Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (8 milliseconds)
English
Persian
tutti frutti
چاشنی میوهدار
Other Matches
tutti frutti
بستنی میوهدار
fuze
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
flash tube
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
first fire mixture
خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
fuzing
چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
capped
چاشنی
salmagundi
چاشنی
percussion cap
چاشنی
sauce
چاشنی
cap
چاشنی
sauces
چاشنی
detonator
چاشنی
detonators
چاشنی
dressing
چاشنی
dressings
چاشنی
percussion caps
چاشنی
device
چاشنی
devices
چاشنی
safety fuze
چاشنی
ignitor
چاشنی
igniter
چاشنی
fuze
چاشنی
detonating charge
چاشنی
destructor
چاشنی
amorce
چاشنی
seasoning
چاشنی
flavoring
چاشنی
flavouring
چاشنی
lured
چاشنی
luring
چاشنی
primers
چاشنی
capsule
چاشنی
lures
چاشنی
flavorings
چاشنی
stuffing
چاشنی
lure
چاشنی
flavourings
چاشنی
primer
چاشنی
capsules
چاشنی
destructor
چاشنی انفجاری
adapter booster
چاشنی خوران
relish
چاشنی ذوق
percussion caps
چاشنی ضربتی
seasoner
چاشنی زننده
percussion cap
چاشنی ضربتی
prime
چاشنی گذاشتن
blasting cap
کلاهک چاشنی
cannon primer
چاشنی توپ
primed
چاشنی گذاشتن
primer seat
مقر چاشنی
primer pouch
محفظه چاشنی
defused
چاشنی کشیدن
ignition cap
کلاهک چاشنی
igniting powder
خرج چاشنی
igniter train
مجموعه چاشنی
garniture
تزیین چاشنی
defuse
چاشنی کشیدن
flash fuze
چاشنی الکتریکی
defuses
چاشنی کشیدن
electric primer
چاشنی الکتریکی
detonation cord
فتیله چاشنی
detonation cap
کلاهک چاشنی
detonating cord
مدار چاشنی
defusing
چاشنی کشیدن
primes
چاشنی گذاشتن
relished
چاشنی ذوق
spices
چاشنی غذا
sauce
چاشنی زدن به
sauces
چاشنی زدن به
garnish
چاشنی زدن
garnished
چاشنی زدن
garnishes
چاشنی زدن
ketchup
چاشنی غذا
spice
چاشنی غذا
spiced
چاشنی غذا
relishing
چاشنی ذوق
spicing
چاشنی غذا
relishes
چاشنی ذوق
seasons
دوران چاشنی زدن
melinite
مخصوص تهیه چاشنی
condiment
چاشنی ادویه زدن
igniting primer
چاشنی مشتعل کننده
condiments
چاشنی ادویه زدن
flavored
چاشنی زدن به معطرکردن
flavors
چاشنی زدن به معطرکردن
flavour
چاشنی زدن به معطرکردن
uncharged
چاشنی گذاری نشده
initiator
چاشنی مشتعل کننده
safing
چاشنی برداری کردن
primming
چاشنی گذاری کردن
primer setback
عقب نشستن چاشنی
primer pouch
کیف یافانوسقه چاشنی
primer leak
خروج گازاز ته چاشنی
primer leak
نشد کردن چاشنی
precussion detonator
چاشنی ضربتی یا دنگی
seasoned
دوران چاشنی زدن
flavours
چاشنی زدن به معطرکردن
flavor
چاشنی زدن به معطرکردن
sauce-boat
فرف چاشنی خوری
season
دوران چاشنی زدن
chutney
یکنوع چاشنی غذا
cannon primer
چاشنی خرج توپ
sauce-boats
فرف چاشنی خوری
French dressing
چاشنی سالاد فرانسوی
au naturel
ساده و بدون چاشنی
adhesion agent
چاشنی چسب افزا
sauce boat
فرف چاشنی خوری
garnishes
چاشنی زدن به ارایش
garnished
چاشنی زدن به ارایش
garnish
چاشنی زدن به ارایش
activate
چاشنی مین را کشیدن
firing mechanism
چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
flavours
چاشنی مزه دار کردن
squib
چاشنی خرج راکتهای دریایی
hung striker
ضارب چاشنی معیوب نارنجک
salad dressing
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
flavor
چاشنی مزه دار کردن
salad dressings
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
hung striker
چاشنی عمل نکرده نارنجک
gamey
چاشنی زده افتضاح اور
electric squib
نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
flavour
چاشنی مزه دار کردن
initiator
چاشنی اولیه خرج ابتدایی
coupling base
اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
gamy
چاشنی زده افتضاح اور
flavors
چاشنی مزه دار کردن
squibs
چاشنی خرج راکتهای دریایی
flavored
چاشنی مزه دار کردن
to dress
[salad]
چاشنی زدن
[آرایش دادن ]
[سالاد]
cocking
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
squibs
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
squib
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
mayonnaise
نوعی چاشنی غذا وسالاد مایونز
cock
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocks
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
arm
مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
coupling base
وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
soy
سبوس یا چاشنی چینی یاژاپونی مرکب از لوبیای جوشانده وشیر وغیره
activated
به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activating
به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
activates
به کار انداختن چاشنی مین را کشیدن چکانیدن ماشه جنگ افزار
delayed contact
چاشنی با تماس تاخیری سیستم پیش تنظیم تاخیری
dormant
عامل تاخیری مین دریایی چاشنی تاخیری
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
duplexes
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplex
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
firing circuit
مدار چاشنی مدار انفجار
mine casemate
بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
percussion
ضربتی چاشنی ضربتی
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com