Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (13 milliseconds)
English
Persian
headlight
چراغ جلو ماشین
headlights
چراغ جلو ماشین
head light
چراغ جلو ماشین
Search result with all words
lighting
چراغ بندی ماشین
tail light
چراغ عقب ماشین
tail lights
چراغ عقب ماشین
to switch on the dipped
[dimmed]
headlights
چراغ نور پایین
[ماشین]
را روشن کردن
Other Matches
self binder
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
machinists
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
cybernetics
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machines
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
ماشین کردن با ماشین رفتن
faxing
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
fax
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
faxes
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
assembles
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
d.c. machine
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
digital computer
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
automated teller machine
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
the machine is in operation
ماشین در گردش است ماشین دایر است
nightlights
چراغ کم سو
overtaking light
چراغ
lamp
چراغ
white steaming light
چراغ
lamps
چراغ
lamplighter
چراغ چی
lampers
چراغ
lampad
چراغ
nightlight
چراغ کم سو
alternating light
چراغ متغیر
spirit lamp
چراغ الکلی
alcohol burner
چراغ الکلی
flashlights
چراغ قوه
alcohol lamp
چراغ الکلی
flashlight
چراغ قوه
blowtorch
چراغ جوشکاری
blowtorches
چراغ جوشکاری
anchor light
چراغ لنگر
light bulb
چراغ برق
light bulbs
چراغ برق
lamp post
تیر چراغ
lamp-post
تیر چراغ
lamp-posts
تیر چراغ
blind
چراغ چشمک زن
aiming post light
چراغ شاخص
magic lantern
چراغ عکس
hurricane lamps
چراغ دریایی
beacons
چراغ دریایی
hurricane lamps
چراغ بادی
hurricane lamp
چراغ دریایی
beacon
چراغ دریایی
traffic light
چراغ راهنمایی
aiming light
چراغ شاخص
activity light
چراغ فعالیت
acetylene burner
چراغ استیلنی
traffic signal
چراغ راهنمایی
abat jour
پرتوافکن چراغ
traffic lights
چراغ راهنمایی
magic lanterns
چراغ عکس
hurricane lamp
چراغ بادی
blinded
چراغ چشمک زن
light
چراغ راهنمایی
limelight
چراغ یانورقوی
bunsen burner
چراغ بونزن
stoplights
چراغ ترمز
neon
چراغ نئون
stoplight
چراغ ترمز
spotlight
چراغ نورافکن
spotlighted
چراغ نورافکن
spotlighting
چراغ نورافکن
spotlights
چراغ نورافکن
torching
چراغ قوه
torches
چراغ قوه
lighted
چراغ راهنمایی
lightest
چراغ راهنمایی
indicator
چراغ راهنما
light
چراغ برق
torch
چراغ قوه
torched
چراغ قوه
nightlights
چراغ خواب
nightlight
چراغ خواب
leading lights
چشم و چراغ
lantern
چراغ دریایی
lantern
چراغ توری
lanterns
چراغ بادی
lanterns
چراغ دریایی
lanterns
چراغ توری
mantle
توری چراغ
gas light
چراغ گازی
gas lights
چراغ گازی
lantern
چراغ بادی
warning light
چراغ خطر
leading light
چشم و چراغ
lampshades
گنبدهی چراغ
lampshade
گنبدهی چراغ
come-ons
چراغ زدن
come-on
چراغ زدن
kerosene
نفت چراغ
lamplight
روشنائی چراغ
lamp
لامپ چراغ
lamps
لامپ چراغ
blinds
چراغ چشمک زن
mantles
توری چراغ
gas flame
چراغ گازی
lamp stand
چراغ دان
electric lamp
چراغ برق
lampblack
دوده چراغ
electric bulb
چراغ برق
bunsen burners
چراغ بونزن
lampron
چراغ موشی
dome light
چراغ برجک
landing light
چراغ فرود
dim light
چراغ جنگی
light house
چراغ دریایی
light line
خط چراغ جنگی
standing light
چراغ ثابت
light list
چراغ نامه
lamppost
تیر چراغ
lucernal
چراغ دار
red light
چراغ قرمز
kerosone
نفت چراغ
electric torch
چراغ قوهای
gaslight
چراغ گاز
head lamp
چراغ پیشانی
flashing light
چراغ چشمک زن
flash light
چراغ قوه
fixed light
چراغ ثابت
fanal
چراغ گشتی
incandescent mantle
توری چراغ
torch light
چراغ قوهای
indicating lamp
چراغ راهنما
kerosine
نفت چراغ
red light
چراغ سمت چپ
portable standard
چراغ ایستا
stop lamp
چراغ ترمز
miner's lamp
چراغ معدن
red light
چراغ خطر
stop light
چراغ ترمز
blinker
چراغ چشمک زن
occulting light
چراغ ممتد
paraffin oil
نفت چراغ
pressure lamp
چراغ تلمبهای
battle lights
چراغ پلیس
battle lantern
چراغ خطرجنگی
pocket lamp
چراغ قوه
battery lamp
چراغ قوه
portable lamp
چراغ گردان
riding lights
چراغ لنگر
portable lamp
چراغ سیار
portable standard
چراغ مطالعه
safety lamp
چراغ اطمینان
stereopticon
چراغ عکس
dashboard light
چراغ داشبورد
standing light
چراغ پلیسی
red lights
چراغ سمت چپ
red lights
چراغ خطر
mantle lamp
چراغ توری
red lights
چراغ قرمز
mantle burner
چراغ توری
safety lamp
چراغ ایمنی
portable lamp
چراغ قابل حمل
poles
تیر چراغ برق
standard lamp
[British]
چراغ پایه دار
pole
تیر چراغ برق
group occulating light
چراغ ناپیوسته گروهی
floor lamp
[American]
چراغ پایه دار
lucubrator
دود چراغ خور
globe lamp
چراغ حباب دار
lucubration
دود چراغ خوری
lamplighter
با ان چراغ را روشن میکنند
safelight
چراغ تاریکخانه عکاسی
headlights
چراغ های جلو
heaters
چراغ خوراک پزی
occulting light
چراغ ناپیوسته دریایی
brake lights
چراغ های ترمز
heater
چراغ خوراک پزی
interrupted flashing light
چراغ چشمک زن منقطع
reduced lighting
حرکت با چراغ کم نور
range markers
چراغ شاخص مسیر
his hope was snuffed out
چراغ امیدش خاموش شد
gaselier
چراغ گازچندشاخهای گازسوزسقفی
taillight
چراغ عقب اتومبیل
bracket light
چراغ دیوار کوب
pilot
پیلوت چراغ راهنما
piloted
پیلوت چراغ راهنما
pilots
پیلوت چراغ راهنما
lamp-posts
تیر چراغ برق
bunsen gas burner
چراغ گازی ازمایشگاه
to burn the midnight oil
دود چراغ خوردن
alternating light
چراغ چشمک زن متغیر
tail lamp
چراغ عقب اتومبیل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com