English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
read restore cycle چرخه خواندن و ترمیم
Other Matches
read write cycle چرخه خواندن و نوشتن
cycle time مدت چرخه زمان چرخه
lilt اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
lilts اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
amendment ترمیم
reconstruction ترمیم
reconstructions ترمیم
amendments ترمیم
recovery ترمیم
restoration ترمیم
regeneration ترمیم
recoveries ترمیم
betterment ترمیم
read head هد خواندن راس خواندن
cabinet reshuffle ترمیم کابینه
amending ترمیم کردن
restored ترمیم کردن
amended ترمیم کردن
amend ترمیم کردن
recovers ترمیم شدن
restores ترمیم کردن
reform ترمیم کردن
restoring ترمیم کردن
reforms ترمیم کردن
recovering ترمیم شدن
restore ترمیم کردن
recover ترمیم شدن
restoration اعاده ترمیم
rehabilitated ترمیم کردن
rehabilitates ترمیم کردن
reshuffle ترمیم کردن
reshuffled ترمیم کردن
reshuffling ترمیم کردن
file recovery ترمیم فایل
rehabilitate ترمیم کردن
error recovery ترمیم خطا
rehabilitating ترمیم کردن
reshuffles ترمیم کردن
hottest تشخیص و ترمیم خطا
relief ترمیم اسایش خاطر
error recovery procedures رویههای ترمیم خطا
hotter تشخیص و ترمیم خطا
cost of reproduction هزینه نوسازی و ترمیم
recoverable error خطای قابل ترمیم
recoverable error خطای ترمیم پذیر
e r p برنامه ترمیم اروپا
hot تشخیص و ترمیم خطا
irrecoverable error خطای غیر قابل ترمیم
orthopaedics اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
to recover from something ترمیم شدن [مثال از بحرانی]
patching ترمیم سنگفرش لکه گیری
rotation چرخه
tricycles سه چرخه
tricycle سه چرخه
cycles چرخه
water cycle چرخه اب
hydrologic cycle چرخه اب
cyclones چرخه
cyclone چرخه
cycled چرخه
trike سه چرخه
monocycle یک چرخه
velocipede سه چرخه
monocyle یک چرخه
tricyclic سه چرخه
cycle چرخه
orthopedics اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی استخوانپزشکی
cost of maintenance هزینه نگهداری و ترمیم نفقه و خرجی
handlebar دسته دو چرخه
minor cycle خرد چرخه
kilocycle هزار چرخه
minor cycle چرخه خرد
menstrual cycle چرخه قاعدگی
major cycle چرخه بزرگ
megacycle میلیون چرخه
magnetic whirl چرخه مغناطیسی
pedicab سه چرخه پایی
megacycle مگا چرخه
major cycle بزرگ چرخه
memory cycle چرخه حافظه
machine cycle چرخه ماشین
life cycle چرخه دوام
cycle stealing چرخه دزدی
circulation of a vector چرخه بردار
carnot cycle چرخه کارنو
cardiac cycle چرخه قلبی
biorhythm چرخه زیستی
activity cycle چرخه فعالیت
cycle چرخ چرخه
cycle چرخه زدن
life-cycles چرخه زندگی
cycled چرخه زدن
cycles چرخ چرخه
cycles چرخه زدن
cyclone چرخه باد
cyclones چرخه باد
cycle stealing مدت چرخه
life-cycle چرخه زندگی
instruction cycle چرخه دستورالعمل
hz چرخه درثانیه
hertz چرخه در ثانیه
four cycle چهار چرخه
execution cycle چرخه اجرا
execute cycle چرخه اجرا
duty cycle چرخه کار
display cycle چرخه نمایش
design cycle چرخه طراحی
cycles per second چرخه در ثانیه
cycle time مدت چرخه
cycling چرخه زنی
fetch cycle چرخه واکشی
cycled چرخ چرخه
tricar اتومبیل سه چرخه
tropical cyclone چرخه استوایی
six by six ماشین شش چرخه
storage cycle چرخه انباره
search cycle چرخه جستجو
head crash برخورد فیزیکی نوک خواندن /نوشتن با سطح دیسک برخورد نوک خواندن ونوشتن با سطح ضبط شونده یک دیسک سخت که نتیجه اش از دست اطلاعات میباشد خرابی هد
logic ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
reset cycle چرخه باز نشانی
citric acid cycle چرخه سیتریک اسید
born haber cycle چرخه بورن- هابر
kilomegacycle هزار میلیون چرخه
gigacycle هزار میلیارد چرخه
gramdfather cycle چرخه پدر بزرگ
six by six وسیله نقلیه شش چرخه
kilomegacycle یک بیلیون چرخه در ثانیه
computer processing cycle چرخه پردازش کامپیوتر
data processing cycle چرخه پردازش داده
toothed wheel چرخه دندانه دار
internal cycle time زمان چرخه داخلی
program development cycle چرخه ایجاد برنامه
acoustic حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
maintainability توانایی ترمیم سریع و کارا در صورت بروز خرابی
extends فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
wagonette گردونه چهار چرخه یک یا چنداسبه
tarantass درشکه بی فنروچهار چرخه روسی
hard که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
remedial maintenance باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
harder که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
hardest که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
lock up وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
monorails ریل واحدمخصوص حرکت ترن یک چرخه
trailer یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
monorail ریل واحدمخصوص حرکت ترن یک چرخه
trailers یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
The tourist industry is recovering to pre-crisis levels. صنعت گردشگری آهسته ترمیم می شود و به سطح قبل از بحران می رسد.
logic ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
tumbrel or bril ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
halted دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halts دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halt دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
wheel [همچنین علامتی در فرش چین به مفهوم چرخه زندگی]
troubleshoot 1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
self- سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند
waggonette گردونه چهار چرخه که یک یاچند اسب انرا می کشد...دارد
maintenance 1-قرار دادن ماشین در وضعیت کارایی خوب . 2-کارهایی که برای اجرای سیستم انجام می شوند مثل ترمیم خرابی ها
cycle stealing ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی
self- سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند
null cycle زمان مورد نیاز برای چرخیدن درون یک برنامه کامل بدون تعریف دادههای جدید چرخه تهی
plug [نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.]
read خواندن
reading خواندن
to take lessons یا خواندن
reading age سن خواندن
lip-reads لب خواندن
misreading بد خواندن
misread بد خواندن
lip-read لب خواندن
lip read لب خواندن
misreads بد خواندن
recitations از بر خواندن
recitation از بر خواندن
rhapsodiz خواندن
intoning خواندن
intone خواندن
reads خواندن
intones خواندن
intoned خواندن
readings خواندن
dental restoration ترمیم دندان [دندان پزشکی]
dental filling ترمیم دندان [دندان پزشکی]
safe format عملیات فرمت که داده موجود را خراب نمیکند ودرصورتی که یسک اشتباه را فرمت کرده باشید امکان ترمیم داده وجود دارد
lulling لالایی خواندن
lulls لالایی خواندن
criminiate مرجم خواندن
criminate مجرم خواندن
chortles سرودوتسبیح خواندن
chortling سرودوتسبیح خواندن
chortled سرودوتسبیح خواندن
lull لالایی خواندن
lulled لالایی خواندن
scan با وزن خواندن
spells پی بردن به خواندن
scanned با وزن خواندن
chitter اواز خواندن
cantillate با اواز خواندن
to read wrong اشتباه [ی] خواندن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com