English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
psych out <idiom> پیی بردن به انگیزه واقعی (شخص)
Other Matches
cambridge equation نشان میدهند . یعنی پول واقعی برابراست با طول متوسط دورهای که هر واحدپول بین دو معامله نگهداری میشود ضرب در درامد واقعی K =
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
absolute altimeter ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
architecture proper معماری بمعنی واقعی کلمه معماری واقعی
motives انگیزه
impelent انگیزه
incitation انگیزه
mover انگیزه
incitement انگیزه
inducements انگیزه
inducement انگیزه
stimulant انگیزه
conatus انگیزه
motive انگیزه
motivation انگیزه
impetus انگیزه
incentive انگیزه
incentives انگیزه
stimulants انگیزه
goad مهمیز انگیزه
goaded مهمیز انگیزه
goads مهمیز انگیزه
goading مهمیز انگیزه
imaginary stimulus انگیزه موهومی
export incentive انگیزه صادرات
economic motivation انگیزه اقتصادی
affiliation motive انگیزه پیوندجویی
social motive انگیزه اجتماعی
saving motive انگیزه پس انداز
motivation انگیزه انگیختگی
motive انگیزه غرض
safety motive انگیزه ایمنی
transaction motive انگیزه معاملاتی
achievement motive انگیزه پیشرفت
motives انگیزه غرض
work incentive انگیزه کار
demotivated بی انگیزه شده
impulsion انگیزه انی
tax incentive انگیزه مالیاتی
precautionary motive انگیزه احتیاطی
impulse انگیزه دادن به
impulses انگیزه دادن به
propellants انگیزه محرک
propellant انگیزه محرک
phenomotive انگیزه پدیداری
causing انگیزه هدف
causes انگیزه هدف
cause انگیزه هدف
profit motive انگیزه سود
transaction motive انگیزه مبادلاتی
mainspring انگیزه اصلی
lack of incentive نبود انگیزه
mastery motive انگیزه تسلط
wage incentive انگیزه مزد
propellent انگیزه محرک
impulsions انگیزه انی
lack of incentive فقدان انگیزه
The real problem is not whether machines think but whether men do. مشکل واقعی این نیست که آیا ماشین ها فکر می کنند یا خیر مشکل واقعی این است که آیا انسان فکر می کند یا خیر.
speculative motive انگیزه سفته بازی
stimulant مشروب الکلی انگیزه
inviolacy motive انگیزه ایراد گریزی
stimulus انگیزه وسیله تحریک
stimulants مشروب الکلی انگیزه
stimuli انگیزه وسیله تحریک
abundancy motive انگیزه فزون خواهی
aetiology انگیزه شناسی تعلیل
interesde motive انگیزه غرض الود
impulses انگیزه ناگهانی تکان دادن
impulse انگیزه ناگهانی تکان دادن
to push out پیش بردن جلو بردن
imbibe تحلیل بردن فرو بردن
imbibing تحلیل بردن فرو بردن
imbibes تحلیل بردن فرو بردن
imbibed تحلیل بردن فرو بردن
motivate تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivated تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivates تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivating تهییج کردن دارای انگیزه شده
masochism لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
pep talk <idiom> صحبتی که باعث ایجاد انگیزه درفرد شود
speculative demand for money تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
impulsive کسیکه از روی انگیزه انی وبدون فکر قبلی عمل میکند
to boondoggle [American English] پول و وقت تلف کردن [برای پروژه ای با سرمایه دولت بخاطر انگیزه سیاسی]
real واقعی
virtual واقعی
objective واقعی
card-carrying واقعی
lifelike واقعی
ex post saving واقعی
ex post واقعی
veracious واقعی
actual واقعی
concrete : واقعی
unfeigned واقعی
essentials واقعی
essential واقعی
true life واقعی
veridical واقعی
factual واقعی
righting واقعی
righted واقعی
right واقعی
factually واقعی
objectives واقعی
actuals واقعی
McCoy واقعی
very واقعی
positive واقعی
literal واقعی
veritable واقعی
real memory حافظه واقعی
real income درامد واقعی
real fluid سیال واقعی
carry into effect واقعی کردن
put inpractice واقعی کردن
put ineffect واقعی کردن
implement واقعی کردن
carry ineffect واقعی کردن
nominal غیر واقعی
very واقعی فعلی
realises واقعی کردن
true form فرم واقعی
true complement مکمل واقعی
true complement متمم واقعی
unrealistic غیر واقعی
real capital سرمایه واقعی
realised واقعی کردن
make something happen واقعی کردن
real numbers اعداد واقعی
real mode حالت واقعی
actualize واقعی کردن
actualise [British] واقعی کردن
execute واقعی کردن
real earnings درامدهای واقعی
real costs هزینههای واقعی
real value ارزش واقعی
real assets دارائیهای واقعی
real anxiety اضطراب واقعی
real wage مزد واقعی
carry out واقعی کردن
matter-of-fact بطور واقعی
matter of fact بطور واقعی
real storage انباره واقعی
real sector بخش واقعی
fulfill [American] واقعی کردن
bring into being واقعی کردن
put into effect واقعی کردن
put into practice واقعی کردن
accomplish واقعی کردن
bring inbeing واقعی کردن
make a reality واقعی کردن
real score نمره واقعی
real address آدرس واقعی
truer واقعی حقیقی
actual load بار واقعی
actual loss زیان واقعی
actual parameter پارامتر واقعی
actual price قیمت واقعی
actual saving پس انداز واقعی
actual self خود واقعی
actual velocity سرعت واقعی
true north شمال واقعی
never-never land غیر واقعی
never-never غیر واقعی
genuine واقعی حقیقی
unreal غیر واقعی
actual key کلید واقعی
actual expenses مخارج واقعی
true واقعی حقیقی
practicals واقعی کارازموده
practical واقعی کارازموده
insubstantial غیر واقعی
life-size اندازه واقعی
life size اندازه واقعی
actual address نشانی واقعی
actual argument نشانوند واقعی
actual cost هزینه واقعی
actual damage خسارت واقعی
truest واقعی حقیقی
historical costs هزینه واقعی
incidental expenses هزینههای واقعی
objective value ارزش واقعی
objective data دادههای واقعی
actualize واقعی کردن
realized واقعی کردن
jisen مبارزه واقعی
actual income درامد واقعی
down to earth حقیقی واقعی
down-to-earth حقیقی واقعی
realize واقعی کردن
unrealistically غیر واقعی
realizing واقعی کردن
real واقعی موجود
realising واقعی کردن
realizes واقعی کردن
airy-fairy غیر واقعی
true power توان واقعی
true vertical قائم واقعی
true slump نشست واقعی
out of pocket expenses هزینه واقعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com