Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 171 (8 milliseconds)
English
Persian
gamey
چاشنی زده افتضاح اور
gamy
چاشنی زده افتضاح اور
Other Matches
fuze
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
flash tube
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
first fire mixture
خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
to stab in the back
افتضاح
foul-ups
افتضاح
scandal
افتضاح
debacle
افتضاح
debacles
افتضاح
dTbGcles
افتضاح
scandals
افتضاح
foul-up
افتضاح
eclat
درخشش افتضاح
infamy
افتضاح سابقه بد
scandalous
افتضاح امیز
scandalization
ایجاد افتضاح
ignominy
افتضاح خواری
inglorious
افتضاح اور گمنام
To make a gaffe .
<idiom>
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
To drop a brick .
<idiom>
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
To put ones foot in it .
<idiom>
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
scandalmongers
پخش کننده شایعات افتضاح امیز
scandalmonger
پخش کننده شایعات افتضاح امیز
scandal sheet
نشریه محتوی شایعات افتضاح امیز
fuzing
چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
detonating charge
چاشنی
cap
چاشنی
dressings
چاشنی
dressing
چاشنی
detonators
چاشنی
detonator
چاشنی
ignitor
چاشنی
safety fuze
چاشنی
salmagundi
چاشنی
capped
چاشنی
amorce
چاشنی
devices
چاشنی
device
چاشنی
fuze
چاشنی
percussion caps
چاشنی
flavouring
چاشنی
percussion cap
چاشنی
flavorings
چاشنی
flavoring
چاشنی
destructor
چاشنی
igniter
چاشنی
luring
چاشنی
lures
چاشنی
lured
چاشنی
lure
چاشنی
sauces
چاشنی
flavourings
چاشنی
sauce
چاشنی
stuffing
چاشنی
seasoning
چاشنی
capsule
چاشنی
capsules
چاشنی
primer
چاشنی
primers
چاشنی
detonating cord
مدار چاشنی
detonation cap
کلاهک چاشنی
garniture
تزیین چاشنی
detonation cord
فتیله چاشنی
relished
چاشنی ذوق
relishes
چاشنی ذوق
electric primer
چاشنی الکتریکی
flash fuze
چاشنی الکتریکی
primer pouch
محفظه چاشنی
relish
چاشنی ذوق
prime
چاشنی گذاشتن
defuses
چاشنی کشیدن
defused
چاشنی کشیدن
defuse
چاشنی کشیدن
tutti frutti
چاشنی میوهدار
primer seat
مقر چاشنی
ignition cap
کلاهک چاشنی
igniting powder
خرج چاشنی
primes
چاشنی گذاشتن
primed
چاشنی گذاشتن
igniter train
مجموعه چاشنی
defusing
چاشنی کشیدن
destructor
چاشنی انفجاری
ketchup
چاشنی غذا
seasoner
چاشنی زننده
spiced
چاشنی غذا
relishing
چاشنی ذوق
percussion caps
چاشنی ضربتی
percussion cap
چاشنی ضربتی
spice
چاشنی غذا
garnish
چاشنی زدن
garnished
چاشنی زدن
garnishes
چاشنی زدن
adapter booster
چاشنی خوران
sauce
چاشنی زدن به
spices
چاشنی غذا
cannon primer
چاشنی توپ
blasting cap
کلاهک چاشنی
sauces
چاشنی زدن به
spicing
چاشنی غذا
uncharged
چاشنی گذاری نشده
safing
چاشنی برداری کردن
garnished
چاشنی زدن به ارایش
sauce boat
فرف چاشنی خوری
chutney
یکنوع چاشنی غذا
primming
چاشنی گذاری کردن
primer setback
عقب نشستن چاشنی
sauce-boats
فرف چاشنی خوری
garnishes
چاشنی زدن به ارایش
season
دوران چاشنی زدن
seasoned
دوران چاشنی زدن
seasons
دوران چاشنی زدن
condiment
چاشنی ادویه زدن
condiments
چاشنی ادویه زدن
activate
چاشنی مین را کشیدن
flavors
چاشنی زدن به معطرکردن
flavour
چاشنی زدن به معطرکردن
flavours
چاشنی زدن به معطرکردن
garnish
چاشنی زدن به ارایش
sauce-boat
فرف چاشنی خوری
primer pouch
کیف یافانوسقه چاشنی
adhesion agent
چاشنی چسب افزا
au naturel
ساده و بدون چاشنی
French dressing
چاشنی سالاد فرانسوی
flavored
چاشنی زدن به معطرکردن
flavor
چاشنی زدن به معطرکردن
cannon primer
چاشنی خرج توپ
initiator
چاشنی مشتعل کننده
melinite
مخصوص تهیه چاشنی
igniting primer
چاشنی مشتعل کننده
primer leak
خروج گازاز ته چاشنی
precussion detonator
چاشنی ضربتی یا دنگی
primer leak
نشد کردن چاشنی
coupling base
اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
flavored
چاشنی مزه دار کردن
flavor
چاشنی مزه دار کردن
flavors
چاشنی مزه دار کردن
firing mechanism
چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
electric squib
نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
hung striker
ضارب چاشنی معیوب نارنجک
squib
چاشنی خرج راکتهای دریایی
flavours
چاشنی مزه دار کردن
initiator
چاشنی اولیه خرج ابتدایی
squibs
چاشنی خرج راکتهای دریایی
hung striker
چاشنی عمل نکرده نارنجک
flavour
چاشنی مزه دار کردن
salad dressings
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
salad dressing
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
cock
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocks
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
to dress
[salad]
چاشنی زدن
[آرایش دادن ]
[سالاد]
squib
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
cocking
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
mayonnaise
نوعی چاشنی غذا وسالاد مایونز
squibs
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
arm
مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
coupling base
وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
activating
به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activated
به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activates
به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
soy
سبوس یا چاشنی چینی یاژاپونی مرکب از لوبیای جوشانده وشیر وغیره
delayed contact
چاشنی با تماس تاخیری سیستم پیش تنظیم تاخیری
dormant
عامل تاخیری مین دریایی چاشنی تاخیری
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
duplex
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
firing circuit
مدار چاشنی مدار انفجار
mine casemate
بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
percussion
ضربتی چاشنی ضربتی
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com