Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 197 (9 milliseconds)
English
Persian
life cycle
چرخه دوام
Other Matches
cycle time
مدت چرخه زمان چرخه
monocycle
یک چرخه
cycle
چرخه
water cycle
چرخه اب
hydrologic cycle
چرخه اب
tricyclic
سه چرخه
cyclone
چرخه
cyclones
چرخه
rotation
چرخه
monocyle
یک چرخه
tricycle
سه چرخه
tricycles
سه چرخه
velocipede
سه چرخه
trike
سه چرخه
cycled
چرخه
cycles
چرخه
weak
کم دوام
perpetuity
دوام
permanency
دوام
permanencies
دوام
weaker
کم دوام
weakest
کم دوام
weaknesses
کم دوام
perdurability
دوام
quick fading
بی دوام
senectitude
دوام
short life
کم دوام
subsistance
دوام
of short continuance
کم دوام
memnetary
کم دوام
loughness
دوام
permanence
دوام
toughness
دوام
substance
دوام
substances
دوام
abidance
دوام
gaseous
بی دوام
durante
دوام
incessancy
دوام
lastingness
دوام
limit fatigue stress
حد دوام
subsistence
دوام
lives
دوام
continuance
دوام
flimsier
بی دوام
flimsiest
بی دوام
short lived
بی دوام
durability
دوام
strengths
دوام
life
دوام
short-lived
بی دوام
endurance
دوام
strength
دوام
flimsy
بی دوام
resistance
دوام
continuity
دوام
stability
دوام
four cycle
چهار چرخه
instruction cycle
چرخه دستورالعمل
hz
چرخه درثانیه
fetch cycle
چرخه واکشی
hertz
چرخه در ثانیه
cycles per second
چرخه در ثانیه
design cycle
چرخه طراحی
display cycle
چرخه نمایش
duty cycle
چرخه کار
execute cycle
چرخه اجرا
execution cycle
چرخه اجرا
pedicab
سه چرخه پایی
memory cycle
چرخه حافظه
tricar
اتومبیل سه چرخه
storage cycle
چرخه انباره
six by six
ماشین شش چرخه
search cycle
چرخه جستجو
minor cycle
چرخه خرد
minor cycle
خرد چرخه
menstrual cycle
چرخه قاعدگی
megacycle
مگا چرخه
megacycle
میلیون چرخه
major cycle
چرخه بزرگ
major cycle
بزرگ چرخه
magnetic whirl
چرخه مغناطیسی
machine cycle
چرخه ماشین
tropical cyclone
چرخه استوایی
cycle time
مدت چرخه
carnot cycle
چرخه کارنو
cardiac cycle
چرخه قلبی
cycle
چرخه زدن
cycle
چرخ چرخه
biorhythm
چرخه زیستی
life-cycles
چرخه زندگی
cycling
چرخه زنی
cyclones
چرخه باد
cyclone
چرخه باد
activity cycle
چرخه فعالیت
handlebar
دسته دو چرخه
cycled
چرخ چرخه
life-cycle
چرخه زندگی
cycle stealing
مدت چرخه
cycle stealing
چرخه دزدی
cycled
چرخه زدن
kilocycle
هزار چرخه
circulation of a vector
چرخه بردار
cycles
چرخ چرخه
cycles
چرخه زدن
standing
دوام شهرت
wear
دوام کردن
lasted
دوام کردن
nondurable goods
کالاهای بی دوام
lasts
دوام کردن
weaker
سست کم دوام
lasts
دوام داشتن
weak
سست کم دوام
fugitives
بی دوام زودگذر
fugitive
بی دوام زودگذر
holdout
دوام آوردن
holdouts
دوام آوردن
lastingly
بطور با دوام
soft goods
کالاهای بی دوام
wears
دوام کردن
ruggedization
با دوام سازی
rated fatigue limit
حد دوام نامی
persistence
دوام ماندگاری
persistency
دوام سماجت
perennate
دوام یافتن
perennate
دوام اوردن
viability
قابلیت دوام
weaknesses
سست کم دوام
endurance limit
حد دوام مصالح
horary
بی دوام زودگذر
fugacious
بی دوام زودریز
fallal
چیزبی دوام
it had a short life
کم دوام بود
stock-cars
قدرت و دوام
weakest
سست کم دوام
stock-car
قدرت و دوام
last
دوام داشتن
brittle
بی دوام زودشکن
contiguous
پیوستگی دوام
lasted
دوام داشتن
last
دوام کردن
viable
قابل دوام
stock car
قدرت و دوام
read write cycle
چرخه خواندن و نوشتن
reset cycle
چرخه باز نشانی
born haber cycle
چرخه بورن- هابر
gigacycle
هزار میلیارد چرخه
toothed wheel
چرخه دندانه دار
six by six
وسیله نقلیه شش چرخه
citric acid cycle
چرخه سیتریک اسید
gramdfather cycle
چرخه پدر بزرگ
read restore cycle
چرخه خواندن و ترمیم
internal cycle time
زمان چرخه داخلی
data processing cycle
چرخه پردازش داده
kilomegacycle
یک بیلیون چرخه در ثانیه
kilomegacycle
هزار میلیون چرخه
computer processing cycle
چرخه پردازش کامپیوتر
program development cycle
چرخه ایجاد برنامه
semiannual
دارای دوام شش ماهه
outlives
بیشتر دوام اوردن
to stand out
دوام یاایستادگی کردن
consumer nondurables
کالاهای مصرفی بی دوام
outlive
بیشتر دوام اوردن
outlived
بیشتر دوام اوردن
producer durable equipment
تجهیزات با دوام تولیدی
consumer durables
کالاهای مصرفی پر دوام
nondurable consumer goods
کالاهای مصرفی بی دوام
falderal
چیزبی بهاوبی دوام
outwear
بیشتر دوام کردن
outliving
بیشتر دوام اوردن
wagonette
گردونه چهار چرخه یک یا چنداسبه
tarantass
درشکه بی فنروچهار چرخه روسی
runs
دوام یافتن ادامه دادن
hang on
ادامه دادن دوام داشتن
run
دوام یافتن ادامه دادن
lasts
دوام داشتن طول کشیدن
stand out
دوام اوردن ایستادگی کردن
ruggedize
محکم وبا دوام ساختن
last
دوام داشتن طول کشیدن
lasted
دوام داشتن طول کشیدن
trailers
یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
trailer
یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
monorails
ریل واحدمخصوص حرکت ترن یک چرخه
monorail
ریل واحدمخصوص حرکت ترن یک چرخه
to stand the test of time
برای مدت زیاد دوام آوردن
galleta
چمن با دوام جنوب امریکا و مکزیکو
to stand the test
برای مدت زیاد دوام آوردن
tumbrel or bril
ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
outdare
تحریک بجنگ کردن دوام اوردن دربرابر
to have stood the test of time
برای مدت زیاد دوام آورده باشد
wheel
[همچنین علامتی در فرش چین به مفهوم چرخه زندگی]
waggonette
گردونه چهار چرخه که یک یاچند اسب انرا می کشد...دارد
static economy
اقتصاد ساکن وضعیت اقتصادی یی که مدت زیادی دوام یابد
cycle stealing
ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی
null cycle
زمان مورد نیاز برای چرخیدن درون یک برنامه کامل بدون تعریف دادههای جدید چرخه تهی
use testing
ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com