English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (35 milliseconds)
English Persian
gaze چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gazed چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gazes چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gazing چشم دوختن زل زل نگاه کردن
Other Matches
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
to unstitch something [sewing] کوکی [بخیه ای] را باز کردن [دوختن پارچه] [فناوری بافندگی]
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
escallop دوختن
sews دوختن
sew دوختن
sew up دوختن
sewed دوختن
steek دوختن
transfixion بهم دوختن
suture چاک دوختن
skirt دامن دوختن
To anticipate a huge raki - off out something. کیسه دوختن
skirts دامن دوختن
skirted دامن دوختن
pourpoint لحاف دوختن
to look fixedly چشم دوختن
frill حاشیه دوختن بر
frills حاشیه دوختن بر
to copy در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to plagiarize در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to crib در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
fashioner لباس دوختن برای
fixes جادادن چشم دوختن به
To fix ones eyes on something. به چیزی چشم دوختن
sewing دوختن پارچه لباسی
ninth part of a man لباس دوختن برای
smocks روپوش زنانه دوختن
knight of the shears لباس دوختن برای
to darn socks جوراب [پاره] را دوختن
quilt مثل لحاف دوختن
fur خز دوختن به باردار شدن
quilts مثل لحاف دوختن
smock روپوش زنانه دوختن
fix جادادن چشم دوختن به
furs خز دوختن به باردار شدن
furbelow چین دوختن روی
it puckered up in sewing هنگام دوختن جمع شد
see نگاه کردن
eyeing نگاه کردن
sees نگاه کردن
eye نگاه کردن
eyes نگاه کردن
stared رک نگاه کردن
stare رک نگاه کردن
squinny کج کج نگاه کردن
stares رک نگاه کردن
eying نگاه کردن
to dwell on نگاه کردن
leered نگاه کج کردن
squint چپ نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look. چپ چپ نگاه کردن
leers نگاه کج کردن
leering نگاه کج کردن
to watch نگاه کردن
to look daggers چپ چپ نگاه کردن
regard نگاه کردن
squinted چپ نگاه کردن
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
to set eyes on نگاه کردن
leer نگاه کج کردن
to look on with نگاه کردن
squints چپ نگاه کردن
regarded نگاه کردن
regards نگاه کردن
ogle نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogled نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
reline پارچه کتانی تازه دوختن
it puckered up in sewing درضمن دوختن چین خورد
To move heaven and earth. زمین وزمان رابهم دوختن
to look through ones fingers نگاه دزدانه کردن
gape باشگفتی نگاه کردن
pry فضولانه نگاه کردن
gawks بی خیال نگاه کردن
gawks احمقانه نگاه کردن
pries بادقت نگاه کردن
pries فضولانه نگاه کردن
gape خیره نگاه کردن
stare خیره نگاه کردن
gaped خیره نگاه کردن
gaped باشگفتی نگاه کردن
glare خیره نگاه کردن
glares خیره نگاه کردن
glared خیره نگاه کردن
to have a look at something بچیزی نگاه کردن
gaze خیره نگاه کردن
stares خیره نگاه کردن
stared خیره نگاه کردن
gaze بادقت نگاه کردن
gawking بی خیال نگاه کردن
pried فضولانه نگاه کردن
peered با دقت نگاه کردن
thumb one's nose <idiom> با تنفر نگاه کردن
peer با دقت نگاه کردن
to look at somebody askance به کسی چپ چپ نگاه کردن
gazing خیره نگاه کردن
gazing بادقت نگاه کردن
skews منحرف کج نگاه کردن
skewing منحرف کج نگاه کردن
squinny زیرچشمی نگاه کردن
skew منحرف کج نگاه کردن
to look at each other به یکدیگر نگاه کردن
to run through نگاه اجمالی کردن در
peering با دقت نگاه کردن
gazes بادقت نگاه کردن
pried بادقت نگاه کردن
gawking احمقانه نگاه کردن
gazed خیره نگاه کردن
gawked احمقانه نگاه کردن
gawked بی خیال نگاه کردن
to make eyes at عاشقانه نگاه کردن
gawk احمقانه نگاه کردن
gawk بی خیال نگاه کردن
gazed بادقت نگاه کردن
gazes خیره نگاه کردن
look نگاه کردن نگریستن
looked نگاه کردن نگریستن
looks نگاه کردن نگریستن
to stael a look دزدانه نگاه کردن
glowers خیره نگاه کردن
goggle چپ نگاه کردن گشتن
goggled چپ نگاه کردن گشتن
goggling چپ نگاه کردن گشتن
glowered خیره نگاه کردن
gloats خیره نگاه کردن
peeking زیرچشمی نگاه کردن
gloating خیره نگاه کردن
glower خیره نگاه کردن
glows نگاه سوزان کردن
glim نگاه اجمالی کردن
gorgonize خیره نگاه کردن
peeked زیرچشمی نگاه کردن
glowed نگاه سوزان کردن
peeks زیرچشمی نگاه کردن
glowering خیره نگاه کردن
glow نگاه سوزان کردن
look up نگاه کردن مراجعهای
look about بهر سو نگاه کردن
keek نگاه دزدانه کردن
gapes باشگفتی نگاه کردن
to look a bout بهر سو نگاه کردن
to look behind پشت سر را نگاه کردن
peek زیرچشمی نگاه کردن
gloated خیره نگاه کردن
to look down با نگاه مطیع کردن
gloat خیره نگاه کردن
gaping خیره نگاه کردن
gaping باشگفتی نگاه کردن
gapes خیره نگاه کردن
to look forward نگاه کردن انتظارداشتن
pry بادقت نگاه کردن
peep از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
to look one up and down بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
celebrating نگاه داشتن تقدیس کردن
languishes باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
to d. into a book نگاه مختصر بکتابی کردن
languished باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
leered از گوشه چشم نگاه کردن
to drink in with ones eyes بچشم خریداری نگاه کردن
glowering اخم کردن نگاه خیره
teleview به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
retained ابقاء کردن نگاه داشتن
glower اخم کردن نگاه خیره
oeillade با کرشمه نگاه کردن غمزه
celebrate نگاه داشتن تقدیس کردن
retain ابقاء کردن نگاه داشتن
retains ابقاء کردن نگاه داشتن
leer از گوشه چشم نگاه کردن
to look forward expectantly to the future با انتظار به آینده نگاه کردن
languishing باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
celebrates نگاه داشتن تقدیس کردن
glowered اخم کردن نگاه خیره
retaining ابقاء کردن نگاه داشتن
languish باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
snoops نگاه تجسس امیز کردن
gawping مات و احمقانه نگاه کردن
leering از گوشه چشم نگاه کردن
gawped مات و احمقانه نگاه کردن
gawp مات و احمقانه نگاه کردن
keep tabs on <idiom> نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
snoop نگاه تجسس امیز کردن
snooped نگاه تجسس امیز کردن
snooping نگاه تجسس امیز کردن
gawps مات و احمقانه نگاه کردن
glowers اخم کردن نگاه خیره
leers از گوشه چشم نگاه کردن
give someone a black look با خشم به کسی نگاه کردن
glances نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
filed در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
peep باچشم نیم باز نگاه کردن
to shut in تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com