English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 136 (7 milliseconds)
English Persian
man hole چاهک بازدید
Other Matches
physical inspection بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
inspection arms سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
visiting correspondent نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
sink hole چاهک
sinks چاهک
sink چاهک
sump چاهک
sumps چاهک
data strike چاهک داده ها
hand wash basin چاهک دستشویی
silt sump چاهک تهنشینی
air trap سرپوش چاهک
silt sump چاهک رسوب
syphon well drop ابشار با چاهک و لوله
repair pit چاهک تعمیر اتومبیل
pumping test method روش چاهک ازمایش
control بازدید
controls بازدید
controlling بازدید
reviewal بازدید
visit بازدید
examining بازدید
examines بازدید
visited بازدید
examined بازدید
examine بازدید
visits بازدید
inspection بازدید
surveying بازدید
review بازدید
reviewed بازدید
reviewing بازدید
reviews بازدید
revision بازدید
revisions بازدید
certificate of survey گواهی بازدید
visited بازدید دیدار
home visit بازدید خانواده
reconnoiter بازدید کردن
visit بازدید دیدار
visitors بازدید کننده
visitor بازدید کننده
destination inspection بازدید در مقصد
barrier inspection بازدید ازموانع
personnel monitoring بازدید پرسنلی
visits بازدید دیدار
boarding visit بازدید پس دادن
boarding call دعوت به بازدید
boarding call بازدید رسمی
inspection shaft میله بازدید
to return a visit بازدید کردن
inspection well چاه بازدید
location survey بازدید در محل
inspection gallery دالان بازدید
see over بازدید کردن
inspection بازدید معاینه
reconnoitring بازدید کردن
reconnoitres بازدید کردن
reconnoitred بازدید کردن
surveys بازدید کردن
revisits بازدید کردن
revisiting بازدید کردن
revisited بازدید کردن
revisit بازدید کردن
spot checks بازدید در محل
spot check بازدید در محل
survey بازدید کردن
surveyed بازدید کردن
reconnoitered بازدید کردن
reconnoitering بازدید کردن
reconnoiters بازدید کردن
reconnoitre بازدید کردن
examining بازدید کردن
examines بازدید کردن
examined بازدید کردن
examine بازدید کردن
monitored بازدید کار دستگاه
monitor بازدید کار دستگاه
survey بررسی کردن بازدید
reviews بازدید انتقاد کردن
monitors بازدید کار دستگاه
surveyed بررسی کردن بازدید
reviewing بازدید انتقاد کردن
man hole دهانه بازدید ادم رو
to rehash something وضعیتی را بازدید کردن
reviewed بازدید انتقاد کردن
visitors from abroad بازدید کنندگان خارجی
official visit بازدید رسمی فرمانده
review بازدید انتقاد کردن
surveys بررسی کردن بازدید
to revisit the situation وضعیتی را بازدید کردن
reconnaissance بازدید مقدماتی اکتشاف
drop by <idiom> بازدید از کسی با جایی
visit of courtesy بازدید رسمی نظامی
afterflight inspection بازدید بعد از پرواز
annual general inspection بازدید عمومی سالیانه
barrier inspection بازدید کنار جاده
before flight inspection بازدید قبل از پرواز
to revisit an issue مسئله ای را بازدید کردن
perambulation دور زنی بازدید
check out equipment وسایل بازدید محل
step in بازدید مختصر وکوتاهی کردن
visit and search بازدید و تجسس کردن ناو
to revisit something بازدید کردن چیزی [مجازی]
gam گرد امدن بازدید کردن
man hole دریچه بازدید سوراخ ادم رو
inspection gallery دالان بازرسی گالری بازدید
refers مراجعه کردن بازدید مجدد
referred مراجعه کردن بازدید مجدد
refer مراجعه کردن بازدید مجدد
to revisit a subject of research سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
check off list برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
showdowns چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdown چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
muster roll دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
to revisit a criminal case [judicial proceedings] یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
saints نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
saint نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
rig the ship فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
overhaul سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauls سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauled سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
reviewed بازدید رسمی یاسان رسمی
review بازدید رسمی یاسان رسمی
reviewing بازدید رسمی یاسان رسمی
reviews بازدید رسمی یاسان رسمی
checked بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checks بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
inflight phase مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
inspection بازرسی بازدید کردن بازرسی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com