Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
hosghead
چلیک بزرگ
Other Matches
drum
چلیک
casks
چلیک
cask
چلیک
drummed
چلیک
firkin
چلیک
cade
چلیک
lagvt
تخته چلیک
gantries
جای چلیک
gantry
جای چلیک
gauntry
جای چلیک
keg
چلیک کوچک
strawberries
چلیک خوراکی
strawberry
چلیک خوراکی
cooper
چلیک ساز
cooperage
چلیک سازی
kegs
چلیک کوچک
barrels
چلیک لوله تفنگ
powder keg
چلیک یابشکه باروت
powder kegs
چلیک یابشکه باروت
barrel
چلیک لوله تفنگ
bail
حلقه دور چلیک سطل
wet cooper
سازنده چلیک برای مایعات
dry cooper
سازنده چلیک برای خشکه بار
gauger
کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
kilderkin
چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
parbuckle
طناب دولاکه بان چلیک یاچیزدیگر رامی غلتانند باطناب غلتاندن
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
gate
در بزرگ
macro
بزرگ
stour
بزرگ
mighty
بزرگ
gates
در بزرگ
headman
بزرگ
extensive
بزرگ
megapod
بزرگ پا
bandog
سگ بزرگ
gravest
بزرگ
big
بزرگ
extra
بزرگ
extra-
بزرگ
extras
بزرگ
canis majoris
سگ بزرگ
mightier
بزرگ
canis major
سگ بزرگ
spanking
بزرگ
spankings
بزرگ
majuscular
بزرگ
majuscule
بزرگ
grave
بزرگ
graves
بزرگ
massive
بزرگ
small
بزرگ نه
great
بزرگ
greatest
بزرگ
propylon
در بزرگ
bulky
بزرگ
majestic
بزرگ
bulkiest
بزرگ
mightiest
بزرگ
smaller
بزرگ نه
nonus
بزرگ
massively
بزرگ
eminent
بزرگ
paternal grandmother
نه نه بزرگ
adults
بزرگ
headmen
بزرگ
adult
بزرگ
great-
بزرگ
smallest
بزرگ نه
bigger
بزرگ
highs
بزرگ
larger
بزرگ
largest
بزرگ
enormous
بزرگ
decuman
بزرگ
king size
بزرگ
doyenne
زن بزرگ
doyennes
زن بزرگ
long ton
تن بزرگ
macrocephalic
بزرگ سر
voluminous
بزرگ
dignified
بزرگ
gross
بزرگ
large
بزرگ
swingeing
بزرگ
wallopings
بزرگ
highest
بزرگ
high
بزرگ
major
بزرگ
majored
بزرگ
full bottomed
بزرگ
majoring
بزرگ
of a large size
بزرگ
large sized a
بزرگ
swith
بزرگ
large sized
بزرگ
egregious
بزرگ
walloping
بزرگ
bulkier
بزرگ
immane
بزرگ
grosses
بزرگ
grossest
بزرگ
jumbos
بزرگ
jumbo
بزرگ
grossing
بزرگ
vast
بزرگ
magacephalic
بزرگ سر
hugeous
بزرگ
biggest
بزرگ
grosser
بزرگ
grossed
بزرگ
considerably large
بس بزرگ
vasty
بزرگ
to grow up
بزرگ شدن
pigsticker
چاقوی بزرگ
particianship
بزرگ منشی
the great vassals
تیولداران بزرگ
lofty
بلند بزرگ
the supreme
خدای بزرگ
bonfire
اتش بزرگ
paternal grandmother
مادر بزرگ
protonotary
محر ر بزرگ
to grow old
بزرگ شدن
enlarges
بزرگ کردن
enlarge
بزرگ کردن
particianship
بزرگ زادگی
propylaeum
در بزرگ ساختمان
the powers
دولتهای بزرگ
amplifies
بزرگ شدن
amplified
بزرگ شدن
amplifying
بزرگ شدن
enlarged
بزرگ کردن
to fil out
بزرگ شدن
enlarging
بزرگ کردن
pantoscopic
بزرگ نما
amplify
بزرگ شدن
maximises
بزرگ کردن
grandmothers
مادر بزرگ
distend
بزرگ کردن
distending
بزرگ کردن
distends
بزرگ کردن
billow
موج بزرگ اب
billowed
موج بزرگ اب
billowing
موج بزرگ اب
billows
موج بزرگ اب
bulldog
نوعی سگ بزرگ
bulldogs
نوعی سگ بزرگ
swells
بزرگ شدن
swelled
بزرگ شدن
maximising
بزرگ کردن
maximised
بزرگ کردن
dilating
بزرگ کردن
maximize
بزرگ کردن
maximized
بزرگ کردن
maximizes
بزرگ کردن
maximizing
بزرگ کردن
dilates
بزرگ کردن
dilate
بزرگ کردن
swell
بزرگ شدن
stull
قطعه بزرگ
stull
لقمه بزرگ
whackings
خیلی بزرگ
grander
بزرگ مهم
magnifies
بزرگ کردن
grandest
بزرگ مهم
bonfires
اتش بزرگ
saint bernard
نوعی سگ بزرگ
bollard
موت بزرگ
bollards
موت بزرگ
viola
ویولن بزرگ
magnum opus
کار بزرگ
grand
بزرگ مهم
magnify
بزرگ کردن
supergalaxy
کهکشان بزرگ
whacking
خیلی بزرگ
store
مغازه بزرگ
grandmother
مادر بزرگ
storing
مغازه بزرگ
magnifying
بزرگ کردن
sea captain
ملاح بزرگ
tankard
ابخوری بزرگ
tankards
ابخوری بزرگ
hunk
تکه بزرگ
magnified
بزرگ کردن
capital letter
حرف بزرگ
lives of great men
مردمان بزرگ
leek d;
[,vjvi ;i fv'ihd \ik ,
بزرگ دارد
leading nations
ملتهای بزرگ
largen vi
بزرگ شدن
largen
بزرگ کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com