English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (8 milliseconds)
English Persian
flicker چشمک زن
flickered چشمک زن
flickers چشمک زن
flasher چشمک زن
flashers چشمک زن
sign flasher چشمک زن
blinker چشمک زن
palpebrate چشمک زن
simperer چشمک زن
twinkler چشمک زن
winker چشمک زن
Search result with all words
blink چشمک زدن
blink چشمک
blinked چشمک زدن
blinked چشمک
blinks چشمک زدن
blinks چشمک
blind چراغ چشمک زن
blind چشمک زدن علامت دادن
blinded چراغ چشمک زن
blinded چشمک زدن علامت دادن
blinds چراغ چشمک زن
blinds چشمک زدن علامت دادن
sparkle جرقه زدن چشمک زدن
sparkled جرقه زدن چشمک زدن
sparkles جرقه زدن چشمک زدن
twinkle چشمک زدن
twinkle چشمک
twinkled چشمک زدن
twinkled چشمک
twinkles چشمک زدن
twinkles چشمک
bat چشمک زدن مژگان راتکان دادن
bats چشمک زدن مژگان راتکان دادن
batted چشمک زدن مژگان راتکان دادن
wink چشمک زدن
wink چشمک اغماض کردن
winked چشمک زدن
winked چشمک اغماض کردن
winking چشمک زدن
winking چشمک اغماض کردن
winks چشمک زدن
winks چشمک اغماض کردن
starlight نور ضعیف نور چشمک زن
winkle چشمک زدن
winkles چشمک زدن
blinking چشمک زنی
twinkling چشمک
twinkling چشمک زدن ستاره
aldis lmap چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
alternating light چراغ چشمک زن متغیر
anti collision light چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
blink microscope میکروسکوپ چشمک زن
blinker علامت چشمک زن
blinker چراغ چشمک زن علایم خط و نقطه مرس و ارسال پیام
blinker چراغ چشمک زن
eyewink چشمک
flashing light نور چشمک زن
flashing light چراغ چشمک زن
group flashing light چشمک زن دستهای
interrupted flashing light چراغ چشمک زن منقطع
interrupted quick flashing light چشمک زن تند مقطع
nict چشمک زدن
nictitate چشمک زدن
ocellus چشمک
quick flashing light چشمک زن تند
refresh rate تعداد دفعات در ثانیه که یک تصویر بر روی CRT بایدمجددا" ترسیم شود تا چشمک نزند میزان دوباره سازی
scintillation چشمک زدن ستارگان
stroboscopic tube لامپ چشمک زن
strobotron لامپ چشمک زن
the stars twinkle چشمک میزنند
The lights of the aircraft were blinking. چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com