English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 224 (12 milliseconds)
English Persian
meetly چنانکه در خور باشد
Search result with all words
paradoxically چنانکه مهمل نمایدولی درست باشد
laboriously ساعیانه چنانکه نماینده زحمت باشد
brilliantly چنانکه برجسته باشد
accordantly بطور موافق یا مطابق چنانکه جور باشد
adorably چنانکه شایسته ستایش باشد بطور ستوده
commendably چنانکه شایان ستایش باشد
contemptibly چنانکه سزاوارخواری باشد بطورقابل تحقیر
culpably چنانکه سزاوارسرزنش باشد
inviolably چنانکه سزاوارحرمت باشد
inviolately چنانکه بی حرمت نشده باشد
maritally چنانکه وابسته بشوهر باشد از راه عروسی
medially چنانکه درمیان باشد
modernly بسبک تازه چنانکه باب این عصر باشد
nutritiously چنانکه قوت دهد یا غذائیت داشته باشد
nutritively چنانکه قوت دهدیا غذائیت داشته باشد
objectiveness چنانکه در خارج معقول باشد
pestiferously چنانکه برای اخلاق دیگران زیان اور باشد
picturesquely چنانکه شایسته عکس برداری یانقاشی باشد
pitfully چنانکه سزاوارنکوهش باشد
pleasingly چنانکه خوش ایند باشد
pontifically چنانکه شایسته اسقفان باشد با جامه یا ایین اسقفی
portentously چنانکه نشانه بدی باشد بطور شگفت اور
sanguinarily چنانکه خونریزی دربرداشته باشد
Other Matches
reflexively چنانکه بخود فاعل برگرد د چنانکه مفعول ان
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
how چنانکه
so that چنانکه
in the event that چنانکه
as چنانکه
coordinately چنانکه یکجورباشد
dilatorily چنانکه پرشود
cresuendo چنانکه صداخردخرد
as it deserves چنانکه باید
as is well known چنانکه مشهور
insolubly چنانکه اب نشود
expressively چنانکه مقصودرابرساند
admissibleness چنانکه روا
prettily چنانکه زیبانماید
pinchingly چنانکه فشاراورد
so to speak چنانکه گویی
proper چنانکه شایدوباید
permissively چنانکه مخیرسازد
gratifyingly چنانکه خوشنودسازد
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
privatively چنانکه نفی یا استثناکند
pliably چنانکه بتوان خم کرد
decreasingly چنانکه روبکاهش گذارد
passably چنانکه بتوان پذیرفت
effusively چنانکه گویی بریزد
meetly چنانکه باید و شاید
perniciously چنانکه زیان اورد
funnily چنانکه خنده اورد
permissively چنانکه اجازه بدهد
opprobriously چنانکه رسوایی اورد
meaningly چنانکه مقصودرا برساند
according to his version چنانکه او شرح میداد
inadmissibly چنانکه روایاجایز نباشد
interminably چنانکه تمام نشود
inexcusably چنانکه نتوان معذوردانست
prettily بخوبی چنانکه باید
fitfully چنانکه بگیردوول کند
comme il faut چنانکه باید وشاید
gratifyingly چنانکه خوشی دهد
gruesomely چنانکه وحشت اورد
heliocentrically چنانکه ازمرکزخورشیدحساب شود
inexpressively چنانکه مقصودرا نرساند
convincingly چنانکه متقاعد کند
invulnerably چنانکه زخم برندارد
invisibly چنانکه دیده نشود
according as چنانکه بدان سان که
decrescendo چنانکه صداخردخردضعیف شود
irrecoverably چنانکه بهبودی نپذیرد
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
grandiosely بطورغلنبه چنانکه بزرگ نماید
hereditably چنانکه بتوان ارث برد
as is well known چنانکه همه کس بخوبی میدانند
presentably چنانکه بتوان پیشکش کرد
assumably چنانکه بتوان فرض کرد
fadelessly چنانکه پژمرده نشودیازوال نپذیرد
extraneously چنانکه وابسته بموضوع نباشد
euphoniously چنانکه بگوش خوش ایندباشد
engagingly چنانکه سرگرم یامشغول کند
epidemically چنانکه همه جاسرایت کند
prepossessingly چنانکه جلب توجه نماید
practicably چنانکه بتوان اجرا نمود
immovably چنانکه نتوان جنبش داد
piquantly چنانکه دهن رامزه بیاورد
intelligibly واضحا چنانکه بتوان دریافت
intangibly چنانکه نتوان درک کرد
organically چنانکه درساختمان یا سازمانی کارگرباشد
onerously چنانکه مستلزم انجام تعهدی
intangibly چنانکه نتوان احساس کرد
inseparably چنانکه نتوان سوا کرد
inexpressively چنانکه زبان دار نباشد
inexpressibly چنانکه نتوان بیان کرد
peerlessly چنانکه بی مانندباشد بطوربی همتا
interchangeably چنانکه بتوان بحای یکدیگربکاربرد
perceptibly چنانکه بتوان درک کرد
indefensibly چنانکه دفاع بردار نباشد
perplexingly چنانکه گیج یا حیران سازد
inexhaustibly چنانکه تهی یاتمام نشود
pestilently چنانکه برای اخلاق مضرباشد
causatively چنانکه دلالت برسبب نماید
inappreciably بسیار کم چنانکه محسوس نگرد د
irrefragably چنانکه نتوان تکذیب کرد
retroactively چنانکه شامل گذشته شود
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
adequately باندازه کافی چنانکه تکافو نماید
cogently چنانکه بتواند متقاعد کند باقوت
exhaustively چنانکه درهمه جزئیات واردشودیابحث کند
illustratively چنانکه روشن سازدیا توضیح دهد
sententiously چنانکه اندرزیانصیحتی رادر برداشته بتاشد
admissibly بطور قابل قبول چنانکه روا
irrecocilably چنانکه نتوان انرا وفق داد
penitentially چنانکه شخص را پشیمان و توبه کارنماید
functionally چنانکه وابسته به وفیفه اندا میباشد
colourably چنانکه بتوان برای ان بهانهای اورد
changeably چنانکه بتوان تغییرداد بطورقابل تغییر
persuasively چنانکه متقاعد سازدیا واداربکاری نماید
inerrably چنانکه هیچگاه خطا یا اشتباه نکند
to kick over the traces لگدپراندن لگدزدن چنانکه یا ان ورپاسرنگه بیفتد
pardonably چنانکه بتوان بخشید بطورامرزش پذیر
incommunicably چنانکه نتوان بادیگران در میان گذاشت
inimitably چنانکه نتوان انرا تقلید کرد
inscrutably چنانکه نتوان جستجو کردیا دریافت
invidiously چنانکه رشک یاحسادت کسیرا برانگیزد
commensurably چنانکه بتوان بایک پیمانه اندازه گرفت
movably چنانکه بتوان تکان داد بطورچنبش پذیر
accountably بطور مسئول چنانکه بتوان توضیح داد
indefeasibly بطور باطل نشدنی چنانکه نتوان الغاکرد
to eat humble pie پوزش خواستن چنانکه انسانرا پست نماید
indescribably چنانکه نتوان شرح دادیا توصیف کرد
discreditably چنانکه اعتبار رالطمه زند بطوربدنام کننده
relevantly بطور مناسب یامربوط چنانکه بیربط نباشد
corrigibly چنانکه بتوان اصلاح کرد بطوراصلاح پذیر
implacably از روی سختی یا سنگدلی چنانکه ارامش نپذیرد
flowerily چنانکه دارای عبارات پرصنعت یاتعارف امیزباشد
inextricably چنانکه نتوان از ان بیرون امد یا رهایی یافت
retrospectively چنانکه شامل گذشته شودیاعطف بماسبق کند
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
attributively بطور مستقیم چنانکه صورت فرع پیدا کند
irremissibly چنانکه نتوان بخشیدیا اغماض کرد بطورالزام اور
irreversibly چنانکه نتوان دگرگون یا واژگون ساخت یا لغو نمود
officinal names of drugs نامهای داروها چنانکه درکتاب داروسازی امده است
impalpably چنانکه لتوان با لامسه احساس کرد بطور بسیارنرم
opaquely چنانکه روشنایی پشت را بپوشاند بطور مبهم یا غیر مفهوم
irreclaimably بطور غیر قابل برگشت چنانکه نتوان بازیافت یابرگرداند
accessibly چنانکه بتوان بدان راه یافت بطور قابل دسترس
ineradicably بطور ریشه کن نشدنی چنانکه نتوان بیخ کن یا قلع وقمع نمود
inaccessibily بطور غیر قابل دسترسی چنانکه نتوان به او نزدیک شدیا اورادید
rough handling of a thing گذاشت وبرداشت چیزی به تندی چنانکه خراب شودیا اززیبائی ولطافت بیفتد
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
propor tionably بطور متناسب یا با قرینه چنانکه بتوان متناسب نمود
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
custom's declaration باشد
Benedictines باشد
admissibly باشد
incomplete flower کم باشد
Benedictine باشد
at the owner's risk باشد
reflexively باشد
some one or other هر کس باشد
admissibleness باشد
any old thing هر چه باشد
whosoever هر شخصی که باشد
let it be بگذارید باشد
worksheet ی داشته باشد
hydroxide داشته باشد
be it so چنین باشد
if any اگر باشد
coute que coute بهربهاکه باشد
if he be اگر او باشد
stet بگذارید باشد
keep your peck up دل داشته باشد
at most خیلی باشد
over crowding بیشتر باشد
let it remain as it is بگذارید باشد
beit so چنین باشد
whencesoever از هرجا که باشد
whoso هر شخصی که باشد
quantum sufficit چندان که بس باشد
kentish fire که نشانه نفاق ..باشد
if any اگر داشته باشد
riparian حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
strays که متوقف نشده باشد
straying که متوقف نشده باشد
stray که متوقف نشده باشد
well and good باشد چه ضرر دارد
rain or shine چه باران باشد چه آفتاب
flocculence یا دسته پشم باشد
if i find an opportunity اگر مجالی باشد
as the case may be تاچه مورد باشد
if need be اگر لازم باشد
at all events بهر وسیله که باشد
Keep your mind on your work. حواست بکارت باشد
You neednt worry . Dont bother your head. خیالت راحت باشد
shell back دریانوردی که از خط استواگذشته باشد
May his soull live in peace. روحش شاد باشد
He is not dead by any chance , is he ? نکند مرده باشد ؟
if necessary اگر لازم باشد
caryatid ستونی که مجسمه زن باشد
steady as you go راه ثابت باشد
at f. منتهی خیلی باشد
inoffensively بی انکه زننده باشد
i girder تیری که بشکل ) باشد
he must have gone باید رفته باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com