English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (12 milliseconds)
English Persian
magnetic ritation چرخش مغناطیسی
Search result with all words
magnetic tape موتور و دستگاه چرخان که به سیگنالهای الکتریکی امکان ضبط روی نوار مغناطیسی یا چرخش روی آن می دهند
magnetic tapes موتور و دستگاه چرخان که به سیگنالهای الکتریکی امکان ضبط روی نوار مغناطیسی یا چرخش روی آن می دهند
gap فضای باریک بین نوک ضبط یا چرخش و رسانه مغناطیسی
gaps فضای باریک بین نوک ضبط یا چرخش و رسانه مغناطیسی
air gap فاصله باریک بین نوک ضبط یا چرخش و رسانه مغناطیسی
Other Matches
magnetic induction چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
waltz three سه چرخش که پای ازاد درانتهای هر چرخش تماس بازمین پیدا میکند
mediums مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
softest که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
soft که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softer که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
medium مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
ferromagnetic material هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tape پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tapes پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic ink character recognition تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
tapes پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
tape پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
record گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
taped پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
degauss پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
magnetic skin effect جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
magnetic blowout خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
permalloy خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
single action یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
magnetic flow فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic reluctance مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
magnetic deflector یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic ritation گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
magnetic flux density چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
magnetic flux فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
reluctivity مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
dispersion پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
magnetic nuclear resonance تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
swirls چرخش
trolls چرخش
rotation چرخش
troll چرخش
swirling چرخش
swirled چرخش
swirl چرخش
gyrations چرخش
volte-face چرخش
rotational چرخش
turns چرخش
wrench چرخش
wrenched چرخش
wrenches چرخش
head rolling سر چرخش
turn چرخش
wheels چرخش
volte face چرخش
wheeling چرخش
wheel چرخش
gyration چرخش
whirling چرخش
whirlpool چرخش اب
circulation چرخش
revolution چرخش
circulations چرخش
twirled چرخش
whirlpools چرخش اب
revolutions چرخش
twirls چرخش
twirling چرخش
whirl چرخش
twirl چرخش
whirls چرخش
spin چرخش
levorotation چرخش به چپ
spins چرخش
whirled چرخش
optical rotation چرخش نوری
orthogonal rotation چرخش عمودی
tumble چرخش اشفتگی
tumbled چرخش اشفتگی
conrotatory motion چرخش همسو
concentricity دقت چرخش
compass swing چرخش خط محوری
axis of rotation محور چرخش
cyclostat دستگاه چرخش
quartimax rotation چرخش کوارتیماکس
wrested چرخش پیچش
wresting چرخش پیچش
wrests چرخش پیچش
radius of giration شعاع چرخش
disrotatory motion چرخش ناهمسو
proper rotation چرخش متعارف
pivot ship ناو چرخش
pivot point مرکز چرخش
pick and roll ایجاد سد و چرخش
wrest چرخش پیچش
oblique rotation چرخش مایل
helicopters چرخش در هوا
pivoting قابل چرخش
roll چرخش گردش
rolls چرخش گردش
twist چرخش بدن
twisting چرخش بدن
spins چرخش به سرعت
spins چرخش توپ
spin چرخش توپ
upturn چرخش ببالا
rotation مقدار چرخش یک شی
rotation چرخش دوران
twists چرخش بدن
stuff چرخش توپ
stuffed چرخش توپ
helicopter چرخش در هوا
spin چرخش به سرعت
chasing پایه چرخش
chases پایه چرخش
chased پایه چرخش
chase پایه چرخش
body english چرخش بی اختیار
turn-offs محل چرخش
turn-off محل چرخش
molecular rotation چرخش مولکولی
angle of rotation زاویه چرخش
turn off محل چرخش
revolutions چرخش دوران
revolution چرخش دوران
tumbles چرخش اشفتگی
stuffs چرخش توپ
vertical scrolling چرخش عمودی
upright spin چرخش ایستاده
rotational speed سرعت چرخش
universal با چرخش ازاد
turn table میز چرخش
turning points نقطه چرخش
turnabouts چرخش به یک طرف
upward rotation چرخش رو به بالا
turnabout چرخش به یک طرف
high spin چرخش زیاد
williamson turn چرخش ویلیامسون
rolled چرخش گردش
sidespin چرخش توپ
sidespin چرخش انحرافی
sidespin چرخش بیک سو
varimax rotation چرخش واریماکس
improper rotation چرخش نامتعارف
specific rotation چرخش ویژه
fractional turn چرخش کسری
topspin چرخش توپ
revolutions per minute چرخش بر دقیقه
speed of rotation چرخش بر دقیقه
rpm چرخش بر دقیقه
forward dive شیرجه رو به اب با چرخش
trepan چرخش انحراف
gyoradius شعاع چرخش
radius of gyration شعاع چرخش
rotatable چرخش پذیر
rev چرخش بر دقیقه
rotational speed چرخش بر دقیقه
kick turn نیم چرخش
rotational post شغل در چرخش
number of revolutions چرخش بر دقیقه
revs per minute چرخش بر دقیقه
turning point نقطه چرخش
free rotation چرخش ازاد
full چرخش با پشتک کامل
pivots چرخش حول یک محور
pivoted چرخش حول یک محور
pivot چرخش حول یک محور
fullest چرخش با پشتک کامل
jet turn چرخش موازی اسکی ها
hindered rotation چرخش غیر ازاد
oblimin rotation چرخش مایل کمینه
turning point نقطه لولای چرخش
evolution چرخش حرکت دورانی
hinge لولا چرخش لولایی
turning points نقطه لولای چرخش
turning circle دایره چرخش ناو
mutarotation تغییر چرخش نوری
spindling چرخش دیسک دستی
type face نوع چرخش یکان
hinges لولا چرخش لولایی
hindered rotation چرخش ممانعت شده
oblimax rotation چرخش مایل بیشینه
optical rotatory dispersion پاشندگی چرخش نوری
optical rotatory power قدرت چرخش نوری
gyrostatics مبحث چرخش اجسام
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
flow process جریان چرخش کار
pivot point نقطه چرخش ناو
dorro yoop chagi ضربه پا به بغل با چرخش
spinning چرخش [گردش] [دوران ]
period of roll زمان تناوب چرخش
rotational reflection axis محور چرخش انعکاس
pinwheel چرخش از پهلو بدوربارفیکس
half circle چرخش نمیدایره ژیمناست
rolls چرخش توپ والیبال
caracole نیم چرخش اسب
roll چرخش توپ والیبال
vertigo دوار سر چرخش بدور
rolled چرخش توپ والیبال
whirls چرخش یا دوران جریان سیال
looped چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
swirling گشتن باعث چرخش شدن
loop چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
loops چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
to whirl up بطور چرخش بالا رفتن
layover چرخش روی یک پا وچرخاندن بدن
whirl چرخش یا دوران جریان سیال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com