Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
Charbughra
چایی دارویست که با زنجفیل و هل درست شده و در آن شکر، شراب، تریاک و حشیش نیز به کار میرود.
Other Matches
to manipulate
تریاک را با دست عمل اوردن تریاک را تیارکردن
tea is sold by the kilogramme
چایی را کیلویی می فروشند چایی به کیلو فروخته میشود
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winery
کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
vinosity
حالت و خصوصیات شراب معتادبه شراب
wineglass
لیوان شراب پیمانه شراب
kef
حشیش
cannabis
حشیش
hashish
حشیش
opium
تریاک
kief
حشیش
canabis
حشیش
opiam
تریاک
ganja
حشیش
hemp
حشیش
cannabis sativa
حشیش امریکایی
to smoke opium
تریاک کشیدن
opiomania
اعتیاد به تریاک
opiam
تریاک زدن
marihuana
کنف حشیش
marijuana
کنف حشیش
emetic resin
تریاک برگردان
cannabis indica
حشیش هندی
wine of opium
محلول تریاک وشراب
to pour out tea
چایی ریختن
green tea
چایی سبز
iced tea
چایی سرد
tea stains
لکه چایی
st john's wort
علف چایی
beer money
پول چایی
husbandŠs tea
چایی کم مایه و سرد
meat tea
چایی یا عصرانه با گوشت
tea is preferable to water
چایی بر اب ترجیح دارد
tea is preferable to water
چایی از اب بهتر است
to pour hot water over tea
اب گرم روی چایی ریختن
A pot of tea for 4, please.
لطفا یک قوری چایی 4 نفره.
lactuarium
شیره تریاک مانندی که از یک جورکاهوی خارداربدست می اید
joint
جای کشیدن تریاک با استعمال نوشابه لولا
My tea isnt cool enough to drink.
چایی ام آنقدر خنک نشده که بخورم
intersection
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
and
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
join
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meets
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
OR function
تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
meet
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joins
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
coincidence function
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
joined
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
conjunction
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
assertion
1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
conjunctions
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
union
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
unions
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
false
1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
disjunction
تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
alternation
تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
either or operation
تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
temper
درست ساختن درست خمیر کردن
tempered
درست ساختن درست خمیر کردن
tempers
درست ساختن درست خمیر کردن
judiciousness
قضاوت درست تشخیص درست
be the spitting image of someone
<idiom>
درست مثل کسی بودن
[درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
the juice of the grape
شراب
bacchus
شراب
wine
شراب
wines
شراب
viniferous
شراب زا
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
grcen wine
شراب نارس
wine maker
شراب ریز
fortified wines
شراب قوی
grcen wine
شراب تازه
grail
جام شراب
vermt
شراب افسنطین
guzzler
شراب خور
oenomel
شراب عسلی
oenologist
شراب شناس
wines
شراب نوشیدن
filtrate
شراب ناب
ustulation
سوزاندن شراب
wineskin
مشک شراب
fortified wine
شراب قوی
wine
شراب نوشیدن
wine cellar
انبار شراب
pottle
رطل شراب
binge
شراب خواری
decanted
ریختن شراب
decant
ریختن شراب
viticulturist
شراب ساز
it is a racy wine
شراب رادارد
wino
معتاد به شراب
vinous flavour
طعم شراب
vinal
بشکل شراب
cider
شراب سیب
wine cellar
شراب دخمه
viniferous
دارای شراب
winebibber
شراب خور
viniculture
شراب سازی
wineglass
جام شراب
rhenish wine
شراب اسمانی
winegrower
شراب ساز
enology
شراب شناسی
binges
شراب خواری
cochineal
قرمز شراب کش
riesling
شراب سفید
decants
ریختن شراب
decanting
ریختن شراب
he is going
میرود
i had no idea he was going
که او میرود
the train runs without a stop
میرود
vinifacteur
اسباب شراب سازی
fortified wine
شراب تقویت شده
viniculture
پرورش انگور شراب
fiascos
ناکامی بطری شراب
gladstone
نوعی شراب ارزان
clarets
نوعی شراب قرمز
claret
نوعی شراب قرمز
goblet
گیلاس شراب
[در مراسم]
chalice
گیلاس شراب
[در مراسم]
fortified wines
شراب تقویت شده
frutex
شراب شربت الکلی
scuppernong
شراب انگور مشک
goblets
گیلاس شراب تکه
vintnery
عمده فروشی شراب
enology
مبحث شراب شناسی
goblet
گیلاس شراب تکه
malmsey
شراب شیرین قبرس
argol
دردشراب .ته نشین شراب
maderia
شراب محصول مادریا
bacchus
رب النوع شراب و باده
jeroboam
جام شراب بزرگ
cellars
جای شراب انداختن
loading
امیختن موادخارجی به شراب
fiasco
ناکامی بطری شراب
vinic
مربوط به شراب یا الکل
vintners
عمده فروش شراب
vintner
عمده فروش شراب
vermouths
شراب شیرین افسنطین
chablis
نوعی شراب سفید
vermouth
شراب شیرین افسنطین
straw wine
شراب شیرین کشمش
wineglasful
گیلاس شراب خوری
winepress
خمره شراب سازی
wineshop
مغازه شراب فروشی
gill
پیمانهای برای شراب
cellar
جای شراب انداختن
chianti
نوعی شراب قرمز
it wont wash
اگرانرابشویندرنگش میرود
the probability is
احتمال میرود
if he goes
اگر او میرود
presumedly
احتمال میرود
Which line goes to ... ?
کدام خط به ... میرود؟
differences
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exjunction
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
EXOR
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternatives
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternative
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
port
شراب شیرین بارگیری کردن
crust of wine
جرم شراب در روی شیشه
libation
تقدیم شراب به حضور خدایان
sherris
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
gourmets
خبره خوراک شراب شناس
buret
تنگ مخصوص شراب مقدس
gourmet
خبره خوراک شراب شناس
libations
تقدیم شراب به حضور خدایان
libation
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
buretto
تنگ مخصوص شراب مقدس
libations
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
amontillado
نوعی شراب تلخ و سفیداسپانیایی
sherries
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
sacked
شراب سفید پرالکل وتلخ
sherry
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
sack
شراب سفید پرالکل وتلخ
to lay down wine
شراب را انبار کردن یا جادادن
sacks
شراب سفید پرالکل وتلخ
altar of credence
[جایگاه نان و شراب مقدس]
vinometer
الت سنجش الکل شراب
exclusive
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
bleeder
کسی که خونش میرود
bleeders
کسی که خونش میرود
neck or nothing
یا سر میرود یا کلاه می اید
in all probability
احتمال کلی میرود
birl
شراب نوشیدن وجام را بدیگری دادن
punches
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
wine taster
جام شراب مخصوص نمونه گیری
rhenish
شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
dionysus
>دیونسیوس <خدای شراب و میگساری وزراعت
tartarous
دردی شکل مشتق از درده شراب
punched
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
punch
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
nectar
شراب لذیذ خدایان یونان شهد
wine cooler
هرنوع وسیله یا مخزن سردکننده شراب
tents
اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
tent
اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
churchgoer
کسی که مرتب به کلیسا میرود
nightwalker
کسیکه شب در خواب راه میرود
Which line goes to ... ?
کدام خط راه آهن به ... میرود؟
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com