English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
uncased well چاهی که دیواره جدار ان پوشش نشده باشد
Other Matches
lined well چاهی که دیواره ان با سنگ پوشش شده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
dug well چاهی که با دست حفر شده باشد
casing لوله جدار چاه پوشش
casings لوله جدار چاه پوشش
bored well چاهی که بوسیله مته حفاری شده باشد
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
wild pigeon کبوتر چاهی کفتر چاهی
strays که متوقف نشده باشد
straying که متوقف نشده باشد
stray که متوقف نشده باشد
inviolately چنانکه بی حرمت نشده باشد
specification یات مشخصات ساخته نشده باشد
virgins که قبلاگ روی آن ضبط نشده باشد
virgin که قبلاگ روی آن ضبط نشده باشد
plaintext متن یا اطلاعی که کدگذاری یا رمزگذاری نشده باشد
blank bill براتی که در ان محل پرداخت قید نشده باشد
subject to being unsold فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
vexata questio موضوع مختلف فیه مسالهای که پس از بحث زیاد حل نشده باشد
preclinical وابسته به زمانی که بیماری از نظر بالینی قابل تشخیص نشده باشد
text متن ای که مرتب نشده است . متنی که درحاشیه راست دندانه دار باشد
texts متن ای که مرتب نشده است . متنی که درحاشیه راست دندانه دار باشد
quiescent وضعیت فرآیند یا مدار یا وسیله وقتی که هیچ سیگنال ورودی اعمال نشده باشد
universal legacy وصیتی که دران موصی جهت تسلیم موردوصیت به ورثه شرطی قائل نشده باشد
default مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulted مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaults مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulting مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
stockdove کبوتر چاهی
to p off a well در چاهی را بستن
phreatic ابزاد چاهی
multiple well system سیستم چند چاهی
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
specificity نرخ ورودیهای نامرتبط , که از کل اعداد ورودیهای نامرتبط فایل یا پایگاه داده یا کتابخانه بازیابی نشده باشد
beta software نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
defaulting مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
bezel پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
nickel clad sheet ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
driven well چاهی که بوسیله فروبردن لوله کنده وبا اب رسانده باشند
dumb well چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
greige carpet فرش خود رنگ [فرشی که الیاف آن پیش از بافت رنگرزی نشده باشد. این نوع بافت در بین بافندگان محلی و خصوصا در افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته روسیه دیده می شود.]
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
screens پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
screen جدار
sidewall جدار
screens جدار
wythe جدار
walls جدار
hull جدار
hulls جدار
dissepiment جدار
screening, screenings جدار
septum جدار
wall جدار
screened جدار
curtains جدار
raced جدار
races جدار
race جدار
rough boundary جدار زبر
partitions جدار افراز
bulkheads جدار داخلی
partition جدار افراز
bearing race جدار یاتاقان
curtains جدار پرده
bulkhead جدار داخلی
casing tube لوله جدار
tall road راه با جدار
inner bottom جدار داخلی
unset جایگزین نشده جاانداخته نشده
unsifted الک نشده رسیدگی نشده
unsought جستجو نشده کشف نشده
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
unasked خواسته نشده پرسیده نشده
irredenta انجام نشده جبران نشده
uncharged محسوب نشده رسمامتهم نشده
unredeemed جبران نشده سبک نشده
inconsummate تکمیل نشده انجام نشده
untried امتحان نشده محاکمه نشده
slotted casing لوله جدار مشبک
toe crack شکاف جدار سم اسب
thin walled cylinder استوانه جدار نازک
chucking reamer برقو با جدار تراش
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
floating reamer برقو یا جدار تراش متحرک
phlebitic دچار اماس جدار ورید
lumen حفره سلولی درون جدار گیاه
acrus choralis [جدار بین گروه کر و شبستان کلیسا]
diatomaceous دارای جدار سیلیسی شبیه گمزادان
manubrium سلولهای استوانهای میان جدار داخلی
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
wanelength طول جدار جداکننده یا پرده جدا کننده
scale ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
cuticle پوشش مو پوشش شاخی
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
guidance هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
sponson جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
incomplete انجام نشده پر نشده
bulwark دیواره سد
barrier دیواره
cliff دیواره
barriers دیواره
escarpment دیواره
walls دیواره
parapet دیواره
embankments دیواره
curtains دیواره
cliffs دیواره
escarpments دیواره
parapets دیواره
wall دیواره
bulwarks دیواره سد
partition دیواره
bulkheads دیواره
echal دیواره
septum دیواره
dissepiment دیواره
causey دیواره
rims دیواره
partitions دیواره
bulkhead دیواره
rim دیواره
embankment دیواره
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
wing wall دیواره جانبی
approach wall دیواره ورودی
guide wall دیواره راهنما
training wall دیواره راهنما
groyne سد یا دیواره ساحلی
bulkhead تیغه دیواره
banch wall دیواره محافظ
banch wall دیواره پشتیبان
bank genesis پیدایش دیواره
insulated wall دیواره عایق
bulkheads تیغه دیواره
sausage dam دیواره تورسنگی
parapets محجر دیواره
basket dam دیواره سبدی
parapet محجر دیواره
arch-facade دیواره ی مشبکی
bulwarks دیواره محافظ
bulwark دیواره محافظ
cordon سرپوش دیواره
collision bulkhead دیواره نشکن
collision bulkhead دیواره ضد تصادم
snow fence دیواره برفگیر
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
choir-wall [دیواره ی جداکننده جایگاه]
bank effect اثر دیواره کانال
ice foot دیواره یخ درنواحی شمال
chancel-rail دیواره مشبک [کلیسا]
heel پاشنه پی دیواره حائل یا سد
heels پاشنه پی دیواره حائل یا سد
levee دیواره ساحلی رودخانه
bullword دیواره روی پل کشتی
perforated cutoff دیواره نیمه تراوا
coaming دیواره دور دریچه ها
hatch coaming دیواره دور دریچه
positive cut off دیواره اب بند کامل
cylinder liner رگکش سخت و مقاوم در برابرسایش در جدار داخلی سیلندراز جنس الیاژهای سبک یامواد نرم دیگر
partitive وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
fireback دیواره عقبی کوره یابخاری
phlebitic وابسته به اماس دیواره ورید
petard خرج تخریب دیواره و پایه پل
partitives وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
padeye حلقه ثابت دیواره پل ناو
bulkhead دیواره عمودی روی قایق
bulkheads دیواره عمودی روی قایق
gunwale لبه بالایی دیواره قایق
tambour دیواره متحرک چوبی ساختن
kickbacks دیواره فاصله بین دو مسیربولینگ
ice-foot [دیواره یخ در کنار نواحی شمالی]
kickback دیواره فاصله بین دو مسیربولینگ
scabbing نفوذ بسکها درداخل دیواره هدف
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
antisubmarine screen پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
toes ان قسمت از پی دیواره حائل که روی ان خاک ریزی میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com