Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (8 milliseconds)
English
Persian
polycyclic
چند حلقهای چند دوری
Other Matches
armillary
حلقهای
gyrated
حلقهای
ring tailed
دم حلقهای
gyrates
حلقهای
ring cartilage
حلقهای
cricoid
حلقهای
gyrate
حلقهای
areolar
حلقهای
gyrating
حلقهای
annular
حلقهای
cyclic compound
ترکیب حلقهای
tricyclic drugs
داروهای سه حلقهای
extracyclic
برون حلقهای
cyc;ization
حلقهای شدن
cyclic impedance
ناگذرایی حلقهای
metamerism
تشکیل حلقهای
cyclic reactance
راکتانس حلقهای
cycloalkanes
الکانهای حلقهای
cyclic admittance
گذرایی حلقهای
closed chain
زنجیر حلقهای
girdle
حلقهای بریدن
girdled
حلقهای بریدن
girdles
حلقهای بریدن
girdling
حلقهای بریدن
bicyclic compound
ترکیب دو حلقهای
quasi cyclic
شبه حلقهای
parrel
طناب حلقهای
ring counter
شمارنده حلقهای
ring structure
ساختار حلقهای
loop antenna
انتن حلقهای
loop sling
بند حلقهای
loop structure
ساختار حلقهای
bicyclo compound
ترکیب دو حلقهای
ring network
شبکه حلقهای
ring shift
تغییر مکان حلقهای
macrocyclic effect
اثر درشت حلقهای
infinite
حلقهای که خروج ندارد.
macrocyclic musks
مشکهای درشت حلقهای
token ring network
شبکه نشانه حلقهای
multireel file
پرونده چند حلقهای
dehydrocyclization
حلقهای شدن با هیدروژن زدایی
inner loop
حلقهای درون حلقه دیگر
ring sight
شکاف درجه حلقهای یا دایرهای
link belt
نوار حلقهای جداشونده فشنگ
multireel sorting
مرتب کردن چند حلقهای
key-ring
حلقهای که بدان کلید می اویزند
key-rings
حلقهای که بدان کلید می اویزند
fused ring system
سیستم حلقهای جوش خورده
cyclic
کد حلقهای که مربوط به اعداد دهدهی میشود
nose ring
حلقهای که به بینی گاومیزنند تا بدان اورابکشند
paten
دوری
recurring
دوری
grail
دوری
farness
دوری
inverisimilitude
دوری
improbability
دوری
dish
دوری
patera
دوری
celestial lonitude
دوری
periodicity
دوری
periodic
دوری
serial
دوری
distances
دوری
distance
دوری
cyclical
دوری
separation
دوری
separations
دوری
inaccessibility
دوری
remoteness
دوری
rotation
دوری
dishes
دوری
serials
دوری
keep off
دوری کردن
to back out
[of]
دوری کردن
[از]
turning away
دوری واجتناب
to fight shy of
دوری کردن از
remotion
حرکت دوری
serial correlation
همبستگی دوری
that far
بان دوری
to give wide berth to
دوری کردن از
patellar
دوری وار
to keep one's d.
دوری کردن
to keep one's distance
دوری جستن
to keep at arms length
دوری کردن از
rangefinders
دوری یاب
recurring decimals
اعشار دوری
dory defence
دفاع دوری
shunned
دوری واجتناب
eccentricity
دوری از مرکز
circular reasoning
استدلال دوری
avoided
دوری کردن از
avoiding
دوری کردن از
avoids
دوری کردن از
circular flow
جریان دوری
circular definition
تعریف دوری
aviod
دوری کردن از
separates
مفارقت دوری
eccentricities
دوری از مرکز
avoid
دوری کردن از
separate
مفارقت دوری
encyclic
عمومی دوری
separated
مفارقت دوری
shun
دوری واجتناب
shunning
دوری واجتناب
shuns
دوری واجتناب
declination
دوری ازمحوراصلی
cyclic graph
گراف دوری
discs
حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
ringthe bull
بازی ای که دران حلقهای راپرتاب میکنندتابه قلابی بیاویزد
disc
حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
metameric
در وزن و ترکیب برابر و درخواص شیمیایی دگرگون حلقهای
cyclic group
گروه دوری
[ریاضی]
circular flow of income
جریان دوری درامد
to avoid something
دوری کردن از
[چیزی]
back out
دوری کردن از موج
to keep the peace
از جنگ دوری کردن
He is distantly related to us .
نسبت دوری با ما دارد
vorticel
جانور ذره بینی حلقهای شکل که در اب ایستاده زندگی میکند
messages
تعداد بیتهایی که یک پیام را نگه می دارند و در یک شبکه حلقهای می چرخند
message
تعداد بیتهایی که یک پیام را نگه می دارند و در یک شبکه حلقهای می چرخند
looped
حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
loops
حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
countering
دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
loop
حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
countered
دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
counter
دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
eluded
طفره زدن دوری کردن از
to distance
[dissociate]
oneself from
دوری
[قطع همکاری]
کردن از
He is distantly related to me .
بامن نسبت دوری دارد
elude
طفره زدن دوری کردن از
eludes
طفره زدن دوری کردن از
buttress spacing
دوری محورهای پشت بندها
patellate
بشکل قاب یا دوری یاطشت
elusive
کسی که ازدیگران دوری میکند
abduction
دوری از مرکز بدن قیاسی
eluding
طفره زدن دوری کردن از
self-
حلقهای که هر محل یا دستیابی ثبات را در حین اجرا به محلی که بودند بر می گرداند
mugwump
سیاست و حزب بازی دوری میکند
to turn one's back on somebody
از کسی دوری کردن
[اصطلاح مجازی]
the holy grail
دوری یاجامی که مسیح دراخرین شام خودبکاربرد
to dissociate
[disassociate]
oneself from somebody
[something]
از کسی
[چیزی]
دوری
[قطع همکاری]
کردن
Cambridge ring
استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد
patelliform
مانند کاسه زانو بشکل قاب یا دوری یا طشت
She resolved to give him a wide berth in future.
[She decided to steer clear of him in future.]
او
[زن]
تصمیم گرفت در آینده ازاو
[مرد]
دوری کند.
encratites
فرقهای ازنصاراکه ازگوشت خوردن وباده نوشی واختیارجفت دوری می
master slave manipulator
بازو و دست خودکار که به وسیله اپراتوراز فاصله دوری هدایت میشود
commutator
سری هادیهایی که بصورت شعاعی از یکدیگر جدا شده وبصورت حلقهای دور تا دورشفت گردنده ژنراتور قرارگرفته اند
do while
یک دستور برنامه نویسی زبان سطح بالا که تا موقعی که شرایط معینی وجود داشته باشد دستورالعملهای حلقهای را اجرا میکند
net ball
یکجور توپ بازی که توپ بایداز حلقهای که توری درزیران گذاشته اندردشود
scramble
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
Gezellig
<adj.>
دنج دلپذیر راحت. اشاره ضمنی به زمانی که با عزیزان بعد از چند وقت دوری میگذرانید.
scrambled
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambling
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambles
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
spanning tree
روش ایجاد توپولوژی شبکه که حلقهای ندارد و در صورت شکل یا خطای شبکه باعث افزونگی میشود
flying head
نوک خواندن / نوشتن دیسک سخت که به صورت حلقهای است و بالای سطح دیسک چرخان قرار دارد
isolationism
سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
jack ring
حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
early token release
در شبکه FDDI یا Ring-Token سیستمی که به دو Token اجازه حضور در شبکه حلقهای میدهد که مناسب برای وقتی است که ترافیک خط بالا است
back out
دوری کردن از الغاء کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com