English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
planetary gear چرخ دنده سیارهای
Other Matches
planetoid سیارهای
planetary nebula ابری سیارهای
planetary nebula سحابی سیارهای
planetesimal ذرات سیارهای
planetoidal خرده سیارهای
ungear از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
planetesimal hypothesis فرضیه ذرات سیارهای
planetoid اجرام ستاره مانند سیارهای شکل
interior planet سیارهای که مدارش دردرون مدار زمین است
pinion دنده پینیون دنده لایتناهی
pinioning دنده پینیون دنده لایتناهی
spur gear دنده مهمیزی دنده خاردار
pinions دنده پینیون دنده لایتناهی
epicyclic transmission یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
bell gear چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
satelloid ماهوارهای که مدار گردش ان داخل اتمسفر سیارهای بوده و بنابراین احتیاج به تراست پیوسته یا متناوب دارد
rougher دنده دنده کننده
inferior planet سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
sprocket دنده چرخ زنجیرخور چرخ دنده
gears دنده
dependum ته دنده
costa دنده
rib دنده
strict یک دنده
geap دنده
gear دنده
geared دنده
slat دنده ها
slats دنده ها
drives دنده
spare ribs سر دنده
hard-nosed یک دنده
stricter یک دنده
strictest یک دنده
drive دنده
cog [cogwheel] چرخ دنده
external thread دنده خارجی
gear box جعبه دنده
french chop گوشت دنده
cogged wheel چرخ دنده
cog wheel چرخ دنده
gearwheel چرخ دنده
spareribs گوشت دنده
cogged wheels چرخ دنده ها
drive mechanism جعبه دنده
dependum angle زاویه ته دنده
bendix دنده بندیکس
bendix دنده استارت
bevel gear دنده مورب
bevel gear دنده کرامویل
cogwheel چرخ دنده
cramwheel دنده کرامویل
cramwheel دنده مخروطی
gear wheels چرخ دنده ها
gearwheels چرخ دنده ها
cogwheels چرخ دنده ها
cog wheels چرخ دنده ها
gear case جعبه دنده
gear cutter دنده تراش
chop گوشت دنده
ratchet دنده جغجغه ای
worm gear دنده مورب
worm gear دنده مارپیچی
shifting lever دسته دنده
wheelwork چرخ دنده
sprocket دنده زنجیر
spur gear دنده ملخی
transmission case جعبه دنده
steering gear دنده فرمان
top radius گردی سر دنده
planetary gear دنده خورشیدی
pinwheel چرخ دنده
gear level دسته دنده
jackshaft دنده دو در اتومبیل
gear wheel چرخ دنده
high speed دنده سریع
stick shift دسته دنده
cross-rib دنده ی قوس
steering gear دنده سکان
jackshaft دنده عقب
laticostate دنده پهن
low gear دنده کندکن
toothed wheel چرخ دنده
geared چرخ دنده
gearshift دنده عوض کن
pinioning جرخ دنده
gearshift میله دنده
gear چرخ دنده
gears جعبه دنده
timber دنده عرضی
gears چرخ دنده
pinions جرخ دنده
gearshifts میله دنده
frame دنده عرضی
thread دنده پیچ
pinion جرخ دنده
stave دنده بشکه
gearshifts دنده عوض کن
geared جعبه دنده
gear جعبه دنده
transmission جعبه دنده
sheaths تیزی دنده
sheath تیزی دنده
reverse gears دنده معکوس
reverse gear دنده معکوس
threads دنده پیچ
cog دنده چرخ
cogs دنده چرخ
rib گوشت دنده
ribbed دنده دار
gearing جعبه دنده
gearbox جعبه دنده
gearboxes جعبه دنده
longitudinal دنده طولی
rib دنده میله
transmissions جعبه دنده
grooved دنده دار
starter gear ring چرخ دنده استارتر
steering gear جعبه دنده فرمان
short ribs گوشت با استخوان دنده
riblet انتهای دنده گوسفند
sawtooth wave موج دنده ارهای
rib هرچیز شبیه دنده
rib دنده دار کردن
pinions دنده هرزه گرد
precostal واقع در پیش دنده ها
quick change gearbox جعبه دنده نورتون
rachet ضامن چرخ دنده
reduction gear چرخ دنده کاهنده
ratchets ضامن چرخ دنده
planetary gear جعبه دنده خورشیدی
step up gear چرخ دنده افزاینده
sun gear چرخ دنده خورشیدی
cross-springer [دنده اریب در طاق]
gear shift دسته دنده اتومبیل
gear lever دسته دنده اتومبیل
gear stick دسته دنده اتومبیل
ratchet ضامن چرخ دنده
wracks چرخ دنده دار
wracked چرخ دنده دار
racks چرخ دنده دار
racked چرخ دنده دار
gear box جعبه دنده گیرباکس
get up on the wrong side of the bed <idiom> از دنده چپ بلند شدن
spare ribs گوشت دنده با استخوان
worm wheel دنده کرمی شکل
pinions چرخ دنده جناحی
pinioning دنده هرزه گرد
transmission gear چرخ دنده انتقال
transmission grease گریس جعبه دنده
transmission oil روغن جعبه دنده
tricostate سه دندهای دارای سه دنده
tumble gear چرخ دنده واسطه
pinioning چرخ دنده جناحی
pinion دنده هرزه گرد
pinion چرخ دنده جناحی
worm gear چرخ دنده حلزونی
worm wheel چرخ دنده حلزونی
rack چرخ دنده دار
gear friction اصطکاک چرخ دنده
gearbox position وضعیت جعبه دنده
grub screw میله دنده دار
eight speed gear drive گیربکس هشت دنده
driving gear چرخ دنده محرک
gears پوشش دنده دار
gear case پوسته جعبه دنده
differential gear دنده عقب اتومبیل
helical gear چرخ دنده حلزونی
four gear drive گیربکس چهار دنده
gear پوشش دنده دار
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
gear in درگیری دو چرخ دنده
gear change box جعبه تعویض دنده
geared پوشش دنده دار
gear quadrant ماهک جعبه دنده
gear ratio نسبت چره دنده ها
gear assembly مجموعه چرخ دنده ها
gear transmission ratio نسبت دنده گیربکس
spiral gear چرخ دنده حلزونی
high gear دنده قوی خودرو
he broke his rib or something دنده منده اش شکست
bevel gearing گیربکس دنده مخروطی
it serves him right دنده اش هم نرم شود
bevel gear drive جعبه دنده مخروطی
pair of gears زوج چرخ دنده
bevel gear چرخ دنده مخروطی
inside thread دنده داخلی قلاویز
compasition gear چرخ دنده مرکب
nut چرخ دنده ساعت
controlled stick steering دسته دنده خودکار
magnetic gear shift دسته دنده مغناطیسی
contact backlash دنده کور تماس
pull gear چرخ دنده بالابر
hoisting gear چرخ دنده بالابر
crown gear چرخ دنده محدب
fixie bicycle [fixie , one-gear bike without brakes] دوچرخه تک دنده [با چرخ آزاد]
transmission oil pump پمپ روغن جعبه دنده
transmission ratio نسبت تبدیل جعبه دنده
geared مجموع چرخهای دنده دار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com