Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
alternating light
چراغ چشمک زن متغیر
Other Matches
flashing light
چراغ چشمک زن
blind
چراغ چشمک زن
blinds
چراغ چشمک زن
blinded
چراغ چشمک زن
blinker
چراغ چشمک زن
interrupted flashing light
چراغ چشمک زن منقطع
blinker
چراغ چشمک زن علایم خط و نقطه مرس و ارسال پیام
aldis lmap
چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
alternating light
چراغ متغیر
anti collision light
چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
declare
معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declaring
معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declares
معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
winker
چشمک زن
flasher
چشمک زن
twinkler
چشمک زن
twinkling
چشمک
blinker
چشمک زن
twinkled
چشمک
flashers
چشمک زن
flickers
چشمک زن
flickered
چشمک زن
flicker
چشمک زن
blink
چشمک
sign flasher
چشمک زن
twinkle
چشمک
eyewink
چشمک
palpebrate
چشمک زن
twinkles
چشمک
ocellus
چشمک
simperer
چشمک زن
blinks
چشمک
blinked
چشمک
flashing light
نور چشمک زن
quick flashing light
چشمک زن تند
twinkled
چشمک زدن
strobotron
لامپ چشمک زن
winks
چشمک زدن
nictitate
چشمک زدن
winked
چشمک زدن
stroboscopic tube
لامپ چشمک زن
blinking
چشمک زنی
twinkle
چشمک زدن
group flashing light
چشمک زن دستهای
winkles
چشمک زدن
winkle
چشمک زدن
nict
چشمک زدن
the stars twinkle
چشمک میزنند
wink
چشمک زدن
winking
چشمک زدن
twinkles
چشمک زدن
blinks
چشمک زدن
blink
چشمک زدن
blinked
چشمک زدن
blink microscope
میکروسکوپ چشمک زن
blinker
علامت چشمک زن
winking
چشمک اغماض کردن
wink
چشمک اغماض کردن
winked
چشمک اغماض کردن
scintillation
چشمک زدن ستارگان
winks
چشمک اغماض کردن
interrupted quick flashing light
چشمک زن تند مقطع
twinkling
چشمک زدن ستاره
blinds
چشمک زدن علامت دادن
blind
چشمک زدن علامت دادن
blinded
چشمک زدن علامت دادن
variable recoil
سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
batted
چشمک زدن مژگان راتکان دادن
bats
چشمک زدن مژگان راتکان دادن
bat
چشمک زدن مژگان راتکان دادن
The lights of the aircraft were blinking.
چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
refresh rate
تعداد دفعات در ثانیه که یک تصویر بر روی CRT بایدمجددا" ترسیم شود تا چشمک نزند میزان دوباره سازی
overtaking light
چراغ
lamplighter
چراغ چی
nightlights
چراغ کم سو
lampers
چراغ
nightlight
چراغ کم سو
lampad
چراغ
white steaming light
چراغ
lamps
چراغ
lamp
چراغ
uneven
متغیر
floating
متغیر
fluid
متغیر
technical
متغیر
transitive
متغیر
variables
متغیر
fluids
متغیر
variable
متغیر
protean
متغیر
unsteadily
متغیر
variative
متغیر
varier
متغیر
unsteady
متغیر
average variable cost
متغیر
variate
متغیر
indignant
متغیر
conversional
متغیر
variant
متغیر
fitful
متغیر
vicissitudinous
متغیر
kerosene
نفت چراغ
electric lamp
چراغ برق
electric torch
چراغ قوهای
activity light
چراغ فعالیت
acetylene burner
چراغ استیلنی
hurricane lamps
چراغ بادی
hurricane lamps
چراغ دریایی
torch light
چراغ قوهای
magic lantern
چراغ عکس
lamp
لامپ چراغ
magic lanterns
چراغ عکس
lamplight
روشنائی چراغ
abat jour
پرتوافکن چراغ
aiming post light
چراغ شاخص
flashlight
چراغ قوه
kerosine
نفت چراغ
battle lights
چراغ پلیس
battle lantern
چراغ خطرجنگی
battery lamp
چراغ قوه
dashboard light
چراغ داشبورد
dim light
چراغ جنگی
riding lights
چراغ لنگر
anchor light
چراغ لنگر
electric bulb
چراغ برق
spirit lamp
چراغ الکلی
alcohol lamp
چراغ الکلی
alcohol burner
چراغ الکلی
aiming light
چراغ شاخص
lamp stand
چراغ دان
kerosone
نفت چراغ
dome light
چراغ برجک
hurricane lamp
چراغ دریایی
gas lights
چراغ گازی
flash light
چراغ قوه
fixed light
چراغ ثابت
fanal
چراغ گشتی
gas light
چراغ گازی
lamp-posts
تیر چراغ
head lamp
چراغ پیشانی
incandescent mantle
توری چراغ
gaslight
چراغ گاز
lamp post
تیر چراغ
light bulbs
چراغ برق
light bulb
چراغ برق
blowtorches
چراغ جوشکاری
blowtorch
چراغ جوشکاری
flashlights
چراغ قوه
gas flame
چراغ گازی
mantles
توری چراغ
mantle
توری چراغ
lantern
چراغ بادی
indicating lamp
چراغ راهنما
lamps
لامپ چراغ
beacons
چراغ دریایی
hurricane lamp
چراغ بادی
lantern
چراغ دریایی
beacon
چراغ دریایی
lanterns
چراغ توری
lanterns
چراغ دریایی
lanterns
چراغ بادی
traffic light
چراغ راهنمایی
lantern
چراغ توری
traffic lights
چراغ راهنمایی
lamp-post
تیر چراغ
portable lamp
چراغ گردان
standing light
چراغ ثابت
standing light
چراغ پلیسی
stereopticon
چراغ عکس
come-on
چراغ زدن
stoplights
چراغ ترمز
nightlights
چراغ خواب
stoplight
چراغ ترمز
stop light
چراغ ترمز
traffic signal
چراغ راهنمایی
safety lamp
چراغ ایمنی
portable lamp
چراغ سیار
portable standard
چراغ مطالعه
portable standard
چراغ ایستا
pressure lamp
چراغ تلمبهای
lightest
چراغ راهنمایی
lighted
چراغ راهنمایی
light
چراغ راهنمایی
stop lamp
چراغ ترمز
safety lamp
چراغ اطمینان
red lights
چراغ سمت چپ
nightlight
چراغ خواب
light
چراغ برق
indicator
چراغ راهنما
leading lights
چشم و چراغ
leading light
چشم و چراغ
red lights
چراغ خطر
red lights
چراغ قرمز
red light
چراغ سمت چپ
red light
چراغ خطر
red light
چراغ قرمز
warning light
چراغ خطر
come-ons
چراغ زدن
lampshade
گنبدهی چراغ
lampshades
گنبدهی چراغ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com