Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 179 (8 milliseconds)
English
Persian
preponderate
چربیدن بر افزودن
Other Matches
increment
افزودن چیزی یا افزودن یک عدد
increments
افزودن چیزی یا افزودن یک عدد
predominates
چربیدن
predominating
چربیدن
predominated
چربیدن
predominate
چربیدن
prevail
چربیدن
prevailed
چربیدن
prevails
چربیدن
to weigh down
غالب امدن چربیدن
counterweight
پارسنگ کردن چربیدن بر
overbalancing
چربیدن بر چیز نامساوی
counterweights
پارسنگ کردن چربیدن بر
overbalances
چربیدن بر چیز نامساوی
overbalance
چربیدن بر چیز نامساوی
overbalanced
چربیدن بر چیز نامساوی
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
eke
افزودن
increase
افزودن
increased
افزودن
adds
افزودن
aggrandize
افزودن
adding
افزودن
add
افزودن
accelerated
افزودن
accelerates
افزودن
accelerating
افزودن
augment
افزودن
augmented
افزودن
augmenting
افزودن
augments
افزودن
appends
افزودن
appending
افزودن
appended
افزودن
append
افزودن
increases
افزودن
subjoin
افزودن
to run rup
افزودن
Inc
افزودن
to eke out
افزودن
accelerate
افزودن
add
افزودن
enhancing
افزودن
enhances
افزودن
enhanced
افزودن
enhance
افزودن
append
افزودن
subjoin
افزودن
put on
افزودن
potentize
افزودن
adject
افزودن به
aggrade
افزودن
aggrandise
افزودن
dynamize
افزودن
eke out
افزودن به
imburse
افزودن
plus
افزودن به مثبت
to pay back
برگرداندن افزودن
stock
به موجودی افزودن
amplified
افزودن بالابردن
amplifies
افزودن بالابردن
stocked
به موجودی افزودن
amplify
افزودن بالابردن
amplifying
افزودن بالابردن
redoubling
افزودن دوبرابر کردن
redoubles
افزودن دوبرابر کردن
increases
افزودن ترقی دادن
redoubled
افزودن دوبرابر کردن
apperceive
بمعلومات خود افزودن
resurface
لایهی جدید افزودن
resurfaced
لایهی جدید افزودن
to fan the flame
برشدت چیزی افزودن
increased
افزودن ترقی دادن
adjoin
افزودن متصل شدن
adjoined
افزودن متصل شدن
toincrease any one's salary
مواجب کسیرا افزودن
resurfaces
لایهی جدید افزودن
imps
غرس کردن افزودن
adjoins
افزودن متصل شدن
accrete
بهم افزودن یا چسبانیدن
increase
افزودن ترقی دادن
imp
غرس کردن افزودن
toincrease any one's salary
برحقوق کسی افزودن
redouble
افزودن دوبرابر کردن
bundle
افزودن نرم افزار
setting
افزودن به وقت بازی
settings
افزودن به وقت بازی
bundles
افزودن نرم افزار
throwin
مشارکت کردن افزودن بر
volumes
کتاب برحجم افزودن
bundling
افزودن نرم افزار
volume
کتاب برحجم افزودن
inset
افزودن اضافه کردن گذاشتن
daylight saving time
افزودن یک ساعت بر ساعات روز
to intensify one's actions
برشدت اقدامات خود افزودن
insets
افزودن اضافه کردن گذاشتن
subjoin
در پایان افزودن اضافه کردن
throw in
مطلبی بر صحبت کسی افزودن
queued
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
forward mode
افزودن یک عدد یا اندیش و اختلاف به اصل
dates
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
upgrading
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgrades
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
doping
افزودن ماده شیمیایی خاص به یک قطعه
upgraded
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
date
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
queues
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
upgrade
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
queueing
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queue
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
inserts
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
insert
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
mithridatism
مصونیت از زهر بواسطه خوردن و کم کم افزودن برمقداران
parallelled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
inserting
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
parallels
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
winder
گرم شدن تدریجی بدن و افزودن برسرعت
paralleled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallel
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
date
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
dates
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
paralleling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paroli
دوبرابر داو بوسیله افزودن پول برده بدان
anchor line extension kits
جعبه وسایل افزودن به طول کابل چتر نجات
extend
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
ten's complement
عددی که با افزودن یک به متمم نهم یک عدد دهدهی به دست آید
saving
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
increments
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
increment
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
extends
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
extending
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
insertion loss
توجه به یک سیگنال به علت افزودن یک وسیله به کانال یا مدار موجود
update
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updated
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updates
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
source
نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
extensible
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که به کاربر امکان افزودن نوع داده و دستورات خاص خود را میدهد
text
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
texts
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
privilege
ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
memo field
فیلدی در پایگاه داده یا پنجره متن در یک برنامه کاربردی که به کاربر امکان افزودن دستورات یا ماکرو درباره ورودی میدهد
two's complement
افزودن یک به متمم یک یک عدد دودویی , برای نمایش اعداد دودویی منفی
aliasing
افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
cost plus pricing
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
subscribed
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribes
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribing
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribe
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
highs
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
highest
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
appreciate
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciated
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciates
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciating
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
dithering
ترکیب نقطههای رنگارنگ برای یک رنگ جدید یک روش گرافیکی کامپیوتر برای افزودن شدت نور نمایش
special drawing rights
این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
expandable
با افزودن نرم افزار یا سخت افزار
extending
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extend
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extends
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
expanded memory system
کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
structuring
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structures
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
appends
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
append
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
appending
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
appended
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
updates
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updated
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
extension
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com