول به اهداف سیاسی و اجتماعی
real will
مشرب سیاسی که هر نوع زور وقدرت در هر جنبه را از طرف دولت با این احتجاج که اراده دولت نماینده اراده واقعی افراد جامعه است مشروع می داند
south american revolution
انقلاب امریکای جنوبی نهضت سیاسی امریکای جنوبی در اوائل قرن 91 که به جنگ بین استقلال طلبان ان خطه با استعمارگران اسپانیایی و بالاخره استقلال این مستعمرات منجر شد
bolshevism
مکتبی متفرع از مارکسیسم که مبدع ان لنین بوده است و مبتنی است بر تاکید این مسئله که طبقه پرولتاریا باید با جنبش و اعمال قوه و بدون اینکه منتظر فرسودگی خودبخودی سیستم کاپیتالیستی باشد قدرت سیاسی را به دست گیرد.
congress party (indian national congress
حزب کنگره- کنگره ملی هندبزرگترین حزب سیاسی هندوستان که در اواخر قرن 91 تاسیس شد و در حال حاضر با ارائه یک طرح سوسیالیستی برای جامعه بالاترین تعداد کرسی را درمجمع ملی هند داراست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com