Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
Where are the luggage trolleys?
چرخ دستی حمل بار کجا هستند؟
Search result with all words
Where are the luggage trolleys?
چرخ دستی اسباب و اثاثیه کجا هستند؟
Other Matches
standard
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standards
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
manual
دستور رزمی دستی سیستم دستی
craft revolving fund
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
craft reimbursable supply
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
cads
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cad
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
plants indigenous to that soil
هستند
they are all of one mind
هستند
are
هستند
ScriptX
هستند
three handed
سه دستی
single-handed
یک دستی
handmade
دستی
levorotation
چپ دستی
hand held
دستی
bellows
دم دستی
manual
دستی
hand made
دستی
portable
دستی
left handedness
چپ دستی
ready use
دم دستی
handy
دستی
handiest
دستی
handier
دستی
palmar
کف دستی
they are at loggerheads
هر دو سنگ یک من هستند
there are numbers who
بسیاری هستند که
who are they?
انها کی هستند
they are well matched
هم کفو هستند
handicraft
کار دستی
bungling
خام دستی
manual ringing
زنگ دستی
handicraft
صنعت دستی
handicraft
پیشه دستی
handlist
فهرست دستی
handbooks
کتاب دستی
handbook
کتاب دستی
handicraft
هنر دستی
bungles
خام دستی
bungled
خام دستی
bungle
خام دستی
manual skills
مهارتهای دستی
handcarts
چرخ دستی
handcarts
ارابه دستی
concertina
ارغنون دستی
manual skill
مهارت دستی
handcart
چرخ دستی
handcart
ارابه دستی
handsaw
اره دستی
handwheel
چرخ دستی
manual operation
عمل دستی
handhold
گیره دستی
manual labour
امضای دستی
line hand
دستی که نخ را می کشد
long bow
کمان دستی
manual input
ورودی دستی
manual exchange
مرکز دستی
manual cutout
افتامات دستی
manual adjustment
تنطیم دستی
manual control
کنترل دستی
manula shifting
اتصال دستی
caning
چوب دستی
push cart
چرخ دستی
made ground
خاک دستی
handwork
دستی دستکاری
sideboards
میز دم دستی
sideboard
میز دم دستی
manual pinion shift
استارت دستی
manual override
القای دستی
manual operation
عملیات دستی
cane
چوب دستی
caned
چوب دستی
canes
چوب دستی
manual controller
نافم دستی
fly sheet
اعلانات دستی
hand cart
ارابه دستی
hand cart
چرخ دستی
hand compaction
توپرسازی دستی
hand compaction
تراکم دستی
hand crane
جرثقیل دستی
hand crane
بارانگیز دستی
hand drill
مته دستی
portable drill
مته دستی
cold link
پیوند دستی
close fistedness
خشک دستی
hand grenade
نارنجک دستی
carpenter's clamp
پیچ دستی
bull horn
بلندگوی دستی
hand held computer
کامپیوتر دستی
hand lade
پاتیل دستی
crank handle
اهرم دستی
hand power winch
جراثقال دستی
fly bill
اگهی دستی
fly bill
اعلان دستی
gaucherie
خام دستی
eye glass
عینک دستی
go devil
ارابه دستی
end table
میزکوچک دم دستی
hand augger
مته دستی
dump barrow
حرخ دستی
dug well
چاه دستی
string hand
دستی که زه را می کشد
drawing hand
دستی که زه را می کشد
door bundle
بارهای دستی
hand brake
ترمز دستی
hand cable winch
جراثقال دستی
desk checking
بررسی دستی
bitstock
مته دستی
attache case
کیف دستی
light fingers
چابک دستی
gimlets
مته دستی
gimlet
مته دستی
hand tool
ابزار دستی
hand torch
مشعل دستی
hand vise
گیره دستی
hand wheel
چرخ دستی
handbell
زنگ دستی
pushcarts
ارابه دستی
pushcart
ارابه دستی
Jim Crow
ریل خم کن دستی
handicrafts
صنایع دستی
inexperience
خام دستی
hand saw
اره دستی
hand roller
غلطک دستی
alggardness
کند دستی
adeptness
زبر دستی
adeptly
زبر دستی
hand mill
اسیاب دستی
concertinas
ارغنون دستی
concertinaing
ارغنون دستی
concertinaed
ارغنون دستی
guns
تلمبه دستی
gun
تلمبه دستی
hand molding
قالبریزی دستی
hand molding shop
قالبریزی دستی
hand operated chuck
سه نظام دستی
hand organ
ارگ دستی
hand reamer
کوبه دستی
hand receipt
رسید دستی
clumsiness
خام دستی
handbag
کیف دستی
trial balloon
<idiom>
یک دستی زدن
foozle
خام دستی
hand lever
اهرم دستی
side board
میز دم دستی
submachinegun
مسلسل دستی
smack
کف دستی زدن
smacked
کف دستی زدن
smacks
کف دستی زدن
right handedness
راست دستی
quern
اسیاب دستی
staff gauge
اشل دستی
skill
چیره دستی
handbills
اگهی دستی
handbags
کیف دستی
hang-gliding
گلایدر دستی
stick shift
دندهی دستی
tommy gun
مسلسل دستی
sub-machine gun
مسلسل دستی
tin snips
قیچی دستی
sub-machine guns
مسلسل دستی
stick shifts
دندهی دستی
sub-machine guns
تیربار دستی
egg beater
همزن دستی
manual focusing knob
دکمهزوم دستی
handbill
اگهی دستی
post hole auger
مته دستی
portable weir
سرریز دستی
sub-machine gun
تیربار دستی
mill file
سوهان دستی
paving beetle
تخماق دستی
nattiness
زبر دستی
nimble fingers
چابک دستی
hand knot
گره دستی
manually
بصورت دستی
portable receiver
رادیوی دستی
portable instrument
سنجه دستی
The roads are obstructed.
جاده ها مسدود هستند.
such as are happy
انهایی که خوشبخت هستند
analogues
ی از حالت آنالوگ هستند
analog
ی از حالت آنالوگ هستند
they are well matched
حریف یکدیگر هستند
Such people are wicked .
اینگونه آدمها شر هستند
analogue
ی از حالت آنالوگ هستند
5, 7, 9 are odd numbers .
5؟7؟9 اعداد فرد هستند
hand advance
میزان کردن دستی
javelin
نیزه دستی سبک
go devil
ماشین بذرپاش دستی
hand selector switch
سوئیچ سلکتور دستی
equipment bag
ساک دستی بازیگر
get round
پیش دستی کردن بر
free head grinding
سنگ زنی دستی
forestall
پیش دستی کردن بر
misery
تهی دستی نکبت
miseries
تهی دستی نکبت
hand screw press
پرس پیحی دستی
hand bag
کیف دستی خانم ها
down hand welding
جوشکاری پایین دستی
hand loom
دستگاه بافندگی دستی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com