English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (11 milliseconds)
English Persian
pivot چرخش حول یک محور
pivoted چرخش حول یک محور
pivots چرخش حول یک محور
Search result with all words
tip در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
tipping در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
axis of rotation محور چرخش
fixed pivot محور ثابت چرخش یکانها نفر لولا برای گردش یکانها
nose up چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
rotational reflection axis محور چرخش انعکاس
Other Matches
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
countershaft محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
waltz three سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
wheelbases فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
wheelbase فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
rate integration gyro ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
axis of signal communication محور ارتباط و مخابرات محور ارتباطات
single action یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
volte-face چرخش
head rolling سر چرخش
volte face چرخش
revolutions چرخش
gyration چرخش
revolution چرخش
spins چرخش
swirled چرخش
swirling چرخش
swirls چرخش
troll چرخش
trolls چرخش
wrench چرخش
wheels چرخش
wheeling چرخش
wrenches چرخش
wrenched چرخش
rotational چرخش
wheel چرخش
spin چرخش
swirl چرخش
whirls چرخش
twirl چرخش
rotation چرخش
twirled چرخش
turns چرخش
turn چرخش
twirling چرخش
twirls چرخش
whirl چرخش
whirled چرخش
whirling چرخش
levorotation چرخش به چپ
circulations چرخش
whirlpools چرخش اب
whirlpool چرخش اب
gyrations چرخش
circulation چرخش
rolls چرخش گردش
angle of rotation زاویه چرخش
topspin چرخش توپ
upright spin چرخش ایستاده
helicopter چرخش در هوا
helicopters چرخش در هوا
compass swing چرخش خط محوری
twisting چرخش بدن
specific rotation چرخش ویژه
williamson turn چرخش ویلیامسون
twist چرخش بدن
body english چرخش بی اختیار
roll چرخش گردش
varimax rotation چرخش واریماکس
rolled چرخش گردش
chasing پایه چرخش
vertical scrolling چرخش عمودی
twists چرخش بدن
pivoting قابل چرخش
turn table میز چرخش
stuff چرخش توپ
trepan چرخش انحراف
turnabouts چرخش به یک طرف
turnabout چرخش به یک طرف
rotation چرخش دوران
revolution چرخش دوران
chases پایه چرخش
chased پایه چرخش
chase پایه چرخش
revolutions چرخش دوران
rotation مقدار چرخش یک شی
turn-offs محل چرخش
spins چرخش به سرعت
turn off محل چرخش
spins چرخش توپ
stuffed چرخش توپ
stuffs چرخش توپ
upward rotation چرخش رو به بالا
upturn چرخش ببالا
spin چرخش توپ
spin چرخش به سرعت
tumbles چرخش اشفتگی
tumbled چرخش اشفتگی
tumble چرخش اشفتگی
turn-off محل چرخش
fractional turn چرخش کسری
turning points نقطه چرخش
turning point نقطه چرخش
gyoradius شعاع چرخش
rpm چرخش بر دقیقه
rev چرخش بر دقیقه
pivot ship ناو چرخش
radius of gyration شعاع چرخش
number of revolutions چرخش بر دقیقه
high spin چرخش زیاد
revs per minute چرخش بر دقیقه
universal با چرخش ازاد
revolutions per minute چرخش بر دقیقه
wrest چرخش پیچش
forward dive شیرجه رو به اب با چرخش
quartimax rotation چرخش کوارتیماکس
rotatable چرخش پذیر
kick turn نیم چرخش
magnetic ritation چرخش مغناطیسی
rotational post شغل در چرخش
free rotation چرخش ازاد
molecular rotation چرخش مولکولی
radius of giration شعاع چرخش
wrests چرخش پیچش
speed of rotation چرخش بر دقیقه
oblique rotation چرخش مایل
pivot point مرکز چرخش
optical rotation چرخش نوری
sidespin چرخش بیک سو
sidespin چرخش انحرافی
sidespin چرخش توپ
orthogonal rotation چرخش عمودی
pick and roll ایجاد سد و چرخش
conrotatory motion چرخش همسو
proper rotation چرخش متعارف
cyclostat دستگاه چرخش
rotational speed سرعت چرخش
wresting چرخش پیچش
disrotatory motion چرخش ناهمسو
wrested چرخش پیچش
concentricity دقت چرخش
rotational speed چرخش بر دقیقه
improper rotation چرخش نامتعارف
spindle محور
interaxal محور
rachis محور
concentric هم محور
interaxial محور
spindles محور
mandrel محور
pintle محور
pedestal محور
pedestals محور
stem محور
x axis محور x
stemmed محور
stemming محور
stems محور
center line خط محور
shaft محور
shafts محور
mandril محور
axis خط محور
axle محور
axles محور
pivoted محور
coaxial هم محور
coaxal هم محور
pivots محور
dam axis محور سد
arbor محور
axis محور
y axis محور y
z axis محور z
pinned محور
shaft head محور
pivot محور
pin محور
azimuth محور
z axis محور "زد"
journal سر محور
cranked محور
cranking محور
cranks محور
trunnion سر محور
pinning محور
crank محور
type face نوع چرخش یکان
optical rotatory dispersion پاشندگی چرخش نوری
optical rotatory power قدرت چرخش نوری
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
hindered rotation چرخش ممانعت شده
period of roll زمان تناوب چرخش
rolls چرخش توپ والیبال
pinwheel چرخش از پهلو بدوربارفیکس
hindered rotation چرخش غیر ازاد
pivot point نقطه چرخش ناو
caracole نیم چرخش اسب
dorro yoop chagi ضربه پا به بغل با چرخش
full چرخش با پشتک کامل
jet turn چرخش موازی اسکی ها
flow process جریان چرخش کار
half circle چرخش نمیدایره ژیمناست
oblimax rotation چرخش مایل بیشینه
gyrostatics مبحث چرخش اجسام
turning circle دایره چرخش ناو
fullest چرخش با پشتک کامل
spindling چرخش دیسک دستی
oblimin rotation چرخش مایل کمینه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com